وضعیت: تمام شده
(چهارمین فنفیکی که نوشتم)
[زهرا]
●○●○●○●○●○●○●○●○●○●
تو شاهزاده بودی و من گدا
تو در آسمان بودی و من در زمین
تو شاه بودی و من درویش
تو همه چیز بودی و من هیچ چیز!
وقتی معلوم شد که مینهو همون ولیعهد گمشده و پادشاه بر حق سرزمین آتشِ اوضاع 4 سرزمین کمی بهم ریخت. خشم خفته ی پادشاه پیشین آتش کانگین که تاج و تخ ت رو به پسرش جونگین سپرده بود دوباره بیدار شد و اینبار دنبال مقصر این اتفاق میگشت؛ و مقصری به جز پادشاه آب پیدا نکرد.
چرا باید پسرش به مدت 20 سال داخل اون سرزمین مخفی بمونه در حالیکه کانگین 20 سال قبل تمام چهار سرزمین رو مو به مو گشته بود؟!
مینهو بدون خداحافظی با تمین به سرزمین خودش برگشت، به امید اینکه دوباره بتونه ملاقاتش کنه.
دو عاشق باهم زخم خوردند و با همون زخم مجبور شدند که از هم فاصله بگیرند. اون زمان این برای صلاح 2 سرزمین بود و بس.
عنوان؛ پادشاه گمشده (رستاخیز)
ژانر؛ فانتزی، عاشقانه، تاریخی، رازآلود
کاپل؛ تومین
-تانیا🌱
پادشاهی از آب قلبش رو به ولیعهدی از جنس آتش میبازه. شیرینی عشق اینقدر مستشون میکنه که اهمیتی به غرق شدن و سوختن نمیدن.
اما این عشق ممنوعه قوانین و غرور سرش نمیشه!
با عشق شروع نشد اما پایانش به قطع از روی عشقه!
ژانر: فانتزی، عاشقانه، تخیلی، رازآلود
کاپل اصلی: تومین
کاپل فرعی: جونگکی
تعداا فصل ها: 3
#The_Lost_King
عاشقی مقام و قدرت و مرفح و اصیل بودن سرش نمیشه!
به خودش که اومد دید بدون اون زیبایِ خواستنی با موهای سفید تر از برف و لب های سرخ تر از شکوفه اش نمیتونه زندگی کنه.
هویتش رو مخفی کرد تا بتونه کنار پادشاهش در قصر مخفیانه زندگی کنه چرا که در داخل قصر محافظ پادشاه مانند شکارچی به دنبالش بود تا شکارش کنه و بیرون از قصر پدرش قبرش رو با دست های خودش کنده بود تا مینهو رو درونش خاک کنه!
با اینحال مینهو صورتش رو پوشوند تا پادشاهش متوجه اش نشه چرا که حتی اون زیبایی که دلش رو برده بود هم به دلایلی ازش میترسید.
ژانر: فانتزی؛ عاشقانه، تاریخی، رازآلود
کاپل اصلی؛ تومین
تعداد فصل؛ 3
-تانیا
کاور فیک: @Ronak2min
#The_Lost_King
[کامل شده]
- عشق چیزی جز پذیرفتن تفاوت ها نیست،
عشق چیزی جز درهم پیچیدن شباهت ها نیست.
عشق یعنی تاریکی های وجودت را دیدن،
عشق یعنی چشم بر روی روشنی هایت نبستن.
عشق سقوط آزادایست بر فراز کوه های اعتمادی که از هم آغوشی قلب تپنده م و چشم های تب دارت بوجود آمده اند.
آنهایی که قد علم کرده اند تا مانعی شوند قدرتمند و مستحکم بر روی شک و تردید هایی که چون سیل هایی خروشان به قصد لرزاندن قلب هایمان سرازیر شده اند.
عشق تو روشنایی من است
عشق من تاریکی تو،
عشق تو سوی چشم من است
عشق من تیرگی مردمک هایت.
عشق من یین است
چشم های تو یانگ.
عشق محاکمه ی قلب من است در برابر چشم های تو،
محاکمه ی یین است در برابر یانگ.
و من ، یینی محکوم به تکامل یانگ.
-تران
#Yin
همه ی آدم ها دلایلی برای انجام کار ها دارن .
گاهی این دلایل به اندازه ی کافی قانع کننده هستن که باعث شن عمل انجام شده ، کاری کاملا منطقی و عاقلانه به نظر بیاد و گاهی ، حتی اگه همه ی دلیل ها و منطق های جهان هم جمع بشن ، نمیتونن کاری رو توجیه کنن ، اما هردوی این کار ها ، چه با دلیل و چه بی دلیل ، انجام میشن!
درست مثل بمبی که روی زمین منفجر میشه ، ممکنه معدنی رو به نمایش بذاره ، یا ممکنه زندگی ای رو به نابودی برسونه .
این داستان ، جنایی است و دارای کانسپتی دارک میباشد .
هشدارِ استفاده از کلمات نامناسب ، خشونت ، اسمات ، مواد مخدر و قتل