vkook
16 stories
God is Dead? | Vkook Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 43,906
  • WpVote
    Votes 5,323
  • WpPart
    Parts 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 108,319
  • WpVote
    Votes 17,095
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
⊱Wtf?!I Fall In Love With A Bunny?!࿐💯 by silvereyes_moonstone
silvereyes_moonstone
  • WpView
    Reads 186,402
  • WpVote
    Votes 25,640
  • WpPart
    Parts 20
《کامل شده》 تهیونگ هیچوقت فکر نمیکرد کارما اینقدر بِچ باشه که بخواد با فرستادن یه خرگوش انسان نما توی زندگیِ کوفتیش عذابش بده...اما اون اشتباه کرد اشتباهِ بزرگِ دست کم گرفتن کارما....! ▪به مناسبت تولد کوکی! ¤Couple: TAEkook ¤Genre: fantasy , comedy , fluf , romance
『 Lovely colleague  』  by funnyrazi
funnyrazi
  • WpView
    Reads 71,059
  • WpVote
    Votes 9,558
  • WpPart
    Parts 22
__________•__________•__________ جونگ کوک به خاطر وصیت نامه مادرش که گفته بود باید تو یه فیلم گی بازی کنه، تصمیم میگیره داخل فیلم ( گی) که بهش پیشنهاد شده بازی کنه و موضوع وقتی جالب میشه که کوک نقش مقابلش رو میبینه و..........
💫 Please calm me down 💫 by LOWKEVIN
LOWKEVIN
  • WpView
    Reads 60,514
  • WpVote
    Votes 8,553
  • WpPart
    Parts 29
نام : Please calm me down کاپل : ویکوک کاپل فرعی : چانبک ، یونمین ، نامجین ژانر : رومنس . فلاف . انگست . کمی اسمات . هپی اند روز های اپ : تموم شده :)))) ۴ اسفند ۱۳۹۸ / ۱۹ تیر ۱۳۹۹ خلاصه : جونگ کوک پسریه که تکیه گاه تمام دوستاشه و به همشون ارامش میده و روتین زندگیش خسته کننده شده و یکیو میخواد که بهش ارامش بده و ازش محافظت کنه و تا ابد تو بغلش قایم شه ولی از عشق میترسه چون بارها بهش اسیب زده ولی چی میشه اگه از خونه کیم تهیونگ سر در بیاره و بدون اراده عاشق پسر مرموز که مثل شاهزاده مراقب ازش محافظت کنه سر در بیاره ؟
Home || VKook by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 637,664
  • WpVote
    Votes 100,377
  • WpPart
    Parts 50
[ خونه ] پایان یافته ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست. پ.ن. کار خیلی قدیمی‌ایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
Love or hate?! by ehya1930
ehya1930
  • WpView
    Reads 212,251
  • WpVote
    Votes 32,981
  • WpPart
    Parts 69
🥀 زندگی یه بازی پیچیدست ، بازی که هر لحظه امکان برد و باخت توش وجود داره و حتی به جانگ کوک پسر بچه ای که به امید فرار از قلدرای توی مدرسه یا پیدا کردن اینده روشن تر از خونه دور شده رحم نمیکنه . 🔪 تو این دنیای سیاه که هر کس با هیولای درون خودش برای ادمای دیگه دندون تیز کرده چه بلایی سر یه پسر بی پناه میاد که گرگ تقدیر برای زندگیش کمین کرده . 🕯ژانر : BDSM , هیجان انگیز ، خشن ، دارک ، مدرسه ، اجتماعی ، روانشناسی و... 🔎کاپل : ویکوکمین ، نامکوک ، ویمین یه داستان متفاوت که هر لحظه میتونه شوک کننده باشه 🌡💉 📖 این رمان قراره پر از اتفاقای مختلف و غیر قابل پیشبینی باشه که هر لحظه به وجد بیارتتون پر از حس خوب ، عشق ، ترس و درد و... 🕰 روز های آپلود : پنجشنبه ها حتما بخونید و نظراتتون رو برام بنویسید 😊البته vote یادتون نره ⭐
My birthday wish [Completed] by me_master_momo
me_master_momo
  • WpView
    Reads 361,625
  • WpVote
    Votes 59,179
  • WpPart
    Parts 79
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟ خب منم آرزو کردم ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد... من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم! و منظورم هر وارد شدنی نیست... بله! من به داخل داستان پرت شدم! کاپل : ویکوک ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی، کمی هم معمایی
N.M.E's by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 77,624
  • WpVote
    Votes 10,833
  • WpPart
    Parts 24
سادس،جونگ‌کوک و تهیونگ از هم متنفرن تا اون.... اتفاق تراژدیک....