okiinoyaa's Reading List
26 stories
Friended | Nomin by nominstanz
nominstanz
  • WpView
    Reads 430,351
  • WpVote
    Votes 19,088
  • WpPart
    Parts 35
Jaemin has abusive parents and is trying to find the will to keep living. Jeno is popular at school and always seems happy but really he is just masking the pain of losing his little sister. Jaemin and Jeno met online where they are both open with their struggles to each other. The only thing they don't realize it's that the person they confide in and trust the most is sitting a seat away from them.
High school markhyuck au by needsunicorn_
needsunicorn_
  • WpView
    Reads 47,187
  • WpVote
    Votes 2,099
  • WpPart
    Parts 18
Markhyuck High School AU Short chapters Completed
Bunny Lover (Taekook) ✓ by Idkcallmeanything
Idkcallmeanything
  • WpView
    Reads 599,623
  • WpVote
    Votes 32,740
  • WpPart
    Parts 26
Jungkook is a hella deep sleeper and falls asleep during his summer job of posing as a giant bunny mascot for a toy store. Someone mistakes him for an actual toy and lugs him home. (Idea belongs to @maknaezyt) This book has not been proofread or edited so it has many errors. Main ship: Taekook Side ships: None
nope  by nctfanfic_iran
nctfanfic_iran
  • WpView
    Reads 3,159
  • WpVote
    Votes 491
  • WpPart
    Parts 7
couple : ~~jaeyong~~ genre : kingship , romance , scoffing ○ Persian translate ○ translator : @mikai99 10k reader ... taeyong want to see the world with jaehyun ! it was his last chance. #nct #jaeyong
●○ Lovely Bad Boy○● by Twilisha
Twilisha
  • WpView
    Reads 4,757
  • WpVote
    Votes 836
  • WpPart
    Parts 36
یه داستان چند تا روایت می تونه داشته باشه ؟ یه داستان شیرین چقدر می تونه واسه شخص دیگه ای تلخ باشه ؟ بعضی وقت ها بدون این که متوجه باشیم تغیر زیادی ایجاد می کنیم . اما ... اما این تغییر چقدر می تونه مفید باشه یا چقدر می تونه آسیب بزنه قسمتی از داستان 🌹 چشم های کشیده ی پسر از تعجب بزرگ شد و ابرو هاش بالا رفت. جنو با کنجکاوی نگاهش کرد. و با چهره ی منتظرش برای بار چندم خنده رو به جون رونجوین انداخت. گوشی رو طرف پسر بزرگتر چرخوند و بعد... _شت ... من فردا باید برم بیمارستان. پسر ضربه ی کوتاهی به پیشونیش زد و رونجوین با خنده سر تکون داد. جنو رو به رونجوین کرد و با آرامشی که از لحنش چکه می کرد شروع به حرف زدن کرد. _ دو تا انتخاب داری یا میتونی پیش من در کمال آرامش بخوابی، یا پیش دویونگ میخوابی و لگد هاش و تو خواب تحمل میکنی. فکر نکنم اصلا نیازی به فکر کردن باشه. رنجوین سر تکون داد و همراه جنو به طرف اتاق پسر بزرگتر راه افتاد . دفعه ی آخر که کنار جه مین با عادت مشترک دویونگ خوابیده بود نصفه شب لگد سنگینی رو از قسمت شکم نوش جان کرده بود و نکته ی جالب این بود که حداقل هفته ای یکبار این تجربه رو تکرار می کرد و شکایت خاصی هم جز غر زدن ها ی جزعی سر جه مین اون هم وقتی خواب بود نداشت پس ترجیح میداد فعلا جا ی امنی بخوابه و حالا ک
𝐀𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐒𝐞𝐱  𖦹𝐉𝐚𝐞𝐲𝐨𝐧𝐠𖦹 by mty127
mty127
  • WpView
    Reads 29,237
  • WpVote
    Votes 6,023
  • WpPart
    Parts 36
❥︎NCT" Couple :Jaeyong . Yuwin . Johnten. Luwoo Genre :.....;) " تو شهری که هرگز اسمشو نشنیدی دانشگاهی وجود داره که در اونجا پسر جدی به اسم جهیون که به امید بیرون اومدن از این شهر کوفتی درس میخونه سپس دانشجوی انتقالی فرا میرسه که ....... _ تمام شده ..
Mend.-Jaeyong  [Book 3 of Mend. Trilogy] by MelodyTY_
MelodyTY_
  • WpView
    Reads 1,403
  • WpVote
    Votes 342
  • WpPart
    Parts 8
« هیچ وقت تصور نمیکردم خوب شم ... تا اینکه تو اومدی »
Broken.- Jaeyong [ Book 2 Of Mend Trilogy ][Per. Ver.] by MelodyTY_
MelodyTY_
  • WpView
    Reads 1,952
  • WpVote
    Votes 384
  • WpPart
    Parts 9
« من شکستم در حالی که تو ترمیم شدی » امیدوارم لذت ببرید :)
Fixed.-JaeYong [Book 1 of the Mend Trilogy][Per. Translate] by MelodyTY_
MelodyTY_
  • WpView
    Reads 1,382
  • WpVote
    Votes 282
  • WpPart
    Parts 7
" میتونم قلبت رو ترمیم کنم " Writer : @v_primaleon Translator : Melody
🌊 Storm Behind His Wings [ Jaeyong ] by MelodyTY_
MelodyTY_
  • WpView
    Reads 6,066
  • WpVote
    Votes 1,143
  • WpPart
    Parts 46
فصل دوم فرشته نگهبان ~ فرشته ی لی تیونگ ، فرشته ای نیست که فقط یه توهم گذرا یا یک نقاشی به جا مونده از دوران سخت کودکیش باشه . اون فرشته ، جونگ جهیونی بوده که تمام طول زندگیش بدون این که حتی خبر داشته باشه از پسر جوون محافظت میکرده . یا حداقل توی ذهن لی تیونگِ بیست و دو ساله اینطور می گذشته . جونگ جهیون حالا مجبوره با وجود تمام زخم هایی که سوزش جانگدازی رو براش به همراه داشته ، از اطرافیانش مراقبت کنه و دوست پسرش هم یکی از اون هاست لی تیونگ ، اون هم الهه ی امید فرشته بود . الهه ای که توی برهه ای از زمان تهی از هر امیدی میشه . اون واقعیت هایی رو متوجه می شه که زندگیش رو با دگرگونی عظیمی مواجه می کنه . ~ زندگی هیچ وقت روی خوشش رو بدون شکنجه های جان فرسا به کسی نشون نمیده . شکنجه هایی که تحملشون برای فرشته ها و الهه ها هم سخته . اما هر کدوم از اونها اگه سر طناب رو پیدا کنن آروم آروم به مقصدشون میرسن . سر طنابی که توسط آدم های اطرافشون برای کمک به سمتشو گرفته شده ...