F.F •-•
10 story
Glitter In Dark | Minsung بقلم imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    مقروء 1,709
  • WpVote
    صوت 219
  • WpPart
    أجزاء 3
Multishot Couple: Minsung Genre: Romance, Angst, Psychological, Smut, Tragedy Writer: Asteria - لبخند که می‌زنی، قلبم محکم‌تر می‌تپه؛ از اون تپش‌های لذتبخشی که باعث می‌شه یادت بیاد هنوز داری نفس می‌کشی. - مگه تپش‌ها با همدیگه فرق دارن؟ با شنیدن صدای کنجکاو مینهو، خنده‌ی کوتاهی کرد. اینکه گاهی درجواب جملات عاشقانه‌اش سوال‌های کودکانه نصیبش می‌شد، چیزی نبود که خیلی جالب باشه ولی برای جیسونگ دوست داشتنی محسوب می‌شد پس سرش رو تکون داد و گفت: - آره. اون تپش قلب‌هایی که تو باعثشون می‌شی، با همه‌ی تپش‌ها فرق دارن. _____ چی می‌شه اگه پر آوازه‌ترین سرآشپز کره‌ی جنوبی به اوتیسم مبتلا باشه؟ لی مینهو، پسری که حسابی به دوست پسر کمک آشپزش یعنی هان جیسونگ، وابسته‌ست. اگه جیسونگ مدام حواسش پرت شرایط خاص سرآشپز بشه و بخواد ازش مراقبت کنه، چه اتفاقی براشون میفته؟
Our Wet Dream بقلم imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    مقروء 17,097
  • WpVote
    صوت 1,702
  • WpPart
    أجزاء 23
"Our Wet Dream" توی دنیایی که تنها تصور بقیه از امگاها، یه تن ظریف و روحیه‌ی حساس محسوب می‌شد، لی مینهو همون امگایی بود که با مهارت‌هاش تا مقام فرماندهی ضلع غربی عمارت پیش رفت؛ عمارتی که قلب و جسم مینهو رو به دست‌های رئیس جدیدش گره زد. با گذشت چند سال از پیوند بین مینهو و کریستوفر، چه اتفاقی میفته اگه رایحه‌ی امگا ناگهان از بین بره؟ ____ - جوابم رو بده مینهو! امگا با ناتوانی سعی کرد فشار تن کریستوفر رو از روی خودش برداره چون حبس شدن زیر تنش و رایحه‌ی تندی که ازش ساطع می‌شد، به راحتی می‌تونست مینهو رو از پا دربیاره. - کریس، برو عقب... نفسم داره بند میاد. - چرا دوباره رفتی سراغ قرص‌هات؟ - Couple: Chanho, Hyunsung, Seungin, Changlix - Genre: Omegaverse, Werewolf, Mpreg, Smut, Crime, Romance - Writer: Asteria
Cupid: The Last Mission بقلم imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    مقروء 16,165
  • WpVote
    صوت 3,142
  • WpPart
    أجزاء 76
"سم و پیتر، فرشته‌های عشق جوونی که به‌خاطر یه اشتباه و خراب کردن مأموریتی که به اون‌ها سپرده شده بود، توسط دادگاه عدل محکوم شدن که در کالبد دو فانی، یعنی هوانگ هیونجین و هان جیسونگ، به زمین تبعید بشن تا آخرین ماموریتشون رو به پایان برسونن. کی می‌دونه روی زمین، چه چیزی انتظار اون دو فرشته‌‌ی ساده و بی‌تجربه رو می‌کشه؟ روی خوش و زیبای سکه‌ی عشق یا ذات حقیقی‌ و سیاهی که تابه‌حال ازشون پنهان شده بود؟" ________ - نمی‌تونی بیخیالم بشی ولی... هربار می‌بینمت به یه نحوی خردم می‌کنی. مینهو چرا فقط بهم نمی‌گی چیکار کنم؟ مینهو با انگشت شستش گونه‌ی نرم جیسونگ رو لمس کرد و اجازه داد پیشونی‌های داغشون چسبیده به همدیگه باقی بمونه. احساس می‌کرد توی سیاه چاله‌ی عمیق و سیاهی افتاده و فقط جیسونگ می‌تونه راهش رو روشن کنه. - وقتی بوسیدمت، احساس کردم یه تیر کوفتی به کمرم برخورد کرد و مستقیم به سینه‌ام رسید... من نمی‌دونم چی ‌شده، فقط می‌دونم نمی‌تونم ولت کنم. - Couple: Changjin, Minsung, Seungin - Genre: Fantasy, Flaff, Romance, Smut, Angst - Writers: Asteria, Drkangel
+10 أكثر
Our Wet Story  بقلم imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    مقروء 24,394
  • WpVote
    صوت 2,706
  • WpPart
    أجزاء 19
"Our Wet Story" "هیچ ایده‌ای نداری که چقدر دلم می‌خواد برای تلافی سرکش بازی امشبت، صدای التماست رو به گوش کل عمارت برسونم." یادآوری بوسه‌ای که چند دقیقه‌ی پیش دیده بود، باعث جوشیدن خون توی رگ‌هاش می‌شد. از مینهو انتظار نداشت درمقابل اتفاقات تازه‌ای که بینشون افتاده بود، سکوت کنه و حتم داشت پسر مقابلش قراره درست مثل الان با ژست آلفا گونه‌‌ای نگاه تیزش رو بهش بدوزه. "من یه زیردست ساده‌ام رئیس، یادت که نرفته؟ قرار نیست دوباره ناله‌های ملتمسم توی گوشت بپیچه. تو با دست‌های خودت همه چیز رو سوزوندی." • Couple: Chanho, Seungin, Changlix, Hyunsung • Genre: Omegaverse, Smut, Romance Start: 1 March 2023 The end: 14 jun 2023
Moon for Sun. بقلم Realnu
Realnu
  • WpView
    مقروء 1,033
  • WpVote
    صوت 227
  • WpPart
    أجزاء 8
៹ خلاصه: فلیکس از بچگی یه کتاب قصه محبوب داشت که به‌طرز عجیبی به داستانش احساس نزدیکی می‌کرد و هر چند وقت یه‌بار از زیر تختش درش می‌آورد و داستانش رو برای بار هزارم مرور می‌کرد. اون‌قدر خونده بودتش که دیگه تک‌تک کلماتش رو حفظ بود، اما باز هم از خوندنش حتی با این‌که هیچ‌وقت آخر داستان رو نفهمیده بود، لذت می‌برد. یه روز دانش‌آموزی جدید به مدرسه‌اشون اومد که فلیکس هاله عجیبی دورش می‌دید که انگار کسی نمی‌دیدتش... - صبر کن ببینم چرا هوانگ هیونجینِ تازه وارد این‌قدر درخشانه؟ ☀️ ⊹🌔 کاپل: هیونلیکس ⊹🌔 ژانر: فانتری، درام، زندگی مدرسه‌ای، رمنس، بی‌ال ⊹🌔 روزهای آپ: جمعه ⊹🌔 تعداد چپتر: نامشخص
𝖫𝗈𝗏𝖾 𝖬𝖾 𝖭𝗈𝗐 | 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗁𝗈 🔚 بقلم -nazanin-
-nazanin-
  • WpView
    مقروء 16,743
  • WpVote
    صوت 2,571
  • WpPart
    أجزاء 8
🔚فیک ترجمه شده مینهو و هیونجین قرار گذاشته بودند که فقط فاک بادی همدیگه باشند اما احساسات هیونجین به مرور تغییر کردند و نمی‌دونست بعد از چه زمانی بود که بوسه‌های مینهو روی پوستش، شروع به سوزش کردند Fiction: Love me now Couple: Hyunho (hyunjin x minho) Genre: Smut, Romance Author: Jeontly #1HyunHo 🏆 #1Hyunjin 🏆 #1 LeeMinho 🏆 #1 LeeKnow 🏆 #2 Minho 🏆 #3 StrayKids 🏆
+10 أكثر
🔴 Red line - Seosen1(Full) 🔴 بقلم Cbwhisper
Cbwhisper
  • WpView
    مقروء 66,763
  • WpVote
    صوت 11,854
  • WpPart
    أجزاء 22
‼️ Full داستانی به درون آدم ها. داستانی درباره بکهیونی که با تنها پدر معتادش زندگی سختی رو میگذرونه، پدری که از کمترین محبت ها در حقش شروع کرد و تا تاریکی های بسیار پیش رفت. بکهیونی که معمولا یا درحال گریه بود و یا کتک خوردن هایی که تمام بدنش رو کبود میکرد. کبودی های که به جز درد جسمی، جنبه ی روحی هم داشت. حالا بکهیونی که برای فرار از موقعیتش حاضره هر کجا بره و پسری که پناه گاه و ناجی اون میشه اما...🚫 چی میشه اگر اون پسر ی مشکل بزرگ داشته باشه؟ یه مشکلی که برای همیشه زندگی بک رو تغییر میده! مشکلی که شاید یه بیماری روانی‌تلقی بشه! حالا این مشکل‌ بکهیون رو هم غرق‌میکنه یا سرنوشت راه دیگه ای پیش روی پاش میزاره؟ - خط‌قرمز ⛔ red line وضعیت: کامل شده ژانر: درام، روانشناختی، عاشقانه🔞 هیجانی کاپل: چانبک. کایهون از اون فیکایی‌ک بعد از خوندنش عاشقش میشید:)
Start Of The Nightmare Of Love  بقلم Ida_521
Ida_521
  • WpView
    مقروء 47,375
  • WpVote
    صوت 5,915
  • WpPart
    أجزاء 28
+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟ _زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن + جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه تغییر کنه!! اسمات 🔞 روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
❖ you are my angel  ❖ بقلم aya3an
aya3an
  • WpView
    مقروء 4,756
  • WpVote
    صوت 616
  • WpPart
    أجزاء 8
فكر نميكنم جمله اى به بى رحمى "ذات بد هيچوقت تغيير نميكنه " وجود داشته باشه اين سرنوشته كه هرطور بخواد روحتو به بازى ميگيره و تورو تبديل به چيزى ميكنه كه شايد خودتم ازش بترسى
babysitter بقلم parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    مقروء 69,713
  • WpVote
    صوت 15,606
  • WpPart
    أجزاء 45
وقتی که ووشیان اونقدر از در اوردن پول نا امید شده بود،ناگهان یه شغل بهش پیشنهاد شد!مراقبت از دوقلو های شیطون سه ساله!ووشیان این شغل رو سریع قبول کرد.اما مراقبت از اون دوقلو ها با وجود پدر شون راحت نخواهد بود.یا شاید هم؟
+19 أكثر