زندگی ليام یه زندگی کامله.
اون معروفه،دوستدختر داره،و توی کار موسیقی حرف نداره.
ولی از وقتی که زین رفت،یه سیاه چال بزرگ توی لیام درست شد.
زین باید ازدواج میکرد،یه ازدواج اجباری،و از کل دنیا خواهش کرد تا برگرده بین بازوهای لیام،ریسک از دست دادن خانواده،شهرت،شغل..
زین از زیباییش استفاده کرد تا لیامو گیر بندازه و هر عملی..یه عکس العملی داره.
هردوتا پسر سرنوشت خودشونو توی شبای وحشی،عشق به خیانت،انتقام دردناک و عشقی که بهم متصلشون میکنه رقم میزنن.
گى بودن گناهه.
تتو كردن گناهه.
سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه.
بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه.
اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره.
اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه.
***
*this book is translate by page and its not allowed to copy*
"رهای من"اولین داستانیه که مینویسم ویه داستان بلنده.
داستان یه دختره به اسم رها..عاشقونست رمانتیکه وصحنه دار.(معذرت از اونایی که دوست ندارن)
لطفابهم پیشنهادبدین وازم انتقادکنین ممنون.