FatemeD8's Reading List
116 stories
Butterfly Wings [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 3,680
  • WpVote
    Votes 784
  • WpPart
    Parts 9
-تو واقعا بابای یوجینی؟ بی‌شوخی؟ -بی‌شوخی. جونگکوک جواب داد و لبخندی زد. -لعنتی. تهیونگ زیرلب گفت و نگاهی به سر تا پای مرد انداخت. -نمی‌دونستم باباها اجازه دارن که این‌قدر هات و جذاب باشن. - - جونگکوک، یک پدر تنها و سرسخته که زندگی‌اش بین کار و بزرگ کردن یوجین می‌گذره. وقتی جونگکوک برای یوجین یه معلم گیتار پیدا می‌کنه، آخرین چیزی که انتظارش رو داره یه دانشجوی خوش‌زبون مثل تهیونگه، پسری که با چند نگاه و چند جمله ساده، دنیای مرتب و بی‌حاشیه‌ی مرد رو کاملاً به‌هم می‌ریزه. Name: Butterfly Wings Couple: KookV Genre: Fluff, Slice Of Life, Romance, Smut Author: Locks
Andamaina..زیبا by erigna78
erigna78
  • WpView
    Reads 62,690
  • WpVote
    Votes 6,378
  • WpPart
    Parts 35
داستان یه شاهزاده که زیادی شبیهه مادرش کیم تهیونگه .. زیادی شبیه‌ش چیه.؟اون یه نسخه کوچولو از تهیونگه. ... ×میدونم نباید از اتاق بیرون بیام اما باید برای تاتا گل میچیدم..دوتا چیدم..پس یکیشو میدم شما... ..... ×اینو بگیرین..این هدیه من به شماست‌...من گم شدم میشه کمکم کنین برگردم قصر؟قول میدم دیگه از اتاق بیرون نیام... .... ×کاش منم یه بابا داشتم تا الان که منو سیلی زدی میرفتم بهش میگفتم تا بیاد جلوتو بگیره. ..... ×ولی ازش متنفرم که نیست...از توام متنفرم که بابای هیونگی هستی ... آرزو میکنم بمیری... سرزمین فارین ..یه سرزمین جادویی که پادشاه برای ایجاد صلح و امنیت کوچکترین پسر خودشو برای فرزند آوری به پادشاه جئون پیشکش میکنه
Łuŋa fºresŧ by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 4,663
  • WpVote
    Votes 763
  • WpPart
    Parts 18
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
Calyx by Parmoz
Parmoz
  • WpView
    Reads 1,459
  • WpVote
    Votes 192
  • WpPart
    Parts 3
تنها چیزی که جونگکوک، ولیعهدِ کره، هنگام قدم زدن تو سطح شهر انتظارش رو نمی‌کشید، دزدیده شدنِ سکه هاش به دستِ اون امگای زیرک و موذی بود. اما زمانی که اون امگا رو برای تنبیه به کاخ برد، متوجه شد نه تنها اون اتفاق، بلکه دیگه از اون به بعد هیچ چیز با اون امگای مو سفید قرار نبود طبق انتظاراتش پیش بره... ‌ _طبق سی و دومین اصلِ قانون‌نامه ی جرائم، به خاطر این دزدی‌ات باید تا ۲ سال بدون حقوق برای من کار کنی. دست هاش رو توی هم قفل کرد و خیره به پسرِ امگا گفت: _می‌خوام خدمتکار شخصی‌‌ام باشی.‌ ‌ -omegaverse, smut, fantasy, romance, mpreg, historical fantasy, royalty, fluff -kookv کالیکس: بخش بیرونی گیاه که وظیفه اش حافظت از گیاه و گلبرگ‌هاست. در واقع کالیکس توی این فیکشن اشاره به پوسته ی بیرونیِ شخصیت تهیونگ داره. -توجه داشته باشید که جدای از ژانرِ پادشاهی-تاریخیِ فیکشن، تلاشم رو کردم که از سیاست های زندگی سلطنتی دور، و تا مقداری در محدوده ی فلاف نگهش دارم؛ پس ممکنه کمی با فیکشن هایی که از این ژانر خوندید متفاوت باشه. پس خواهشاً حرف از این نزنید که با منطقِ زندگی پادشاهی نمی‌خونه. متشکرم.🙏🏻
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 37,509
  • WpVote
    Votes 5,405
  • WpPart
    Parts 30
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Little Bunny  by Zabi1212
Zabi1212
  • WpView
    Reads 72,741
  • WpVote
    Votes 4,093
  • WpPart
    Parts 40
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
My little cherry ( Kookv ) by Vilo_00_
Vilo_00_
  • WpView
    Reads 31,085
  • WpVote
    Votes 2,486
  • WpPart
    Parts 30
گیلاس کوچولوی من 🍒✨ " در حال اپ " در گوشه‌ای دنج از یک کافه‌، جایی میان عطر قهوه و گرمای پاییزی، دو نگاه درهم گره می‌خورند - یکی آلفا، یکی اُمگا. هیچ‌کدوم دنبال عشق نبودند، اما عشق همیشه راه خودش رو پیدا می‌کنه، حتی اگر از لابه‌لای سفارش یه کاپوچینو باشه. این داستانیه درباره لمس‌های آهسته، قلب‌هایی که آروم باز می‌شن، و خنده‌هایی که بوی شکلات می‌دن. اگر دنبال لحظاتی پر از مهربونی، حس امنیت و درخشش عشق توی تاریکی دلت هستی، این قصه برای توئه. پایانش؟ اون‌قدری قشنگه که دلت بخواد تا مدت‌ها اکلیل بریزی رو همه چی ✨💛 ژانر : سافت ، امپرگ ، اسمات ، امگاورس ، هپی کاپل : کوکوی - نامجین و ...
