Galexy night
" آروم توی گوشش زمزمه کرد:
-هات تر از قبل شدی جئون جونگکوک
جونگکوک که دیگه طاقتش تموم شده بود کامل به پشت دراز کشید، دستش رو پشت گردنش گذاشت و اون رو به سمت خودش کشید تا بتونه لب هاش رو میون لب هاش حس کنه. "
یه نیمچه داستان ⛄
ژانر:فلاف، اسمات
کاپل: تهکوک
oneshot
چی میشه که جونگ کوک پسر همسایش و بعد چند سال ملاقات کنه؟ چی میشه که یه شب باهاش تو سالن بسکتبالش تنها باشه؟
× Part of oneshot × 🔞
بعد چندسال یه پسر درشت و جذاب وارد دفترم شد و بعدا فهمیدم که همون تهیونگه. بزرگ شده بود و استخوان ترکونده بود بالغ تر شده بود و سکسی
اون پسر و بد میخواست به هر قیمتی که شده میخواستش حتی برای یه شب...
.・゜゜・اون وانیل منه.・゜゜・
• کاپل: Vkook
• ژانر: فلاف،امگاورس، اسمات
• نویسنده: Blackkitten
• وضعیت آپ: Completed
• خلاصه:
"فاک...اون زیر شلوارکش هیچی نپوشیده بود و جونگکوک تقریبا میتونست سایز آلفای روبروش رو حدس بزنه و ایول کوک!!
درست وسط عملیات پسر صاحبخونه زدی به هدف!!
درحال تعریف و تمجید از خودش و بوی فرومونش بود که با صدای بلند در به خودش اومد..یه لحظه!!
اون آلفا کلید خونش رو داشت؟!وات؟!!"
.
.
امگا جونگکوک قرار بود یه زندگی مستقل و آزادانه رو باورود به خونهی جدیدش تجربه کنه ولی کی میگه کارما دست رو دست میذاره و به ریتم کند کسل کنندهی زندگی جئون جونگکوک نگاه میکنه؟!
*توجه: من این وانشات رو با کاپل چانبک و باعنوان "my vanilla omega" تو یه چنل دیگه آپ شده
میتونین از ریدینگ لیست "mine" بخونیدش♡*
+قشنگه؟
*
فرستادن عکس*
seen
+میخوام با اون دهنه لعنتیت باسنه قشنگ و سفیدمو بنفش کنی
Typing...
_فردا با خانواده تشریف بیار مدرسه!
taehyung 🔝
ژانر:کمدی،طنز،،توییتر،مدرسه،چت،اسمات
کاپل:ویکوک
🚫من نیاز به نقد های بی رحمانه ی شما ندارم خوشتون نیومد فقط از فیک برید بیرون🚫
شروع فیکشن:1401/6/29
پایان فیکشن:1402/1/1
پایان یافته
--------------------
"ان-انقدر به من نگو پ-پرنسس! من پرنسس نیستم!"
"راست میگی بیبی. تو پرنسس نیستی. چطور میتونی پرنسس باشی وقتی قراره ملکه من بشی، درسته؟"
--------------------
[داستانی درباره جئون جونگکوک هایبرید که موقع خودکشی در آغوش پادشاه شیاطین کیم تهیونگ میافتد. چیزی که انتظارش رو نداره اینه که پادشاه شیاطین عاشقش میشه و اونو ملکه خودش مینامد.]
--------------------
Writer: yyyuehyyyie
Translator: Pablo
--------------------
مترجم: پابلو
چی میشه اگه دکتر جئون عاشق یه پسر شر شیطون و خرابکار شه؟
" فرار کن که گیرت بیارم اینو چوبُ میکنم تو ماتحتت"
" ماشینم رو به فنا دادی مرتیکه دوبههمزن!! "
" دقیقا چرا باید روز تولدش کراش لعنتی تورو بدزدیم"
"من حاملم"
<داستان کمدیِ یه دکتر و یه پسر دست و پاچلفتی>
وضعیت: درحال آپ...
درحال ادیت..
زمان آپ : پنجشنبه ها
ژانر : کمدی - زندگی روزمره - عاشقانه
کاپل اصلی - کوکوی
کاپل فرعی : نامجین، یونمین، چانبک،جنلیسا
[چت استوری☼] وقتی یه امگای تنها شروع به پیام دادن به یک الفا از یک شهر دیگه میکنه. چی میشه اگه اون دوتا جفت هم باشن؟
𝑴𝒂𝒊𝒏 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ☞︎ 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤
𝑺𝒊𝒅𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ☞︎ ??
پسر رنگین کمونی:
من یه آلفا میخوام :(
ناشناس :
خب چرا یکی پیدا نمی کنی؟
پسر رنگین کمونی :
شت شماره ی اشتباه
𝑻𝒉𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 : 3 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2022
𝑻𝒉𝒆 𝒆𝒏𝒅 : 25 𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 2022
《دفتر خاطرات عزیز》
تهیونگ پسر جوون و پر شوریه که از هر فرصتی برای ماجراجویی با دوست صمیمیش جیمین استفاده میکنه
تا اینکه متوجه میشه پسرخاله ی جیمین روزی که قراره به کمپ بهاری مدرسه برن به شهر و مدرسه شون انتقالی گرفته
آیا زندگی سرد و مرموز جونگکوک باعث میشه دیدگاه تهیونگ تغییر کنه؟
ژانر:رمنس، درام مدرسه ای، روزمره
کاپل:kookv
سلام من see ام
امیدوارم هر کی که اینو میخونه روبه راهو شاد باشه ♡
و اینکه این اولین تجربه ی فیک نوشتن مه
عادت ندارم زیاد حرف بزنم so....
hope u enjoy that:>