تهیونگ امگایی که آخرای دوران شیر دهیش،به طور ناگهانی وارد هیتش میشه.
[آیا آلفاش به موقع به دادش میرسه یانه؟!]
(ورژن ویکوک هم آپ شده)
ژانر: امگاورس| اسمات~
نوع:وانشات~
نویسنده:🌙ʟεε_нαпα ∙͜•ٖ
تهیونگ بچه پولداره هورنی و بیقیدی که دوست داره توسط بادیگارده جذابش که بهش پا نمیده به فاک بره
چی میشه یه روز طاقتش تموم بشه و با یه تنپوشه حوله ای رویه تخت واسش شویه سکسی بره تا اغواش کنه ؟
مینی فیک (شاید فیک🍭) بادیگارد من
ژانر : رومنس~کمی کمدی~اسمات~درتی~جنایی~شاید ددی کینگ؟
کاپل: کوکوی~یونمین~سکرت(تو فیک متوجه میشین**)
#kimaj
#kookv
#my-bodyguard
🍔"دو کیونگسو"...پسری که توی سن #17 سالگیش با پسری به اسم جونگین #آشنا میشه که به وسیله ی مدرسه ی شبانه ایی که توش درس میخوندن #رابطه_ی_مخفیشونو شروع کردن و آخرش چیه...؟؟👶🏻❤️
❌Shot one❌
🍔Couple: Kaisoo
🍔General: #فلاف 😻 #امپرگ 👶🏻 (اصلی نیست) #رمنس ❤️ #اسمات 🔞 #مدرسه_ایی 👬
[کامل شده]
کاپل: یونمین، نامجین، کوکوی
ژانر: امگاورس، امپرگ، گرگینه، فلاف، اسمات
ترجمه توسط: SHin
خلاصه: جیمین یه امگای نادره که خاطرهای از گذشته نداره و فقط اینور اونور می چرخه. یونگی هم آلفایی هست که با ورود جیمین به دستهی خودش عصبانی میشه... یا شایدم خوشحال؟
This book is just a translated version. The original one belongs to "Rosethek".
فولپارت این فیکشن، به صورتِ پیدیاف در چنل تلگرام من، در دو ورژنِ "یونمین، نامجین، کوکوی" و "یونمین، نامجین، ویکوک" قرار گرفته. دقت کنید که در هر دو ورژن، کاپل اصلی یونمین هستن.
آیدی چنل تلگرام من:
@SHinDust
هشتگِ این فیک در چنل:
#TAW
《کامل شده》
فصل دو ددی صداش کن!
۱۰سال از شروع رابطه پسرا و فوت پدر بزرگ و ازدواج زوج پیچیده گذشته و خیلی چیزا بر خلاف تصور تغییر کرده، و جونگکوک برای سالهایی که از دستش رفته چه برنامه ای داره و چجوری قراره جبرانش کنه؟!
*شخصیت های جدید:
جیسونگ(بازیگر)
مینگیو (عضو سونتین)
S: 20190816
E: 20191129
نام فیکشن: راز شورای دانش آموزی
کاپل: کوکوی، سُپ، نامجین
ژانر: فول اسمات، انگست، درتی تاک
مترجم: NiYaZ
تایم آپ: سه شنبه عصر
❎⭕️✅💢توجه💢✅⭕️❎
این فیک با اجازه ی نویسنده ی اصلی داستان ترجمه شده
و همینطور ورژن اولیه ی با کاپل چانبک نوشته شده
که در صفحه ی دیگه ای آپ میشه
🔞هشدار🔞
⛔️دارای صحنههای باز سکسی، تجاوز و کمی بی دی اس ام
⚠️لطفا محدودهی سنی رو رعایت کنید
❌انتقادی نسبت به داستان وارد نیس، چون تمام تذکرها داده شده‼️
⚜️قسمتی از فیک⚜️
جونگکوک نفسش رو کنار گوش تهیونگ بیرون داد و نفس گرمش باعث غلغلک پوست تهیونگ شد.
".. که سونبه به فاکت بده؟"
تهیونگ تقریبا با بیچارگی جواب داد: "ب-بله"
صداش پر التماس بود. میتونست عضوش رو که یک دفعه سفت شده بود رو احساس کنه.
" جونگکوک سونبه، لطفا "
"و بهت گفته بودم اگه میخوای من به فاکت بدم، چه قولی رو باید بهم بدی؟"
تهیونگ درحالیکه تمام بدنش آروم میلرزید و به سختی سعی داشت جلوی خودش رو بگیره تا در مقابل ناخن جونگکوک که به آرومی روی شکاف عضوش کشیده میشد ناله نکنه، جواب داد:
"ا-این راز ماست..."
"چی؟ صداتو نشنیدم"
تهیونگ این دفعه بلندتر گفت:" این راز ماست. هیچکس نباید از این قضیه بویی ببره"