Unread
166 stories
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 126,855
  • WpVote
    Votes 19,259
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
+22 more
•𝐘𝐨𝐮𝐫𝐬 by souIprovider
souIprovider
  • WpView
    Reads 203,690
  • WpVote
    Votes 24,268
  • WpPart
    Parts 39
تهیونگ هیچوقت حاضر به بستن دهن جونگکوک نبود از دردی که می‌کشید تغذیه می‌کرد و لذت می‌برد پس دلیلی برای بستن دهنش نمی‌دید دوست داشت ذره‌ ذره خورد شدن جسم نحیف زیرشو با چشمای خودش ببینه و با گوش های خودش بشنوه عیبی نداشت اگه جونگکوک ازش نافرمانی می‌کرد اتفاقا خوشحالم می‌شد از اینکه بعدش قرار بود از اون بچه‌ی سرتق انتقام بگیره انتقام؟ نه اسمش انتقام نبود شاید تنبیه تنبیه از روی دوست داشتن و برای دوست داشته شدن...
mi.. sin♡[Kookv]  by kianankouiin
kianankouiin
  • WpView
    Reads 470,008
  • WpVote
    Votes 37,918
  • WpPart
    Parts 56
~♡~ -ژنرال؟ هدف، موقعیت درجه‌ات یا... دوردونه‌ات؟ -شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم. ـــــــــــــــــــــــــــ بخشی از داستان: «میگی که تموم رفتارات علاقه‌است از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟» «حق نداری بدون من نفس بکشی» «من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت» «تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟» «برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ _برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☆پایان یافته+افتر استوری☆ Kookv♡ ••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff _infatuation_amperg.
ʚ𝙈𝙮 𝙨𝙬𝙚𝙚𝙩 𝙙𝙞𝙨𝙖𝙨𝙩𝙚𝙧ɞ by kallamari
kallamari
  • WpView
    Reads 291,849
  • WpVote
    Votes 41,114
  • WpPart
    Parts 2
[C O M P L E T E] نویسنده:ماری کاپل ها: یونمین ویکوک نامجین ژانر: هیبرید،کمدی، فانتزی، فلاف، کیوت،اسمات،امپرگ این مجموعه تشکیل شده از ۴ فصل: فصل اول: my mochi kitty تمکیل شده_ یونمین خلاصه: یونگی هیچ وقت فکرشو نمیکرد اوردن یه بچه گربه ی کیوت اون رو به کجا ها بکشونه..... فصل دوم: my kookie bunny تکمیل شده_ ویکوک خلاصه: تهیونگ بعد از گرفتن یه خرگوش گوگولی از نامجون انتظار هر چیزی رو داشت به غیر از یه پسر برهنه با یه دم و گوش خرگوش فصل سوم: oH MaN HoLlY ShIt تکمیل شده_امپرگ فصل چهارم: wait.....WTF? تکمیل شده
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 372,888
  • WpVote
    Votes 62,546
  • WpPart
    Parts 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
RANDY by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 476,680
  • WpVote
    Votes 75,211
  • WpPart
    Parts 32
[کامل شده] "رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده. ¬افسارگسیخته ¬ ___________________ _مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد! +میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن. Vkook story! ⚠️#1in bts fanfic ⚠️#1in Persian ⚠️#1in Action
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 245,948
  • WpVote
    Votes 33,851
  • WpPart
    Parts 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
my daddy by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 330,666
  • WpVote
    Votes 35,814
  • WpPart
    Parts 31
با چشم های براق با پدر خوندش نگاه کرد و لبش رو گزید تا بدون لکنت حرفش رو بیان کنه × ددی یونگی نیشخندی کوچیکی زد و دستی به موهای جیمین کشید _ ددی ؟؟ به آبروی بالا رفته پرسید و لیسی به لبش زد _ این کلمه رو به همه نمی گن بچه جیمین لب هاش رو اویزون کرد و اخم کوچیکی رو بین ابروهاش نشوند × ولی م...من مییی خوام ببگم چون ... پاهاش رو به هم نزدیک کرد ، لب پایینش رو به دندون گرفت ، با دست ای کوچولوش چنگی به لبه ی هودی تو تنش زد و لا چشم های پاپی طوری به پدر خوندش نگاه کره کرد × توو. . ددیه منی کاپل ها کوکوی ، یونمین و نامجین ژانر لیتل ، اسمات ، ددی کینک،روزمره نویسنده مین کوالا و سولمیتم Kim_mahsa تموم شده
Text Me & Sext me || KookV by howl_jk
howl_jk
  • WpView
    Reads 247,379
  • WpVote
    Votes 44,445
  • WpPart
    Parts 64
{کامل شده} فصل اول: ج: خداروشکر که کار احمقانه‌ای ازم سر نزده حداقل! ت: ممکن بود برام عکس دیک بفرستی! ج: چی ت: چی وقتی تهیونگ شروع میکنه به پیام دادن به شماره ای که داخل میزش پنهون شده... (شامل پارتهای بسیاااااار کوتاه) _____________________________ فصل دوم(sext me): تهیونگ و جانگکوک دوباره در اپلیکیشن kik همدیگه رو ملاقات میکنن اما روحشونم خبر نداره که در حقیقت دارن به همدیگه پیام میدن. کتاب دوم تکست می فصل اول تکمیل شده، فصل دوم تکمیل شده. میدونم چت استوری تا حالا زیاد خوندید ولی تضمین میکنم که این یکی آبکی نیست،از تهکوک خنگ داستان لذت ببرید😬 فنفیکشن ترجمه ای. The original book belongs to the most talented writer @taetaeholic_
Brat bunny kills by cuteimutei
cuteimutei
  • WpView
    Reads 184,972
  • WpVote
    Votes 22,627
  • WpPart
    Parts 35
وی،چیم و کوک ادمینهای سایت ادم کشی معروف کیلربانی توی دیپ وب هستن ولی این دلیل خوبیه که فکر کنیم اونا واقعا به بدی اعمالشون هستن؟