Similar by neiserli
neiserli
  • WpView
    Reads 1,355
  • WpVote
    Votes 145
  • WpPart
    Parts 19
یک زوج جوان و در آستانه‌ ازدواج‌. آیا جونگ کوک و تهیونگ با آشکار شدن تفاوت های شخصیتی و خانوادگی همدیگه در دوران نامزدی کنار میان؟ یا تمام تلاششون رو در دل زده کردن طرف مقابل انجام میدن فقط برای اینکه مقصر پایان رابطه نباشن؟ ----- برشی از داستان: تو زمان کوتاهی که طول کشید تا ماشین یونگی توی مسیر روبه‌رو ناپدید بشه، من، جونگ کوک جئون بودم نه یک رز. با لحن متهم‌کننده‌ای میگه: نمی‌خواستی بیام مهمونی، مگه نه؟ ـ لوس نشو، معلومه که می‌خوام بیای. بعدم لبخند بزرگی تحویلش می‌دم که متقاعد بشه. البته برای واقعی بودن باید بذارم این لبخند به چشمام برسه. هر بار که این کارو می‌کنم، دوست دارم روی صورتش بالا بیارم؛ از شهر موریس خارج بشم و دیگه هیچ‌وقت نبینمش.
Heir of Love by Jinavkook7
Jinavkook7
  • WpView
    Reads 3,540
  • WpVote
    Votes 851
  • WpPart
    Parts 18
"_عقلتو از دست دادی تهیونگ؟ به همجنس خودت علاقمند شدی؟" "_کجای این کار گناهه؟ مگه عشق دست خود آدمه هیونگ؟ " "_بگو... بگو که دارم کابوس میبینم و این واقعیت نداره...بگو که قرار نیست چشمات کسی جز من رو ببینه، دستات تن کسی جز منو لمس کنه و لبات، روی لبای کسی جز من بشینه... بگو که قرار نیست نیلوفر آبیتو ترک کنی شاهزاده من." "_گریه نکن قلبم... میخوای تو بارون چشمات غرق بشم که حتی آسمون هم بفهمه چقدر عاشقتم؟" ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ عشق؛ زیباترین احساسی که ندانسته به جانت میوفته و داخل قلبت جوانه میزنه و وقتی به خودت میای، میفهمی نمیتونی ریشه اش رو ببری. عشقی ممنوعه و تلخ در کل تاریخ، میان شاهزاده و رعیت...قلب هایی که ناخواسته و ندانسته به هم پیوند میخورن و حالا...چه کسی میدونه قوانین بی رحم دنیا چه برنامه ای برای آن دو مرد جوان در نظر داره و قلم سرنوشت، قراره چطور داستان عشق اونا رو بنویسه؟ ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ ♛Couple: Vkook, Yoonmin ♛Genre: Romance, Dram, Historical, Smut, Royal ♛Ending: Happy end ♛Writer: Stella ♛Chanel: @Vkook_temple7
котёнок by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 60,631
  • WpVote
    Votes 6,134
  • WpPart
    Parts 19
از نظر همه، جونگکوک پسری ظریف و شکستنی بود. قابل پرستش و همیشه نازدار. و این واقعیتی بیش نبود. ولی کسی چه بدونه که این پسرک نازدار؛ دوستاش‌رو دیوونه، و پدرشون رو در آورده از این همه شیطونی؟ خب...شیطونی دردسر داره...؛مگه‌نه؟ 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽«70٪» به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🌸🐈‍⬛✨️