"هی! میدونستی یه نظریه میگه که ما قبل از اینکه بوجود بیایم ذره هستیم؟ "
گوله های برف روی صورتم میریختن اما من حسشون نمیکردم چون داشتم از درون میسوختم
"یعنی چی؟"
کریس غلتید و بدنشو به بدنم نزدیک تر کرد
"فکرشو بکن.من و تو،همه ی آدم های این سیاره،هممون ذره بودیم.حتی کوچیکتر از الکترون ها.حتی کوچکتر از این کریستال های شیش ضلعیِ برف که روی گونه هامون میریزن."
"تو واقعا بهش باور داری،کریستوفر؟"
"نمیدونم هانا.اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که توی این لحظه،من،تو،هردومون ممکنه در مقایسه با این کهکشانی که توش هستیم از ذره هم کوچیکتر باشیم اما وقتی به هم نگاه میکنیم،کهکشانمون رو توی چشمای همدیگه میبینیم.کهکشانی که فقط ما دوتا ازش خبر داریم. "
جیمین یه عشق رپه... یه عاشق امینم که بلاخره تونسته از راه دور البوم جدیدش رو بخره.
بلاخره روز تحویل البوم میرسه ولی
یه مشکلی پیش میاد...
-درای اسانسور درست جلوی چشمای جیمین بسته شدن و صورت خندون و پیروز یونهی آخرین چیزی بود که جیمین دید. چند بار دکمه رو زد اما دیگه رفته بود"اه بخشکی شانس...حالت و میگیرم بچه پررو"
لگدی به در آسانسور کوبید و بعد از نگاه کردن به اطراف و مطمئن شدن از اینکه کسی حرکتش و ندیده سمت پله ها دوید...-
#oneshot
[ Boy&girl👫🏻]
پارک جیمین می خواد برای اولین بار سریال بازی کنه و نقش مقابلش لی سوجین یکی از بهترین و زیباترین بازیگرای زنه
name:first act
couple:boy×girl
genre:romance
uptime: unknown
نام فیک:قمار(gamble)
نوع فیک:دختر پسری💑کمی کاپلي👨❤️👨
ژائر:طنز،كلكلي،عاشقانه و...
نقش ها:مانی،سهون،چانیول،چن،لوهان،کریس،کای،دی او،بکهیون،سوسو...
روز هاي اپ:نامشخص
خلاصه:درباره دختر ۱۶ ساله خوشگلی که مامانش مرده و باباش هم یه عیاشه قمار بازه ....باباش تو قمار از یکی از تاجر ترین فرد کره اوه سهون میبازه و..
قسمتی از داستان:
مگه من چند سالمه همش ۱۶ سالمه.دیگه ظرفیت ندارم ۶ سالم بود که مامانم از دست بابای عیاشم کتک میخورد البته بیشتر غصه میخورد.۷سالم شد که دق کرد مرد .الانم که. بابای عیاشم فقط قمار میکنه
یهو دستم محکم کشیده شد سرمو که اوردم بالا ...
به خودم که اومدم دمه یه بار بودیم و..
من با ترس:مانی.هه مانی ...
جلوی یه خونه ویلایی یا چه عرض کنم یه قصر ترمز کرد بوق زد مرد مسنی درو باز کرد و.....
کیم می چا دختری ۲۱ ساله ست که از ۱۸ سالگی به قبلش رو یادش نمیاد. یه روز به اصرار دوستش به جنگل میرن و وقتی بعد از جنگل به خونش میره متوجه یه چیزی میشه که غیر قابل تصوره.
اولین رمانیه ک دارم آپ میکنم لطفا حمایت کنید🥺✨
کاپل اول و اصلی:جونگهان( ی کاپل کاملا من دراوردیه)
کاپل دوم:میرانا
کاپل سوم:شیوچن
رده سنی:+18
ژانر:روزمره، رومنس،بی ال، اسمات
روزهای آپ:نامعلوم🌝
خب خلاصشو هم برید تو پارت یک بخونید تا بفهمید اوضاع از چ قراره.
بعضی جاهاش یکم از فیلم fifty shadows of gray یا رمانی با همین اسم، الهام گرفتم.البته با خوندن داستان می فهمید خیلی هم شبیه نیستن!
لذت ببرید :) 🦋✨