marjani_fu
- Reads 5,143
- Votes 916
- Parts 12
پرواز؛ جزیره ⃤✈️
سیاهی تنها چیزی بود که میدیدم. هنوزم تو گور خودم بودم. سرد و تاریک بدون هیچ هوایی. داشتم میمردم مگه نه؟ داشتم جون میکندم، تو گور خودم؛ گوری که عشقم با دستای خودش برام کنده بود و ج سم و روحمو به آغوش خاک سپرده بود.
"میتونم کاری کنم اونقدر به اوج برسی که حس پرواز بهت دست بده."
╝─────────────╚
🥀ژانر: اسمات، عاشقانه، تخیلی، هیجانانگیز انگست
🌈تمام شده ✔
☄تعداد چپتر: ۱۲
🔞دارای محتوای بزرگسالانه
╝─────────────╚