💙❄
16 stories
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞𝐫 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 by Hanawang9197
Hanawang9197
  • WpView
    Reads 1,550
  • WpVote
    Votes 321
  • WpPart
    Parts 4
~♡genre: romance_angst_smut ~♡fanfiction of yizhan ~♡minific ~♡complete 《"فکر می کنی خودم خیلی دوست دارم اینجوری باشم؟ فکر می کنی خوشم میاد عین یه روانی از شکنجه دادن آدما لذت ببرم؟ هر بار این کارا رو می کنم در کنار اون لذت لعنتی حالم از خودم به هم می خوره...هر بار که یکیو می کشم تا مدت ها گریه می کنم... من اینم..‌. همین قدر دیوونه"》
bloodstone by Sarooshyi
Sarooshyi
  • WpView
    Reads 3,125
  • WpVote
    Votes 658
  • WpPart
    Parts 17
یک مرد نابغه طی یک حادثه به کمک یک یشم قرمز به گذشته می رود و انجا مردی را ملاقات می کند که حتی گدازه ها هم با نگاه او یخ می زنند ...
Z END by niohiomio
niohiomio
  • WpView
    Reads 33,957
  • WpVote
    Votes 8,106
  • WpPart
    Parts 35
اونا میگن "عاشق شدن کار آسونیه. قسمت سخت ماجرا نگه داشتن عشقیه که پیدا کردی." توی دنیایی که داره به آخر میرسه و به جای آدما زامبیا داخل خیابوناش راه میرن، این جمله معنای کاملا متفاوتی پیدا میکنه. A Ziam Story [Highest ranking: #1 - Horror] [Completed]
Agust D 2 by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 36,010
  • WpVote
    Votes 7,077
  • WpPart
    Parts 38
فصل دوم آگوست دی.فیک ترجمه شده. یونگی داره بیخیال میشه. داره آگوست رو رها میکنه. چون با وجود آفتاب، درخت های نخل و دریا، کی به یه آدم کش نیاز داره؟ ولی به شکل بی رحمانه ای بهش یادآوری میشه نمیتونه از هویتش فرار کنه، نه تا یه میلیون سال دیگه. چون به یه چیز تیره تر، یه چیز سرد تر از آگوست نیازه تا تیم از این مخمصه نجات پیدا کنه. هیچوقت نباید چیزی که مال اونه رو ازش بگیری. هیچوقت. (این فیک هنوز توسط نویسنده در حال آپه، پس لطفا قبل خوندن به ریسکش توجه کنید) Written by: Hopefullylost
Suibian by YIZHANFICTION
YIZHANFICTION
  • WpView
    Reads 35,719
  • WpVote
    Votes 6,102
  • WpPart
    Parts 32
⛓~ هَڔ ڿۍ ~♟ 'میدونم که تو یه عوضی عجیب غریبی مستر ژان! من واقعا یکی از طرفداراتم. منظورم اینه که...کی دوست داره مامور فوق العاده شیائو ژانو ملاقات نکنه ؟' "تو واقعا منو خجالت زده کردی...یه امضا میخوای؟" با پوزخندی رو لبام پرسیدم. °~°~° مامور شیائو ژان توسط گنگستری دزدیده میشه... -ییبویی که به پرنس یخی مشهوره- [ورژن اصلی و بدون تغییر داستان] ➻ Ts: @nspider ➻ Wr: @Sa_Ru_Art Thanks for your permission na♡
Yizhan one shots by YIZHANFICTION
YIZHANFICTION
  • WpView
    Reads 9,347
  • WpVote
    Votes 821
  • WpPart
    Parts 9
°داستان های کوتاه و وان شات هایی برای کاپل ییژان°
 Devil and Me by YIZHANFICTION
YIZHANFICTION
  • WpView
    Reads 1,769
  • WpVote
    Votes 239
  • WpPart
    Parts 3
وانگ ییبو برای نجات جانش مجبور به امضای قراردادی با یک شیطان میشود ؛ پیمان و قراردادی که زندگی‌اش را دگرگون میکند...! Written by Somy Angel
Agust D 1 by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 100,850
  • WpVote
    Votes 17,209
  • WpPart
    Parts 45
فیک ترجمه شده.کامل شده. روز شوگا به اندازه کافی بد هست. دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه. مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش. خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه. امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه. یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص Written by: hopefullylost سوپ: سوییچ کوکوی: کوکی تاپ نامجین: جین تاپ جیمین و ریچارد: جیمین باتم
BLACK FOX and LITTLE DRAGON by YasiSH83
YasiSH83
  • WpView
    Reads 8,003
  • WpVote
    Votes 1,494
  • WpPart
    Parts 9
اگه یروز عادی که داری از گشنگی تلف میشی به جای غذا جفت مقدر شدتو پیدا کنی چه عکس العملی نشون میدی؟ خوب... منکه نفهمیدم چطور شد اما خیلی اتفاقی فهمیدم همسر یه اژدهای عجیب و خوشگل شدم!
همه چی قاطی شد by atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    Reads 27,506
  • WpVote
    Votes 4,591
  • WpPart
    Parts 24
[همه چی قاطی شد] ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ همه چی تو مسیر خودش بود که یکی رفت و این مسیر بهم ریخت دلیل کارش مهم نبود، مهم این بود که همه چی رو بهم ریخت و کل مسیر زندگی همه رو بهم ریخت همه چی تو مسیر حقیقی خودش بود تا این که با اتفاق همه چی بهم میریزه