💙💚
Истории 33
Sun Ain't Gonna Shine Anymore [L.S] на sizartaDowneyJr
sizartaDowneyJr
  • WpView
    Прочтений 66,415
  • WpVote
    Голосов 14,238
  • WpPart
    Частей 60
لویی مرگه. دستاش قاتله، چشم هاش خطره و لبخندهاش دروغ... هری زندگیه، دستاش هنره، چشم هاش آرامشه و لبخندهاش واقعی. ترکیب قشنگیه اما پایان قشنگی هم داره؟ #loveislove #larrystylinson
HERMAN | هِــرمـان на BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Прочтений 39,163
  • WpVote
    Голосов 8,929
  • WpPart
    Частей 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
Broken Wings (SIN2) [L.S] на S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Прочтений 22,580
  • WpVote
    Голосов 4,137
  • WpPart
    Частей 9
(جلد دوم از SIN) خداوندگارا بر من مرحمت كن و بال هاي شكسته ي مرا ترميم كن.
ᴛʜᴇ ʟᴀsᴛ ʜᴜᴍᴀɴ {ʟ.s} на rojii_tommo
rojii_tommo
  • WpView
    Прочтений 95,814
  • WpVote
    Голосов 20,452
  • WpPart
    Частей 95
پروژه ی kx1 , پروژه ای که خیلیا منتظر رونمایی شدن ازش هستن اما چی میشه اگر همه چیز از کنترل خارج شه؟ rojii_tommo🌻 1 in fanfiction🖇 1 in harrytop🖇 1 in larrystylinson🖇
(SomnAmbUliStic)+%5÷7=42 на Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Прочтений 80,395
  • WpVote
    Голосов 15,680
  • WpPart
    Частей 38
(Larry & Ziam Science Fanfiction) کد 1221: خواب گرد کد 8924: ما توی دنیایی زندگی می کنیم ک اون طور ک می خواییم شکلش می دیم مادر و پدر داریم زندگی می کنیم بزرگ می شیم و به این باور داریم ک همش یه آزمایش الهیه! هیچوقت فکر کردی ک تمام چیزایی ک دورو ورته,توهم خودت باشه؟ مثلا تو یه جا خواب باشی و... توی دنیایی ک توی سرت ساختن با ادمای الکی یه زندگی الکی ساختی ک همش بخشی از توهمته؟! اره خب... ما از کجا قرار بوده بفهمیم توی توهم خومون گیر افتادیم؟ و شاید یه روزی چشم وا کنیم و ببینیم نه اون ادما دیگه پیشمونن نه ما اون ادم سابقیم! کد 3214: داستان شامل,توهمات,تجاوز به حریم خصوصی,اسمات,بازی با دنیای پیچیده علم,مرگ,می باشد. 12345678900987654321 #1_harryandlouis #1_louisandharry #1_gaylove #1_fantasy #1_fanfiction #3_delusion
Prince [Persian Translation] на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 142,202
  • WpVote
    Голосов 23,360
  • WpPart
    Частей 43
[Completed] «اونی که استخون گونه داره میدونه ک پرنس عاشقشه؟» جایی ک هم لویی و هم هری پرنسایی هستن که سرنوشتشون اینه که با هم ازدواج کنن
•Amazing Sin• [L.S]  на SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Прочтений 52,347
  • WpVote
    Голосов 7,685
  • WpPart
    Частей 19
[Complete] چرخ‌دنده‌های مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخ‌دنده‌های شیطانی‌ای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین." "این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد. "جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرف‌های تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چاره‌ای به‌جز قبول کردن حرف‌های لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوست‌پسرش رو بدزدم چی؟" یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوست‌پسر' تاملینسون. °Persian translation°
Delusion [L.S] на barry__s
barry__s
  • WpView
    Прочтений 42,317
  • WpVote
    Голосов 8,708
  • WpPart
    Частей 26
تو،توت فرنگیِ منی و من شکلاتِ نعناییِ تو،که مجبور به دور شدنم. *Completed
28 Days [L.S] на MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    Прочтений 22,991
  • WpVote
    Голосов 6,327
  • WpPart
    Частей 32
"شاید هدف فقط کشیدنش بود. ولی نه روی کاغذ، روی قلبم." Highest Ranking : #1 in boy×boy #5 in shortstory
He Was Blue на Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Прочтений 280,311
  • WpVote
    Голосов 25,322
  • WpPart
    Частей 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..