زمانی که هان جیسونگ توسط دوستش کیم سونگمین توی صف غرفهی بوسه رفت، نمیدونست چه اتفاقاتی قراره پیش روش باشه...
🍷 بازنویسی و ترجمه (غلط املایی داره ولی چون خیلی وقت پیش نوشتمش دیگه ادیت نکردمشون)
🍷کاپل ها : مینسونگ ، سونگجین ، چانلیکس
🍷 ژانر : مدرسه ای ، اسمات ، فلاف ، درام
- نویسنده اصلی: KangarooChann
°• Starts: 23 Aug 2020 ( ۱۳۹۹/۶/۲ )
°• End : [آپ متوقف شده]
نویسنده اصلی کل کارشرو از واتپد پاک کرده دیگه بهش دسترسی ندارم تا ادامهش بدم‼️
*هیچکدوم از کرکتر ها رابطهی زیر سن قانونی ندارن!!!
"هی! میدونستی یه نظریه میگه که ما قبل از اینکه بوجود بیایم ذره هستیم؟ "
گوله های برف روی صورتم میریختن اما من حسشون نمیکردم چون داشتم از درون میسوختم
"یعنی چی؟"
کریس غلتید و بدنشو به بدنم نزدیک تر کرد
"فکرشو بکن.من و تو،همه ی آدم های این سیاره،هممون ذره بودیم.حتی کوچیکتر از الکترون ها.حتی کوچکتر از این کریستال های شیش ضلعیِ برف که روی گونه هامون میریزن."
"تو واقعا بهش باور داری،کریستوفر؟"
"نمیدونم هانا.اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که توی این لحظه،من،تو،هردومون ممکنه در مقایسه با این کهکشانی که توش هستیم از ذره هم کوچیکتر باشیم اما وقتی به هم نگاه میکنیم،کهکشانمون رو توی چشمای همدیگه میبینیم.کهکشانی که فقط ما دوتا ازش خبر داریم. "