تهیونگ یه الفاست که اعتقادی به عشق نداره،اون به خوشگذرونی هاش ادامه میده با وجود اینکه جفتش رو پیدا کرده...
کارما بازی بدی رو با امگای ما شروع کرده بود!
༺┈──-----──┈༻
کاپل اصلی: تهکوک
کاپل های فرعی: یونمین،نامجین،هوکی
ژانر: امگاورس،ومپایر
"اسمات ندارد"
~Completed~
(texting,real life)
تهیونگ : چند وقته معلولی؟ (21:15)
*دیده شد*
جونگ کوک در حال تایپ کردن....
تهیونگ : چرا دیر تایپ میکنی؟ (21:17)
هااا ببخشید ، دستت معلوله مگهنه d:؟ (21:18)
Translating by : @meli19952000
Original story by : @hopefordark
و خود من نصف به بعد داستان رو نوشتم و تغییر دادم تا بیشتر لذت ببرین و عادلانه باشه♡
شاید کیم تهیونگ اونی نباشه که همه فکر کنن
ولی ورود دکتر جئون معروف هانول به زندگیش
چطور؟!
-تاریک ترین چیزی که میتونی بهش فکر کنی چیه؟
+شاید این که دیگه قلبم واست نتپه!
کاپل:ویکوک. یونمین...
ژانر:کمدی، درام، اسمات،هپی اند
*لطفا اگه قراره تو پارتای اسمات بگین چقدر باز نوشتی ازتون عاجزانه تقاضا دارم که شروعش نکنین*
[ شیطان پرادا میپوشد. ] پایان یافته
ژانر : رمنس/ انگست / فانتزی / سوپرنچرال / اکشن / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین
"این چرخهی تکراری تا ابد ادامه داره و درمان عشق نافرجامی که هر روز و هر روز بهت یادآوری میشه، دست نیافتنیه! برای همینه که عشق برای ما درست نیست، ما نمیمیریم تهیونگ؛ هزار سال من رو حبس کن و من هزار سال و یک روز دیگه میام و میبوسمت. پس اگه میخوای قیدم رو بزنی باید من رو بکشی."
-
عشق بین یک شیطانِ پرادا پوش و رییس مافیا بینهایت غیرقابلباوره؛ ولی اتفاق افتاده... یا شاید این هم یک بازی دیگه بود؟
زمانی که استاد دانشگاهشون بخاطر شیطنت های جونگکوک و اکیپش استعفاء داد،کوک فکر میکرد تمام هیجان دوران تحصیلش ازش گرفته شده ..
ولی هیچ ایده ای نداشت که جایگزین سکسی و جذاب استادش قراره حسابی به زندگیش رنگ هیجان بده و تک تک روز های تحصیلش رو استثنایی کنه👀✨
══════════════════
کاپل : ویکوک - یونمین
ژانر: چت/فلا ف/کمدی/اسمات
نویسنده: Astraea-Hera
×|تکمیل شده|×
#1 in Fanfiction
[امید من]
جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود.
اون یه بُعد دیگه بود؟؟
Couple:VKOOK
🍫
وضعیت: پایان یافته.