اونایی که تغییرم دادن :)
4 mga kuwento
Delusion [L.S] ni barry__s
barry__s
  • WpView
    MGA BUMASA 42,282
  • WpVote
    Mga Boto 8,705
  • WpPart
    Mga Parte 26
تو،توت فرنگیِ منی و من شکلاتِ نعناییِ تو،که مجبور به دور شدنم. *Completed
Look at me [L.S] ni barry__s
barry__s
  • WpView
    MGA BUMASA 188,017
  • WpVote
    Mga Boto 34,975
  • WpPart
    Mga Parte 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
Words[L.S] ni ghazale7858
ghazale7858
  • WpView
    MGA BUMASA 57,418
  • WpVote
    Mga Boto 11,195
  • WpPart
    Mga Parte 70
باید از همان اول میفهمیدم که داستان ما عشق نبود.. داستان ما روحی بود که درون زندگی‌مان جریان یافت.. و دست ترسناک مرگ آن روح شیرین را با خود برد.. باید میدانستم که من و تو..عاشق نیستیم.. من و تو زندگی هستیم که درون هم میجوشیم..! ایده:98/1/4 Words have power💚💙
Angel [L.S] ni stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    MGA BUMASA 88,007
  • WpVote
    Mga Boto 17,806
  • WpPart
    Mga Parte 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021