نُوا یعنی چی؟...
زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا!
وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی.
وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته.
نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره...
.
.
سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن.
سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن.
سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن.
مجبورن
تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن.
هنوز میتونن حرف بزنن
ثابت کنن که هنوز زندن!
این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد...
ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی
کاپل: VKOOK / SECRET
+دختر پسری
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil
من نمیخواستم...باور کن نمیخواستم برم.هیچ میدونی بعد ازاینکه رفتم و اون اتفاق افتاد چه حالی شدم؟باور کن اونی که این همه مدت درد کشیده فقط تو نبودی،منم تو این مدت نابود شدم.من خواهرمو،دوستامو،تورو از دست دادم.
این همه سال با فکر اینکه دیگه تهیونگی وجود نداره دست و پنجه نرم کردم.
تو هیچ میدونی من چرا مشکل ریه دار؟من تو اون آتش سوزی هنوز اونجا بودم.اونا داشتن منو به زور میبردن ولی من اونقدر موندم که ریه هام سوخت میفهمی؟
حالا بعد از این همه مدت...بهت حق میدم بهم نگاه نکنی اما خواهش میکنم قلبمو بیشتر از این مشکوک.
میدونم قلب توام شکسته...پس بیا باهم درستش کنیم.بزار پیشت بمونم.بزار زخماتو ببوسم.بزار بغلت کنم و اینبار راحت بهت بگم...دوست دارم.
****
𝙼𝚊𝚒𝚗 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚟𝚔𝚘𝚘𝚔
𝚂𝚞𝚋 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎'𝚜:𝚢𝚘𝚘𝚗𝚖𝚒𝚗 - 𝚗𝚊𝚖𝚓𝚒𝚗 - 𝚌𝚑𝚊𝚗𝚗𝚎𝚕 - 𝚢𝚎𝚘𝚗𝚋𝚒𝚗.
_هم اتاقی اجباری_
.
.
_فردا یه جلسه توی سالن اجتماعات هست، برای اردوی تمرینی.
گنگ بهش خیره شدیم که جیمین صداش در اومد.
_ولی ما که برنامه ریزیش رو.......
نزاشت جیمین حرفشو ادامه بده
_قراره تیم فوتبالم بیاد.
تیم فوتبال؟؟امکان نداره.....نه بازم اون لعنتی.همه با فهمیدن اینکه تیم فوتبال قراره بیاد به من خیره شدن. دلیلش مشخص بود ،تنفر من از کاپیتان تیمشون ،جئون جونگ کوک.
ژانر°:کمدی، ورزشی، رومنس، مقداری اسمات، زندگی مدرسه ای
( آپ :دوشنبه و پنجشنبه)
#6comedy
Book cover : @writter_in_purple
اسپرم لعنتی🍸
کاپل ها:کوکوی، یونمین، نامجین
ژانر:خون آشام خشن امپرگ اسمات
_جونگ کوک با چشمانی که از خشم سرخ شده بود به مراسم ازدواج نگاه میکرد با خشم غرید:به چه جراتی با بچه من تو شکمش داره ازدواج میکنه
وضعیت: پایان یافته