Hopefully I'll read
35 قصة
Anxiety🗿 [chanbaek] بقلم byunhyunist
byunhyunist
  • WpView
    مقروء 3,023
  • WpVote
    صوت 845
  • WpPart
    فصول 5
بیون بکهیون، درست وقتی که سگ سیاه افسردگی روی زندگیش چمبره زده و فکر می‌کنه هیچی بدتر از این اتفاق نمی افته؛ با هیولای دیوونه‌ای به اسم پارک چانیول آشنا میشه. مردی که رحم کردن به دیگران رو ضعف می‌دونه و به راحتی می‌تونه نفس بکهیون و ببره... ولی آیا بکهیون اجازه‌ی این کار و به پارک چانیول میده؟ «_تو من و میکشی‌ بکهیون... نگاه لعنتیت، می‌تونه قلبم و از سینه بیرون بکشه و هزار تیکه‌ش کنه. تو یه قاتل بی‌رحمی که قانون هیچ مجازاتی براش تعیین نکرده. اگه یه نفر، فقط یه نفر قرار باشه تو رو مثل یه پرنده‌ی کوچولو له کنه و نذاره به پرواز آزادانه‌ت ادامه بدی، اون منم. یعنی پـــارک چـــانیول. کسی غیر از من حق کشتنت و نداره کوچولوی دردسر ساز!» ❌هشدار خشونت❌ 🚧 Anxiety 🚧 Couple : Chanbaek 🚧 Author : Nana 🚧 Genre : crime, thriller 🚧 NC+18
Bad blood🩸[oneshot♡chanbaek]  بقلم byunhyunist
byunhyunist
  • WpView
    مقروء 1,058
  • WpVote
    صوت 259
  • WpPart
    فصول 1
بکهیون و خانواده‌ی بیون که کارشون دزدی‌های بزرگ و میلیون دلاریه توی آخرین پروژه‌ی مشترکشون رو دست میخورن! پارک چانیولی که ده سال پیش همدست و رفیق پدر بکهیون بود، با پاپوشی که براش دوختن سه سال از بهترین لحظات عمرش و پشت میله‌های زندان گذروند. حالا برگشته تا هم ساک الماس‌های رفیق سابقش و بدزده، هم صاحب تمام و کمال پسرش «بیــــون بکهیــــون» بشه! یه نقشه‌ی بی‌نقص برای بی‌رحمانه‌ترین انتقام... 💎💎💎 One shot☆ Bad blood🩸⚡ Genre☆ Action, smut🔞 Nc+18 Couple♡ Chanbaek 🪐 #12 - وانشات
Choc Ice🍦[3shot♡chanbaek] بقلم byunhyunist
byunhyunist
  • WpView
    مقروء 12,329
  • WpVote
    صوت 2,939
  • WpPart
    فصول 3
بکهیون با سندروم آسپرگر متولد شده بود، یعنی درجه‌ی خفیف‌تری از اوتیسم. موقع فرار از دست ناپدریش وارد پارکینگ برج لوکس Ola میشه و با یه ماشین تصادف میکنه. اتفاقی پاش به آپارتمان دکتر پارک باز میشه و زمانی که مهربونی اعتیاد آور پارک چانیول و میبینه، ازش میخواد که پدرش باشه. چی میشه اگه چانیول دلش بخواد چیزی متفاوت از پدر اون پسر ۲۵ ساله باشه؟ 🍧🍧🍧 #4 - chanbaek Choc Ice🍨 Couple🍨 Chanbaek Genre🍨 drama, angst, romance
𝐅𝐨𝐮 بقلم Mrycle
Mrycle
  • WpView
    مقروء 58,992
  • WpVote
    صوت 15,855
  • WpPart
    فصول 19
🥂FICTION: FOU/مست چانیول مرد ارتشی سی و دو ساله‌ای که بعد از آسیب دیدگی کتفش در یکی از ماموریت‌ها، بازنشست شد. و تصمیم گرفت باقی عمرشو به عنوان سرایدار بی‌اعصاب یه دبیرستان زندگی کنه. 🥂GENRE: کمدی، مدرسه‌ای، روزمره، اسمات 🥂COUPLE: چانبک، کوکوی 🥂AUTHOR: مریکل COMPLETED✅
FUCKED UP  بقلم UltraFiction
UltraFiction
  • WpView
    مقروء 23,436
  • WpVote
    صوت 5,047
  • WpPart
    فصول 44
خلاصه : مجبور بود چند ماه خونه مادر بزرگش توی یکی از شهر های اطراف بمونه تا خانوادش برگردن ،واسه بکهیون سرزنده و شیطون کاری نداشت پیدا کردن دوستای جدید توی مدرسه ی جدید تنها چیزی که رو مخش بود دیدن دوباره ی چانیول بود ، پسر خاله ی فوق العاده رو اعصابش که هیچ چیزی از صورت بی حس و گاها عصبیش خونده نمیشد بعد از چند سال دوباره همو ملاقات کردن و زندگی کردن توی یک خونه انگار واسه جفتشون رو مخ ترین چیز توی دنیا بود! مخصوصا واسه بکهیون که حالا علاوه بر چان،مجبور بود دوست دختره چانیول هم تحمل کنه! چه نیرویی تو جهان بود که اونارو اینقدر پرت میکرد تو زندگی همدیگه؟!
