Ziam💙👀
11 historias
Bring me to life por oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    LECTURAS 8,443
  • WpVote
    Votos 892
  • WpPart
    Partes 81
_فقط یه ساعت صبر کن و بعدش بیرون شهر همو میبینیم _نه من نمیتونم یه ساعت صبر کنم.لطفا فقط گوشیو قطع نکن.فقط بذار صداتو بشنوم _زین اینجا پر از آدمه _و اینجا پیش من هیشکی نیس لیام... این یک زیام استوریه من کیارام با تشکر از نفس که راهی شد برای حفظ این قصه
Me,You,Him! (Ziam) por p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    LECTURAS 336,307
  • WpVote
    Votos 42,093
  • WpPart
    Partes 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
~Same Old~ [ZIAM MAYNE][COMPLETED] por ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    LECTURAS 183,427
  • WpVote
    Votos 20,135
  • WpPart
    Partes 62
ليام پين ! تو هيچ وقت نميدونستي شخصيتي رو كه توي داستانت شكل دادي، روزي قراره باهاش زندگي كني!
Stupids por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURAS 117,619
  • WpVote
    Votos 16,764
  • WpPart
    Partes 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
Like Peter Pan (Ziam Mayne) por senadorra
senadorra
  • WpView
    LECTURAS 41,481
  • WpVote
    Votos 5,007
  • WpPart
    Partes 22
[ COMPLETED ] زرد و قرمز باهم گره میخورن، ولی اینجا توی یه جهان دیگه... All deserved rights to the rightful owner of the original fanfiction.
[ The Fault In Our Stars ➳ Z.M ] por oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    LECTURAS 185,895
  • WpVote
    Votos 28,560
  • WpPart
    Partes 53
لیام از طبقه ی پایین داشت صداش میکرد، اما زین نمیتونست نگاهش رو از ستاره های بالای سرش ، توی آسمون تیره جدا کنه .برای ساعتها بهشون خیره شده بود تا شاید بفهمه ستاره راهنماش چرا داره اشتباه میکنه؟ زین خیره شده بود تا بفهمه چرا عاشق برادرش شده! -این داستان محارم نیست- ❌-Warning: you may think it's an Incest love story but it's not. Be at ease. -COMPLETED-
unforgettable [Z.M] por barana75
barana75
  • WpView
    LECTURAS 60,608
  • WpVote
    Votos 5,067
  • WpPart
    Partes 35
- میخوام کاری کنی همه چی و فراموش کنه بشه یه صفحه خالی از اون مرد فقط من و ببینه + این کار ریسکه ممکنه بیدار نشه یکم فک کن مرد تو میتونی همین حالا هم مال خودت کنیش - نه نمیشه هر کاری می کنم ازم می ترسه از وقتی اون آشغال بردش همه چیزش شده اون حتی الان هم که نیست اون و به من ترجیح میده لیام با گفتن این حرف ناخودآگاه دستاش و مشت کرد نمیتونست قبول کنه که شکست خورده نیک متوجه اوضاع شد و با ملایمت به سمت لیام برگشت: - من همیشه اینجام لیام مطمئنم از پسش برمیای یه مدت بهش زمان بده اگه همه راه ها به بن بست رسید اون وقت میریم سراغ هیپنوتیزم هشدار: 🔞بخشی از این فن فیک حاوی محتوای خشن و جنسی است و برای همه مناسب نیست🔞 #ziam#zayn#liam#bdsm#malik#payn#palik
The Wedding Date [ Persian Translation ] por themaniro
themaniro
  • WpView
    LECTURAS 57,288
  • WpVote
    Votos 10,545
  • WpPart
    Partes 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
•Λsian BOҰ• por iamvdepp
iamvdepp
  • WpView
    LECTURAS 125,604
  • WpVote
    Votos 20,590
  • WpPart
    Partes 53
ل-هی آسیایی ز-ولم کن ! ل-انقد ازم فرار نکن !
SYNDROME [ZiamFanfiction] por Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    LECTURAS 116,635
  • WpVote
    Votos 19,344
  • WpPart
    Partes 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !