exo fic
85 قصة
The Devil's Black Card بقلم 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    مقروء 4,608
  • WpVote
    صوت 802
  • WpPart
    فصول 12
「 ꕥ」┊Author: jongnugget 「 ꕥ」┊Translator: Yasi🌸 「 ꕥ」┊Name: The Devil's Black Card 「 ꕥ」┊Couple: Kaisoo 「 ꕥ」┊Genre: Comedy, Romance, Smut, Fashion au
IQUELA بقلم NARCOKIM
NARCOKIM
  • WpView
    مقروء 18,188
  • WpVote
    صوت 4,883
  • WpPart
    فصول 42
ایکوالا 🛡 کاپل←کایسو، کایهون ژانر←تاریخی، رومنس، درام، اسمات به قلم نارکو ✍️ 1 #Jongin در سرزمینی دور به نام ایکوالا ،فرمانروایی کای بزرگ جریان داشت. یک روز از روز ها به مناسبت به دنیا امدن دومین فرزند کای کبیر جشنی در عمارت خشخاش برگزار شد. رقاصان زیادی به این مراسم امده اند اما تنها یک نفر توانست چشم کای کبیر را بگیرد و جایگاه بلند بالایی در قلب امپراطور سرزمین بدست بیاورد. شاید ان زن مانند الماس تراشخوره قوی و تیز به نظر می رسید اما برادر این زن حاضر به وصلت با امپراطور نمی شد و این کای را خشمگین کرد و باعث شد تا برادر رقاص را به قصر فراخواند. ✯ +ایا حاضری هشتمین معشوق حرمسرای من باشی؟ -من یک زن نیستم سرورم و ماندن من در حرمسرا اهانتی به مردانگی منه +اگر مردانگی تو مانعی برای منه پس از بین می برمش 2 in #kaisoo
Fanboy (chansoo) بقلم CHANSOO_ALL_DAY
CHANSOO_ALL_DAY
  • WpView
    مقروء 99,820
  • WpVote
    صوت 7,451
  • WpPart
    فصول 52
In which Kyungsoo is a big fan of a youtuber named Park Chanyeol.
+3 أكثر
My Sky بقلم lio_owlpingo_soo
lio_owlpingo_soo
  • WpView
    مقروء 317
  • WpVote
    صوت 73
  • WpPart
    فصول 1
Chansoo Romance, Mpreg, Omega Vers, تمام جذابیت زندگیش به نشستن تو کابین خلبان هواپیما و تماشا آسمون از پشت شیشه اون کابین بود.اصلا از اول برای همین این شغل و انتخاب کرد . چون عاشق آسمون بود ، عاشق پرواز ...... اما همه چی با اومدن اون کمک خلبان جدید و تازه کار عوض شد .
Gaurdain  بقلم _kimSeoul
_kimSeoul
  • WpView
    مقروء 1,282
  • WpVote
    صوت 266
  • WpPart
    فصول 6
Couple: Chansoo Genre: Action, Romance, Smut دو کیونگسو یه نگهبان زندان پارک چانیول یه زندانی نچندان معمولی "چشم بند روی چشم کیونگسو کنار رفت.با اینکه اتاق با نور کمی روشن شده بود ولی برای چشماش که چندین ساعت تاریکی رو تحمل کردن ناخوشایند بود.چانیول به صورت جمع شده ی کیونگسو خندید. _سلام گربه ی وحشی.همونطور که بهت قول داده بودم باز هم بهم رسیدیم."
