𝓓𝓮𝓪𝓽𝓱 𝓼𝓹𝓮𝓵𝓵࿐
کی فکرش رو میکرد یه طلسم باعث بشه زندگی ۷ تا پسر زیر و رو بشه ، طوری که برای نجات زندگی خودشون و دیگران با یک طلسم به نام " طلسم مرگ " مبارزه کنن . فقط برای ادامه اینده ای که معلوم نیست بهش میرسن یا نه...
کاپل ها : نامجین ، سپ ، ویکوک
ژانر : تخیلی
وضعیت اپ : تمام شده
~Completed~
(texting,real life)
تهیونگ : چند وقته معلولی؟ (21:15)
*دیده شد*
جونگ کوک در حال تایپ کردن....
تهیونگ : چرا دیر تایپ میکنی؟ (21:17)
هااا ببخشید ، دستت معلوله مگهنه d:؟ (21:18)
Translating by : @meli19952000
Original story by : @hopefordark
و خود من نصف به بعد داستان رو نوشتم و تغییر دادم تا بیشتر لذت ببرین و عادلانه باشه♡
پسری که به خاطر نجات خواهرش
برده ی یکی از رئیس های گنگ خلافکار میشه
.
.
.
.
"خواهش میکنم اقا شما میتونین اونو نجات بدید؟"
"خب تو پولی داری که بتونی اونو بخری " جانگ کوک سرش به علامت منفی تکان داد
" پس متاسفم نمیتونم براش کاری کنم" جانگ کوک اروم روی زمین نشست و سرش رو پایین انداخت "لطفا کمکم کنید تا خواهرم رو نجات بدم هر کاری بگید میکنم التماس میکنم "تهیونگ اروم سر جانگ کوک رو بالا اوورد
و به چشماش نگاه کرد"هر کاری" جانگ کوک بدون هیچ فکری جواب داد"بله هر کاری فقط لطفا خواهرم رو نجات بدید"تهیونگ خم شد و اروم از زمین بلندش کرد
"خواهرت امروز برمیگرده خونه ولی تو دیگه همچین حقی نداری".....
در اتاق نامجون زده شد
**بیا تو**
*عصربخیر قربان*
**سلام،اینجا چیکار میکنی؟و اون چیه توی دستت؟**
*ای دیمه،دارم برش میگردونم چون دارم استعفا میدم.*
**نمیتونی اینکارو بکنی،من بهت حقوق خوبی میدم.**
*درسته اما من نمیتونم 6 روز هفته کار کنم،من یه زندگیم دارم.*
دستیار قدیمیه نامجون دفترشو ترک کرد.آه کشید،اون واقعا به یه دستیار نیاز داره.رفت توی پروفایلی که مردم درخواست کار داده بودن.از اطلاعات هیچ کدومشون خوشش نیومد.اونا آدمای تنبلی بنظر میرسیدن.کمی زمان برد،اما بالاخره آدم پ رفکتو پیدا کرد.
**کیم سوک جین**
قبل از استخدام کردنش،درخواست یه مصاحبه باهاش رو کرد.
Completed♠️⚡️
جیمین پسری 18 ساله که در تلاشه برادر کوچیکترش جیهوپ
پسری مثل خودش نشه که پدرش ازش ناامید بشه ولی همچی از زمانی که پاشو به سئول محل تولدش میزاره بهم میریزه..
جونگکوک پسر خودخواه و پولدار که با سن 18 شرکت و همراه دوستاش(تهیونگ و چانیول) اداره میکنه و همزمان مدرسه میره
با دیدن پارک جیمین تو مدرسه نقشه هاش و عملی میکنه
نقشه هایی که دوسال برنامه ریزیشون کرده بود تا دوباره پارک جی مین رو ملاقات کنه
چی باعث بهم ریختن برنامه هاش میشه!!؟
•─────⋆─────•
فیک ترجمه شده.کامل شده.
روز شوگا به اندازه کافی بد هست.
دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه.
مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش.
خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه.
امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه.
یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص
Written by: hopefullylost
سوپ: سوییچ
کوکوی: کوکی تاپ
نامجین: جین تاپ
جیمین و ریچارد: جیمین باتم
جیمین ی امگای کیوته که به شدت عاشق برفه🌨
و تو هر هیتش کلییی درد می کشه😿
واسه همین ی مدته طولانیه که منتظر جفت عزیزشه🐺😍
چیمی ما خیلی خوش شانسه و زودی آلفاشو پیدا می کنه🐺😍
اونم نه هر آلفایی🐺
ی آلفای....
⚫اصیل زاده⚫
داستان دختری که عشق زندگیش رو توی دریا پیدا کرد.
-.چشمات...عجیبن.
+.اوه..من باید برم...
کاپل اصلی=جنلیسا
کاپل فرعی=مینسونگ(استری کیدز)
ژانر=درام،اسمات،زندگی روزمره،پری دریایی،رمنس
نویسنده=yashgin:))
Best Ranks:
#1 جنلیسا
#1بلکپینک
#1 لیسا
#1جنی
#1مینهو
#1 jenlisa
#1 minsung