چِلسی جِیمسِن؛ بعد از پایانی دردناک برای رابطه اش، تنها زندگی می کند. تلاش می کند تا مشکلات را پشت سر گذاشته و به جلو حرکت کند، هر چند که کار آسانی نیست؛ چراکه به عنوان شخصی که متوجه شد دوست پسر قبلی اش به او خیانت کرده و عاشق شخص دیگری شده است، احساس شکست می کند. نقل مکان نمودن به آپارتمان جدیدش حرکت خوبی بود اما او اوقات زیادی را به خواندن کتاب های سکسی، نوشیدن شراب و تلاش برای تسلیم نشدن، می گذراند.
دِیمیِن هِنِسی؛ همسایه ی سکسی و جذابی که بسیار موفق است، در لحظه زندگی می کند و هیچ علاقه ای مبنی بر ایجاد تغییر در زندگی اش، ندارد. او از تنها زندگی کردن خوشحال بود؛ از نقاشی کردن و نگه داری سگ های عزیزش لذت می برد.
دِیمیِن با چلسی ملاقات کرد و آنها به یکدیگر متصل شدند اما دِیمیِن رازهایی داشت که او را از داشتن هرگونه رابطه ای منع می کرد.
"من همیشه تو رو میخواستم، از همون لحظه ای که در خونه ام رو زدی و بهم گفتی شیطان....من فقط میخوام تا دوباره مزه لبهات رو بچشم و صدای ناله ات رو، از دور زبونم بشنوم."
"تو حسابی دهنت سرویسه، چلسی جیمسن. چون من میخوام تمام مدت درونت باشم."
دختری که بخاطر پول وارد رابطه ای میشه که راه برگشتی توی اون وجود نداره...
* اگه از خوندن صحنه های باز و خشن و الفاظ رکیک و روابط bdsm خوشتون نمیاد این رمان توصیه نمیشه *
2021 - Completed
های گایز این رمان از اونجایی شروع میشه که دختر داستان ما در شب عروسیش دزدیده میشه و مجبوره با گروگان گیرا، دست به یکی کنه تا بتونه محموله مهمی که گم شده رو پیدا کنه . داستان عاشقانه و معمایی ٫مافیایی هست و سعی کردم به بهترین شکل بنویسمش.
گایز اگه خوندن این رمانو رو شروع کردید واقعاا خوشحال میشم نظراتتون رو بهم بگید;)
-- رمان صحنه دار برگهای رقصنده داستان زنی هست به نام سها که ماجراهای مختلف عشقی و سکسی براش پیش میاد
توصیه می کنم فقط بزرگسالان این رمان رو بخونن چون دارای صحنه های باز و توصیفات جزئی از سکس و شهوت هست
داستان از خاطرات دانشگاه و شیطنت های شهوانی سها شروع میشه تا عاشقی و ماجراهای جذاب دیگه ...
یه پارتشو بخونی میخکوب میشی 🔥
این کتاب، داستان زندگی يه آدمه... يه دختر ۱۳ ساله که درد کشیدن جزو لاینفک زندگیشه... درد يه دختر ۱۳ ساله چی ميتونه باشه؟ این سوال خودش درده و این دختر، کم درد نداره...پس بیاید به درداش اضافه نکنیم و سوال رو کمی تصحيح کنیم...
"درد از کجا شروع شد؟"
#درد با جنگ شروع شد...
#درد با دفن تن گلوله بارون شده ی برادر تازه دامادش شروع شد...
#درد با تجاوز و بیرون کشیدن قلب تپنده ی تازه عروسش شروع شد...
#درد با تحویل گرفتن بدن بی سر پدر و دومین برادرش شروع شد...
#درد با گم شدن تنها برادر باقیمانده اش تو جنگ شروع شد...
#درد با شکافتن شکم مادرش و در آوردن کوچکترین فرد خانواده اش، شروع شد...
#درد با نگاه های بی شرمانه ی افرادی که خودشون رو مسلمون خطاب می کردن، شروع شد...
#درد با فروختن دخترک ۱۳ساله ی داستان به يه خارجی پدوفیلی شروع شد...
به زندگی دردناک "سَلْوا" سلام کنید...
بله، درست خوندید، اما توی توضیحات یا اسم داستان اشتباهی نشده، این يه فن فیکشن با شیپ زیامه، اما با کمی چاشنی حقیقت...