_هم اتاقی اجباری_
.
.
_فردا یه جلسه توی سالن اجتماعات هست، برای اردوی تمرینی.
گنگ بهش خیره شدیم که جیمین صداش در اومد.
_ولی ما که برنامه ریزیش رو.......
نزاشت جیمین حرفشو ادامه بده
_قراره تیم فوتبالم بیاد.
تیم فوتبال؟؟امکان نداره.....نه بازم اون لعنتی.همه با فهمیدن اینکه تیم فوتبال قراره بیاد به من خیره شدن. دلیلش مشخص بود ،تنفر من از کاپیتان تیمشون ،جئون جونگ کوک.
ژانر°:کمدی، ورزشی، رومنس، مقداری اسمات، زندگی مدرسه ای
( آپ :دوشنبه و پنجشنبه)
#6comedy
Book cover : @writter_in_purple
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
با چشم های براق با پدر خوندش نگاه کرد و لبش رو گزید تا بدون لکنت حرفش رو بیان کنه
× ددی
یونگی نیشخندی کوچیکی زد و دستی به موهای جیمین کشید
_ ددی ؟؟
به آبروی بالا رفته پرسید و لیسی به لبش زد
_ این کلمه رو به همه نمی گن بچه
جیمین لب هاش رو اویزون کرد و اخم کوچیکی رو بین ابروهاش نشوند
× ولی م...من مییی خوام ببگم چون ...
پاهاش رو به هم نزدیک کرد ، لب پایینش رو به دندون گرفت ، با دست ای کوچولوش چنگی به لبه ی هودی تو تنش زد و لا چشم های پاپی طوری به پدر خوندش نگاه کره کرد
× ت وو. . ددیه منی
کاپل ها کوکوی ، یونمین و نامجین
ژانر لیتل ، اسمات ، ددی کینک،روزمره
نویسنده مین کوالا و سولمیتم
Kim_mahsa
تموم شده
"جئون جانگکوک رقصنده اختصاصی بار رو دید و محو زیبایی اون شد ..."
"چی میشد اگ این رابطه سه نفره میشد..."
"چی میشد اگ همزمان دو نفر عاشق یک نفر میشدند..."
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
آهستگی سمت مبل حرکت کرد و شروع کرد به حرف زدن
+چطوره اون ناله ها و رقصهایی که معشوقت روت انجام داده روی من تمرین کنی چطوره؟
چشمای کوکی گرد شد و نفساش به شمارش افتاد اون ازش چی میخواست ن نکنه ک...
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
"من بدنتو اونقدر غرق عشق میکنم تا کاملا مست بشی"
+با شنیدن این جمله تمام بدنش لرزش خفیفی گرفت
_برو به جهنم لعنتی من به معشوقم خیانت نمیکنممم
+به نفعته زیرم باشی جئون وگرنه معشوقت زنده نمیمونه
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
•نام⸙ ͎.: #ThreeStrangers
•ژانر⸙ ͎.: ددی کینک/تریسام/اسمات/جنایی
•کاپل⸙ ͎.: ویکوکمین
•نویسنده⸙ ͎.: #سحر
•رده سنی⸙ ͎.: +۲۱
#کامل
(های به ریدرها عزیزم لینک پارت های ویرایش شدش قرار گرفته در پارت اول لطفا اگه به این بوک برای خوندن فرصت دادید لطفا فایل های ویرایش شده اش رو چ ک کنید و لذت ببرید 💜)
کیم تهیونگ
حتی اسمشم باعث میشه سرتو بکبونی تو دیوار
کیم تهیونگ عنصریه که تنها کاری که بلده و میتونه انجام بده دردسر درست کردنه اونقدر سادس که خیلی راحت باورش میشه و چیزی متوجه نمیشه اون خیلیییی خله و قراره کلی از عمر اطرافیانشو تو شیشه کنه ......به نظرتون زندگی باهاش چه جوریه؟؟؟به نظرتون جیمین چه حسی پیدا میکنه وقتی باهاش روبه رو میشه؟؟
~~~~~~~~~~
Cup:Vmin-Namjin-Hopekook
تو داری مثل یه گنجشکِ کوچولو نفس نفس میزنی!
[𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱]
ɢᴇɴʀᴇ: ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ, ˢᵐᵘᵗ, ᶠˡᵘᶠᶠ, ᵒᵐᵉᵍᵃᵛᵉʳˢᵉ, ᵐᵖʳᵉᵍ
ꜱᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᶜʰᵃᵉⁿⁿⁱᵉ, ˢᵘᵖᵉ
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: _𝒓𝒊𝒕𝒕𝒐𝒘_
(قبل از خوندن، اولین پیام مسیج بردم رو چک کنین..)
یه پسر شیطون که تازه از امریکا برگشته و قراره بره کالج 😍
یه هیونگ خوش استایل اما بدبخت داره که میخواد از دستش سرشو بکوبه به دیوار 😭
سه تا دوست کسخلم پیدا میکنه که باهم پسرخالهان و بدتر از خودش باتمن 😂
و یه موتور سوار خوشتیپ که .....
#KookV
#NamMin
#YoonSeok