icallmaat
- Reads 16,846
- Votes 3,648
- Parts 30
[ آپهای نامنظم و طولانی]
+ من میخوام ببینمش!
قلبش مچاله میشه. نمیدونه این بغضِ لعنتی از کجا سر باز زده، از کجا اصلا شکل گرفته که مدام داره حجیم و حجیمتر میشه، فقط... فقط میدونه که حاضره جهان رو تماما قتل عام کنه تا اون خوب ب اشه!
اون، با چشمهایی که جاذبهی سیاهچاله دارن براش. اون، با چشمهایی که حالا رگههای کوچیک سرخی توشون موج میزنه. اون، با چشمهایی که تیلههاش میلرزن و نگرانی ساطع میکنن.
- بهت قول میدم که میبینیش. هر دومون میبینیمش...
Our lives are covered in layers of lies and deception. What if these curtains fall?
زندگی ما در لایه هایی از دروغ و فریب پوشیده شده است. اگر این پرده ها سقوط کنند چه؟