We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Kookv
22 stories
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 75,287
  • WpVote
    Votes 9,333
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
⍣Tɯყ⍣ by Kookv_Jk_V
Kookv_Jk_V
  • WpView
    Reads 1,167
  • WpVote
    Votes 175
  • WpPart
    Parts 14
[متوقف شده] ⍣ ƈσυρʅ: ƙσσƙʋ ⍣ Gҽɳɾҽ: Rσɱαɳƈҽ,Dɾαɱα,Aɳɠʂƚ,ʂҽƈɾҽƚ ⍣ Uρ: Tɯσ Dαყʂ A Wҽҽƙ جئون جونگکوک آتش‌نشان شجاعی که‌ با انداختن خودش داخل آتش،جون بقیه‌رو نجات می‌ده. اما می‌تونه دوباره زندگی‌از دست رفته‌ و سوخته‌ی خودش و دکتر کیم رو برگردونه و از این آتش عشق نجات پیدا کنه،تا زیر خاکستر هاش دفن نشه؟
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 174,626
  • WpVote
    Votes 16,011
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Compartment 303 (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 33,232
  • WpVote
    Votes 5,596
  • WpPart
    Parts 13
←⁩ کوپه‌ی ۳۰۳ تمام‌شده. ✔️ روزی که تهیونگ یکی از کیف‌هاش رو توی قطار جا گذاشت و برگشت تا اون رو برداره، هرگز فکرش رو نمی‌کرد به محض اینکه واردش می‌شه قطار حرکت کنه؛ هرچند این اتفاق بد موجب شد با مردی آشنا بشه و یه سفر دونفره و فراموش‌نشدنی رو باهاش تجربه کنه! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، درام
.𝐒𝐭𝐫𝐚𝐰𝐛𝐞𝐫𝐫𝐲. by Kimvenus227
Kimvenus227
  • WpView
    Reads 625,003
  • WpVote
    Votes 46,681
  • WpPart
    Parts 39
خب میریم که داشته باشیم: کیم تهیونگ پسر به شدت لوس و سلیطه که فوبیا داره به سربازی ولی خب باید یه جایی با فوبیات رو به رو بشی. جئون جانگ کوک ژنرال مغروری که همه سربازا ازش مثل سگ میترسن چی میشه این دوتا جلوی هم قرار بگیرن؟ ____________________________ کاپل: کوکوی ژانر: فیک چت(در حد دو سه تا)،فلاف،اسمات،رمانتیک، مافیا، ددی کینک..... تمام شده.
Negative69 KOOKV by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 334,726
  • WpVote
    Votes 43,349
  • WpPart
    Parts 24
‌ᯊ منفیِ شصت‌ونه جئون جونگ‌کوک آلفای میانسالیه که از زندگی یکنواخت و یک‌رنگش خسته شده؛ اما هیچ قصدی برای رابطه و ازدواج نداره. تنها چیزی که جونگ‌کوک می‌خواد یه بچه‌‌ست، بدون مادر یا پدر دومش! تهیونگ امگایی که برای رسیدن به رؤیاش و وضع مالی بدش، قبول می‌کنه تا توله‌ی جئون جونگ‌کوک رو براش به دنیا بیاره. ‌ ژانر: امگاورس، رومنس، کمدی، فلاف، امپرگ، اسمات. کاپل: کوکوی
قنادی مردگان by f_R2006
f_R2006
  • WpView
    Reads 135,281
  • WpVote
    Votes 18,130
  • WpPart
    Parts 62
کابوس‌هایی که هر شب از خواب می‌پراندنش، صبح‌ها با بدنی کبود و زخمی،خیس و گاهی لخت از خواب بیدار می‌شد. روان‌پزشک کاری از پیش نبرد ، و رمال هم فقط اوضاع رو بد تر کرد بود. اما اون چیزی که تهیونگ نمیدونست این بود که اون هیولا واقعی تر از هر کابوسی بود... کامل شده. کوکوی
KISS║KOOKV by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 574,857
  • WpVote
    Votes 77,841
  • WpPart
    Parts 30
کیم‌تهیونگ به دلایلی مجبور به ازدواج با آلفایی سلطنتی شده که همه از اون به عنوان یه فرد خشن و استبدادگر یاد می‌کردن اما...
❊Emerald❊ [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 41,723
  • WpVote
    Votes 4,619
  • WpPart
    Parts 12
[کامل‌شده] تهیونگ پسری کنجکاو که نفهمید چطور سر از جنگلی مخوف و ترسناک درآورد و سرنوشتِ زندگی‌اش رو تغییر داد... پا داخل کلبه‌ای متروکه گذاشت و از همون نقطه، اسارتِ عشق رو به نام خودش زد. . . _ نمی‌خوام صدای قشنگت که با لرزوترس، ازم خواهش می‌کنه تا آزادش کنم رو، بشنوم تهیونگ. تو آزاد نمی‌شی؛ بلکه آزادانه داخل قصر من جولان می‌دی و لذت می‌بری. عالی نیست، پسرک بهاری‌ِ من؟ ـــــــــــــــــــــــــــــ༺Emerald༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Romance, Angst, Fantasy, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 796,042
  • WpVote
    Votes 95,392
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