زین دست مرد رو توی دستش فشرد
"خواهش میکنم آقای؟
+پین هستم، لیام پین پدر آنه
_آقای پین، دختر شیرینی دارید!
دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد
[کامل شده]
[Completed]
"پیکسی؛ پری چهره ای که در زیر نور ماه می رقصد "
.
.
+بهت گفته بودم دیگه دنبالم نگرد؛ دنیای تو برای من زهره
_و من به حرفت گوش نکردم زِد چون تو برای من خود مرهمی
Ziam
Good story 🙂💛❤
زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره!
یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌
مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت
نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁
Addicted To Your Hate
In Need For Your Fire 🔥
.
.
.
.
.
.
.
.
[ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
تو سرتا پا رفتن بودی
من در تردید آمدن
تو تمام رفت ی و من هیچ نیامدم
بگذار خالی بماند وسعت میان ما
بهم نمیرسد دنیایی که تو در آن میروی و من هیچ نمی آیم