My Answer Is You 🎻🎶 بقلم lhm_bd
lhm_bd
  • WpView
    مقروء 13,034
  • WpVote
    صوت 3,889
  • WpPart
    فصول 55
💌خلاصه: چانیول و کیونگسو، دو عاشق در عین سادگی... که تنها آرزشون داشتن یه استیج باشکوه و مشهوریته ... 🤗😍 اما چی میشه اگه هم اتاقی جدید ، عاشق کیونگسو بشه😶 و شهرت از راه نرسیده چشم چانیول رو روی عشقش ببنده؟!؟🙁 ~ پایان یافته ~ ~ FICTION : ♡ #MyAnswerIsYou ♡ ~ COUPLE : ♧ BaekSoo , ChanSoo ,... ♧ ~ GENRE : ◇ Smut ❆ Romanc ❆ Angst ❆ Dram ❆ Happy End ◇ ~ AUTHOR : ☆ E & N ☆ ╾╾╾♡°♡╾╾╾╾
The Devil Wears Gucci بقلم 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    مقروء 17,769
  • WpVote
    صوت 3,737
  • WpPart
    فصول 22
「 ꕥ」┊Author: jongnugget 「 ꕥ」┊Translator: Yasi🌸 「 ꕥ」┊Name: The Devil Wears GUCCI 「 ꕥ」┊Couple: Kaisoo 「 ꕥ」┊Genre: Comedy, Romance, Smut, Fashion au 「 ꕥ」┊Description: از نظر کیونگسو هرلباس گرونتر از ۵۰ دلار اوت کوتوغ به حساب میاومد ولی انگار همکارای جدیدش با این نظریه موافق نبودن. مخصوصاً رئیسش که انگار - یا نه؟ - تجسم همزمان کمال و شیطان بود.
The Mad Hatter بقلم REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    مقروء 20,636
  • WpVote
    صوت 4,916
  • WpPart
    فصول 30
گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی می‌کند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانه‌اند. آلیس گفت: ولی من دلم نمی‌خواهد به سراغ افراد دیوانه بروم. گربه گفت: اوه! شما چاره‌ای ندارید. اینجا همه‌ی ما دیوانه‌ایم. "این فن‌فیکشن ادامه داده نخواهد شد." [CHANBAEK × KAIHUN] [Surreal × Psychological]
CHANSOO Oneshot Book (فارسی) بقلم inmooniam_
inmooniam_
  • WpView
    مقروء 1,491
  • WpVote
    صوت 302
  • WpPart
    فصول 5
اینجا همه‌ی وانشات های چانسویی که نوشتم رو میذارم. امیدوارم ازشون لذت ببرین 💫
+15 أكثر
PRISONER IN EDEN [زندانیِ بهشت] بقلم inmooniam_
inmooniam_
  • WpView
    مقروء 3,698
  • WpVote
    صوت 958
  • WpPart
    فصول 28
کاپل اصلی : چانسو کاپل فرعی: هونهو ژانر : رومنس ، ماجرایی، جنایی ، اسمات (فصل دومش رو میتونین با عنوان "زندانی عشق" از صفحه‌ی خودم پیدا کنین ) مقدمه: گاهی با خودم میگم که ای کاش هیچ وقت حقیقت رو نمیفهمیدم هیچ وقت از دروغین بودن همه چیز خبردار نمیشدم و هیچ وقت از اون بهشت زیبا اما کذایی ای که برام ساختی بیرون نمی اومدم... بهشتی که تک به تک لحظه هام رو با تو داخلش زندگی کردم... میوه ی شیرین بوسه هات رو چشیدم... و نوازش های لطیف تر از لمس گلبرگ ات رو رو نقطه به نقطه‌ی وجودم تجربه کردم... من و تو دو موجود تنها بودیم در بهشتی خیالی و دروغی که اسمش رو عشق گذاشته بودیم... اما من از نسل همون آدمیم که به قیمت چشیدن یک سیب ، از بهشت خودش طرد شد. با این تفاوت که من هیچ وقت نمیخواستم "سیب ممنوعه ی حقیقت" رو بچشم. و حتی بعد از چشیدنش، از بهشتم طرد نشدم . بلکه خودم ترکش کردم ...! چون با وجود تمام اون لحظه های رویایی و زیبایی که اونجا داشتیم هیچ چیزی نمیتونست این حقیقت که من توی اون بهشت فقط یه زندانی بودم رو تغییر بده ...!