Dancing With The Devil بقلم pcybaeklover
pcybaeklover
  • WpView
    مقروء 465
  • WpVote
    صوت 156
  • WpPart
    فصول 10
•کاپل‌ها: چانبک، هونهان، یونمین •ژانر: اکشن، رومنس، اسمات •روزهای آپ : شنبه‌ها و سه شنبه‌ها •خلاصه: بکهیون پسر جوونی که صاحب یه شرکت بیزینسیه و سر و کارش با جواهراته. و چانیولی که مدیر عامل شرکت سی اچ و ظاهرا یه خلاف کار خرده پاست. بکهیونی که هیچوقت از خط صاف زندگی خارج نشده حالا تنها راه نجات پروژه‌ی جدیدش رو توی دستای چانیولی میبینه که احتمالا حتی طرز نگاهش هم طبق معیارای بکهیون اشتباهه. قراره همه چیز همینطوری پیش بره؟ یا بکهیون کوتاه میاد و معیاراش رو با چشمای اون مرد تطبیق میده؟
Shouldn't Be Hidden بقلم pcybaeklover
pcybaeklover
  • WpView
    مقروء 1,805
  • WpVote
    صوت 486
  • WpPart
    فصول 6
Couple: CHANBAEK Genre: Romance , Fluff ,reallife #Full # chanbaek ایده ای که اون روز صبح چانیول بهش داد چیزی بود که همیشه دلش میخواست اما تاحالا شده هم چیزی رو بخواین هم ازش بترسین؟
The Dupe (Completed) بقلم Saik_v
Saik_v
  • WpView
    مقروء 97,971
  • WpVote
    صوت 25,659
  • WpPart
    فصول 20
بکهیون یه شرط مسخره با دوستاش گذاشته. اون باید احمق ترین دانشجوی دانشگاه رو اغفال کنه و ازش فیلم بگیره. یا شایدم اون به اشتباه فکر می کنه پارک چانیول احمق ترین دانشجوی دانشگاهه؟ #فلاف #هپی_اند #چانبک
⸙ ͎Red moon love story بقلم Easter_lily
Easter_lily
  • WpView
    مقروء 1,030
  • WpVote
    صوت 168
  • WpPart
    فصول 2
♧ کاپل: چانبک، کایسو ♧ ژانر : جنایی، اسمات، انگست ♧ نویسنده: Easter_lily ♧خلاصه ی فصل اول: _یه سلبریتی تو بار رد مون؟ چطور ممکنه مگه اینکه از شهرتش سیر شده باشه. مگه نمی دونه اونجا بزرگ ترین هرزه خونه ی گانگنامه؟ +می گن رئیس بار اغفالش کرده تا ازش پول به جیب بزنه. اسمش چی بود؟ یچیزی شبیه...بیون؟ بیون بکهیون! ( با تشکر از @ChanBarks6104 برای قسمتای اسمات) ( آپلود شده در مجله ی چهارمین سالگرد اکسو پرفیک) ⚠️این فیکشن بدلیل داشتن محتوای قتل و خودکشی و غیره دارای رده ی سنی می باشد در صورت داشتن روحیه حساس با آگاهی وارد شوید وگرنه از انتخاب داستان خود داری کنید🚫 $__________________ ♧خلاصه ی فصل دوم: دو کیونگسو کسی که به سردی معروفه رئیس بار رد مون می شه. کسی تا حالا لبخندای اونو ندیده بعضی ها فکر می کنن اون فقط از درون مرده و درست هم می گن. کی می خواد تو این دنیای بی رحم زنده بمونه؟ _چرا اینجور فکر می کنم؟ پسر پوزخندی زد و انعکاس نور داخل عینک دودی رنگش چشم خبرنگار رو زد. _چون اگه زنده بمونی مجبوری بار ها و بار ها بمیری. "من فقط ادای مرده ها رو درمیارم"
+12 أكثر
Fuck me like u do! ver chanbaek بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 4,026
  • WpVote
    صوت 429
  • WpPart
    فصول 1
اون یه قاتل بود. نه یه قاتل معمولی...! اون قانون ها و معیار های خاصی برای انتخاب شکار هاش داشت! اولین قانونی که براش حائز اهمیت بود و جایگاه اول رو به خودش اختصاص می داد؛ چیزی نبود جز: "آدم های معمولی و بچه ها شکار محسوب نمی شن" دومین معیارش برای کشتن تنها یک کلمه بود. "پول" درسته بیشتر قاتل ها برای پول کار می کنند و آدم می کشند اما هیچ کس به گرد پای هیولایی مثل چانیول نمی رسه. کسی اسم واقعی شو نمی دونست! مشتری هاش اون و به اسم "اِچ" می شناختند و رقیب هاش به اسم "هیولا"...! تنها خودش می دونست که اون هیچ وقت قرار نیست به هیولایی تبدیل بشه که فقط دنبال پوله! پس مشکلی با صدا زدنش با همچین عنوانی نداشت و شاید یه جورایی از این لقب لذت هم می برد.