Ongoing
50 stories
In the arms of the butterfly| Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 48,655
  • WpVote
    Votes 5,155
  • WpPart
    Parts 44
وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ پسری با ترس از تنهایی که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه، وقتی زنی مرموز و به‌ظاهر ناجی دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قراردادِ ساده وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده. ------- Genre: Romance, Harsh, Angst, Smut, Revenge Writer: Nabie
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ by vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Reads 121,776
  • WpVote
    Votes 10,651
  • WpPart
    Parts 76
• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی
Under Fang by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 78,393
  • WpVote
    Votes 14,353
  • WpPart
    Parts 29
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، حمله‌ی سختی بهشون کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Forced Marriage, Enemies to Lovers, Historical, Smut Written by Luna🌙
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 119,382
  • WpVote
    Votes 14,616
  • WpPart
    Parts 25
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
𝓣𝓱𝓮  APRIL by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 16,994
  • WpVote
    Votes 3,080
  • WpPart
    Parts 12
زیباییِ آوریل فقط برای همون ماه بود. چون جونگکوک چیزی جز سرما حس نمیکرد. ژانر: بریتانیا🇬🇧 عاشقانه🍁 سرد و بارونی🌧 انگست☔️ و زندگی روزمره🎳 مسائل ازدواج🕰 پایان خوش🐦‍⬛ کاپل: ویکوک
𝗛𝗘𝗔𝗥𝗧𝗟𝗘𝗦𝗦 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by blueliliii
blueliliii
  • WpView
    Reads 75,202
  • WpVote
    Votes 6,584
  • WpPart
    Parts 35
𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖧𝖾𝖺𝗋𝗍𝗅𝖾𝗌𝗌 ^᪲ «کیم تهیونگ یه امگای افسرده بود. حتی توی گوشه گوشه‌های افکارش هم به عشق و جفت داشتن فکر نمی‌کرد. اما بعدش خودش رو توی بغل منجی و عشق زندگیش پیدا کرد. و حدس بزنین چی؟! اونم با یه لبخند کوفتی روی لب‌هاش!!» ـ چیز‌هایی که نمی‌شه گفت رو می‌شه گریه کرد. ـ پس برای همینه که همیشه اشک می‌ریزی... روحِ من. 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ^᪲ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍 ^᪲ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝖭𝖺𝖻𝗂𝖾 ^᪲ 𝖴𝗉 𝗍𝗂𝗆𝖾: 𝗐𝗁𝖾𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗂 𝖼𝖺𝗇 .
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 8,527
  • WpVote
    Votes 1,173
  • WpPart
    Parts 20
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
The beat of Love | Vkook by Telma_9597
Telma_9597
  • WpView
    Reads 8,901
  • WpVote
    Votes 1,557
  • WpPart
    Parts 17
𝗡𝗮𝗺𝗲: #TBL (ضربان عشق) The beat of Love 𝗚𝗲𝗻𝗲𝗿: Medical, Mafia, ‌Angst, Smut 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook, Yoonmin Up : چهارشنبه‌ها در بیمارستان دانشگاهی هانول، جایی که زندگی و مرگ در هر لحظه به هم گره می‌خورن، پروفسور کیم تهیونگ جراح سرد و بی‌رحم با رزیدنتی سرسخت و شیطون به نام جئون جونگ‌کوک روبه‌رو میشه. کسی که پشت لبخندهاش، قلبی بیمار و گذشته‌ای تلخ پنهانه. اما وقتی رازهای تاریکشون دوباره سر برمیارن، گذشته‌ی آلوده‌ی تهیونگ و سرنوشتِ خونین جونگ‌کوک به هم گره می‌خورن. بین جراحی‌های پر از اضطراب، نگاه‌های ممنوع و سکوت‌های کشنده، پیوندی شکل می‌گیره که هیچ‌کدوم نمیتونن ازش فرار کنن. این بار نه فقط قلب بیماران، بلکه قلب خودشون روی تیغ جراحی سرنوشت قرار می‌گیره... ــــــــــــــــــ "بهم گوش بده... من نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته. این قلب... باید سالم بمونه. می‌فهمی؟" "من... خوبم... استاد..." "نه! خوب نیستی. اون قلب، فقط مال خودت نیست... اون قلب... الان مهم‌ترین چیزیه که من دارم. اگه بلایی سرش بیاد... من... من نمی‌تونم تحمل کنم. پس باید، مراقبش باشی. به هر قیمتی." "چرا... براتون مهمه؟" "چون... نمی‌خوام یه روز بیام اینجا و ببینم اون لبخندی که این همه وقت منو از پا انداخته، دیگه وجود نداره..." چنل تلگرامم برای اسپویل و توضیحات بیشتر Vkpfic
𝘝𝘈𝘓𝘌𝘍𝘖𝘙 || KOOKV by yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Reads 68,281
  • WpVote
    Votes 7,840
  • WpPart
    Parts 28
شاهزاده تهیونگ، بین دوراهی ازدواج با شخصی که نمی شناختش و جنگ، رفتن به جنگ رو انتخاب کرد. البته که با صد سرباز هیچ شانس پیروزی نداشت اما هیچ‌وقت انتظار نداشت اسیر بشه، توی قبیله ای که به خونش تشنه بودند! _شاهزاده بودم، اما حالا اسیر آغوش دشمنم شدم و بدتر از اون، داره خوشم میاد! چون من توی بستر مردی بیدار می‌شم که باید خونش رو می‌ریختم. اما اون من رو مثل معبودی پرستش می‌کنه؛ هر شب روی زانوهاش. غرورم شکسته، زنجیر ها به تنم، اما چیزی که بیشتر از همه عذابم میده؛ نرمی لبخندشه... لب هایی که قبل از بوسیدنم، من رو به ناله‌ای از جنس شهوت وادار می‌کنن. 👑 "زیر سایه‌ی موذی و توصیف ناپذیریش در انتظار یشمی چشم‌هات خواهد موند!" 𝘊𝘖𝘜𝘗𝘓𝘌: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝 GENRE: omegavers, smut, Historical, DARK ROMANCE🏴
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 83,085
  • WpVote
    Votes 17,333
  • WpPart
    Parts 23
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نی‌نی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀 ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌 کاپل: ویکوک 开始:1403/11/07 结束:还没有