ایو و فیکچت توییتری [کامل شده]
خلاصه: جونگکوک خوشحاله از اینکه برادر ناشنوای کوچولوش، جیسونگ، یه دوست ناشنوا پیدا کرده. فکر میکرد که دوست جدیدش یه پسر کوچیک همسن جیسونگه ولی حتی یه بار هم به ذهنش خطور نکرد که اون دوست میتونه یه پسر زیبا همسن خودش باشه به نام تهیونگ.
ژانر: fluff ,angst, bullying
OTP: Kookv
نویسنده اصلی: heavensgguk
مترجم: Jaime
(پایان یافته)
تصادف ؟..هه..مسخرس... اینا همش نقشه بود .....واسه ترسوندش ....واسه دخالت توی زندگی کوک ....واسه پس دادن دردی که هیچ ربطی بهش نداشت ......تهیونگ بازیچه دست پدرش بود ...این وسط جونگ کوک هم باید قربانی میشد ؟........قربانی عشقی که نسبت به اون پسر داشت ....
بخشی از فیک 👇
_قرار نیست بزارم این بازی به ضرر من تموم بشه ! اون توی قمار برده ...اما کل زندگیش رو به من باخته ..
+رفتن به خونه اون با جهنم هیچ فرقی نداره !اون حتما تو رو میکشه !
________________________________
تعجب داره ...شاید من مثل خودش باشم ...و این موضوع رو یادش رفته ..میتونم از خودش خطرناک تر باشم ...
______________________________________
کاپل:ویکوک
کاپل فرعی:یونمین،نامجین
ژانر : راز آلود | جنایی |عاشقانه| پلیسی | درام | انگست | معمایی. |
❌❌❌توی این فیک دنبال اسمات نباشید ...شاید احتمال کم آخرش باشه ..اما بیشترش جنایی و هیجانی هست و ادامه داره ❌❌❌اگه فکر میکنید زیاد اهل دقت کردن نیستید و گیج میشید لطفاً این فیک رو نخونید...
「Cinderella ┆سیندرلا」
✔️کامل شده
──╍╍╍╍──
«این سرگذشت ما است.
در این قصر نفرین شده ،هنگامی که من و تو در سینمای این کتاب گیر افتادهایم شاهزادهٔ من. بیا باهم بسازیمَش!
و من به آن لحظهای قسم میخورم که در اغوشت نقش اول، و تو در حال بوسیدن من دومین را ایفا میکنی.
اری امضا میکنم؛قلمم انگشت و جوهرم خون! نباید سخت باشد..این همان روایت قدیمی است، سیندرلا.»
──╍╍╍╍──
این ماجرای یک باستان شناس است که برای نجات خود و همگروهی هایش شرط یک گربه سخنگو را قبول میکند و وارد کتابِ«سیندرلا»میشود. او باید مراقب باشد و طبق قوانین کتاب رفتار کند...
──╍╍╍╍──
◠🏹کاپل↜تهکوک
◠🗝ژانر↜فانتزی,کلاسیک,عاشقانه.
◠🧡نوشته شده توسط↜پوپولآ.
◠🪞پی نوشت↜اسمات ندارد.
چنل تلگرام: polacore
یا جونگ کوک نباید به یه پلیس دل میبست یا تهیونگ نباید به یه پسر بچه انقد عشق میورزید..
حالا پنج سال گذشته بود و اون دو دوباره باهم روبرو شدن، چه چیزی در انتظارشون بود؟
• 𝗡𝗲𝗠𝗲 || 𝙃𝙖𝙏𝙚 𝙔𝙤𝙐
• 𝗚𝗲𝗡𝗿𝗘 || 𝙍𝙤𝙈𝙖𝙣𝘾𝙚✫𝙎𝙢𝙪𝙏 ✫
• 𝗖𝗼𝗨𝗽𝗹𝗘 || 𝙑𝙆𝙊𝙤𝙠
• 𝗪𝗿 || Nia
آپ: پنجشنبه
خلاصه:
دوست خوب خانوادهی دومه؛ اصلا دوست خوب یه واجبه واسه زندگی هرکسی ولی...
وقتی بهترین دوستت تبدیل بشه به عشقت... یه دردسر بزرگه!
شنیدی میگن عشق مخفیانه یه مزهی دیگه داره؟ ولی به نظر اونا عشقی که مخفی نبود و باید مخفی نگه داشته میشد از اون نوعش بود که نباید امتحان کنی... عشق به همجنس؟! قطعا باید ازش دوری کرد!
گناه... هنجارشکنی... ممنوعه... هرچی! اونا فقط میخواستن دیگه تا ابد هیچ دوربینی نباشه و یه بلهی بزرگ بگن به عشقی که داشت در خونهی قلبشون رو از جا در میآورد...
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
*من زیاد تو شروع خوب نیستم پس خواهشا با همون پارتای اول قضاوت نکنید و یکم بیشتر بخونید و به داستان این شانسو بدید که خودشو بهتون نشون بده، از پارت پنج شیش داستان اصلی شروع میشه❤️*
* این فیک ریل لایفه! تاریخها و وقایع گفته شده و هشتاد درصد دیالوگها واقعی هستن و فقط اتفاقات پشت دوربین زادهی ذهن نویسنده است*
* واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات واقعی، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! *
*ردهی سنی +۱۸ سال رو رعایت کنید*
💜کاپل اصلی: تهکوک💜
_من....من...میترسم تهیونگ
+جونگکوک..جونگکوک...گوش ت با منه؟ دنیا رو به آتیش میکشم اگه دستش بهت بخوره، قسم میخورم
ژانر: درام،رمنس،انگست،اسمات
◁کاپل: ویکوک ،یونمین
#تهکوک#ویکوک#یونمین
Jeonjungkook:اون بهترین دوستمه،جیمین
Parkchiminnie:این جلوی تورو از اینکه تو
اینستاگرام بهش بگی میخوای باهاش بخوابی نگرفت.
Jeonjungkook: ...
///
-تهیونگ و جونگکوک عاشق همن،ولی خیلی احمقن که ببیننش.
[translated]
[Completed]
|تکمیل|
دستی به سر پسر ترسیده کشید و با خنده به طرف برادرش برگشت.
×جانگکوک نظرت چیه یکم بهش مهلت بدیم؟
+این حرف از توی هورنی بعیده جونگکوک!
پسر حریر سفید رنگ تنش رو بیشتر چسبید و با وحشت به اون دو آلفای دوقلو خیره شد.
جانگکوک همونطور که دندون های نیش تیزش رو برای تهیونگ به نمایش میذاشت نزدیکش شد و زمزمه کرد:
+با یه شب خوب در کنار ددیات چطوری امگا..؟
-ل..لطفا آلفا..کاریم نداشته باش..
×اوه! دیگه برای التماس دیره بیبی..
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
ژانر: امگاورس ، اسمات ، ددیکینک ، بی دی اس ام ، فانتزی ، امپرگ.
کاپل اصلی : کوکویکوک(جانگکوک و جونگکوک ، تهیونگ بیچاره)
کاپل فرعی: نامجین ، مخفی :")
《توجه : توی این فیک القاب یا فوحش هایی که ممکنه از شخصیتی به شخصیت دیگه داده بشه اصلا منظور دار نوشته نشده و هیچ هیتی در کار نیست و لذا برای آب و لعاب دادن به داستانه. تمامی شخصیت ها برای ما قابل احترامن و این فقط یه فیک غیرواقعیه و همه اش زاده تخیل نویسنده است》