BTS Fiction
75 stories
Amygdala ″kookv″ de kim_kakao2005
kim_kakao2005
  • WpView
    Leituras 111,518
  • WpVote
    Votos 11,150
  • WpPart
    Capítulos 51
نوه بزرگترین قاضی کره هیچ نمیدونست که قراره عاشق مردی بشه که زندگیش رو به جهنم کشونده...
𝙉𝙚𝙬 𝙎𝙩𝙪𝙙𝙚𝙣𝙩ⱽᵏᵒᵒᵏ de _Melorin_0009_
_Melorin_0009_
  • WpView
    Leituras 102,870
  • WpVote
    Votos 12,305
  • WpPart
    Capítulos 74
ɴᴇᴡ sᴛᴜᴅᴇɴᴛ [چی میشه اگه با ورود یه دانش آموز جدید به مدرسه یه اکیپ چند ساله از هم بپاشه؟] . . . Genre:school life-romance-sports-littile fake chat-comedy-drama couple:vkook-sope-namjin
Red white 🤍❤️‍🔥BDSM de writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Leituras 6,938
  • WpVote
    Votos 491
  • WpPart
    Capítulos 6
چند شاتی رد وایت 🤍❤️‍🔥 full کاپل : kookv / vkook ژانر : اسمات ، bdsm ، عاشقانه خلاصه : تهیونگ با این که همسر وفاداریه اما نمیتونه از هیجان رابطه bdsm بگذره ، اما چی میشه اگر پارتنر شبانه اش رو تو یکی از مهمونی ها کنار همسرش ببینه ؟ ،،، قسمتی از متن ـ نمیخوام ازت به عنوان رهبر گروه یا حتی دوست سوال بپرسم ، می‌خوام ازت به عنوان پارتنر بی دی اس ام همسرت سوال بپرسم . فکر میکنی برای تهیونگ کافی هستی؟ نویسنده Misha 💜
UnConscious | VKOOK de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 282,004
  • WpVote
    Votos 28,146
  • WpPart
    Capítulos 55
مَدهوش🃏 تهیونگ یک نویسنده ی مشهور با اسم هنریِ (آدرین هرلسون) که با دخترِ 6 ساله ش، مِرا که یادگار از همسرِ عزیزش جونگکوکه زندگی میکنه‌. عشقی که شش سال پیش طیِ یک تصادف جاده ایِ عمدی و سقوطش به ته دره ی عمیقِ پشت جنگل های کاج، فوت شده. حالا چی میشه اگه یک روز وقتی تهیونگ به عنوان مهمان افتخاریِ نقاشی که نخست وزیر فرانسه برای نشون دادنِ ذوق هنری نمایشیش، گالری نقاشیش رو برگزار کرده، عشقش رو دوباره ببینه؟! درست وقتی که با یه اسلحه ی دسته مرواریدی سفید، لای دو ابروی نخست وزیر رو نشونه رفته و با آرامش مشغول شمردنه... "سه" "دو" "یک" و لحظه ی بعد خشابِ اسلحه ای که جای خالیِ گلوله ش رو حس میکنه...! UnConscious Wr: Shamim Main Couple: VKooK Genre: Dram,Romantic,smut,Crime,Amnesia
THE SECRET HUSBAND  de Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Leituras 1,158,776
  • WpVote
    Votos 105,194
  • WpPart
    Capítulos 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
𝐒𝐰𝐞𝐞𝐭 𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞|✔︎ de Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Leituras 78,664
  • WpVote
    Votos 8,176
  • WpPart
    Capítulos 14
"دردسر شیرین" تهیونگ‌ فقط میخواست سفارش کیکش و ببره تو ساختمون شرکت معروف(golden dream)اما اشتباهی به شخصی برخورد میکنه و از قضا اون شخص رئیس اون شرکت از آب درمیاد،تهیونگ درمقابل خراب کاریش باید بهایی بپردازه اما چه بهایی؟اون رئیس سرسخت ازش چی میخواد؟ "بنظرت نباید خرابکاری ای که کردی رو درست کنی؟" "م..من متاسفم...هرکاری از دستم بربیاد..ا..انجام میدم" "هرکاری؟" "ب..بله!" "چطوره با لبات برام جبرانش کنی هوم!؟" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
Punishment de purak_AnIs
purak_AnIs
  • WpView
    Leituras 245,470
  • WpVote
    Votos 27,919
  • WpPart
    Capítulos 91
یونگی:ببخشید اقای جانگ میشه یه لحظه بیاید بیرون؟ هوسوک:میبینی که سرکلاسم زنگ تفریح بیا دفتر دبیران سرشو توی کتاب ادبیات توی دستش برگردوند و به قصد ادامه درس دهنشو باز کرد اما همون موقه صدای یونگی دوباره اومد. یونگی:لطفا خیلی بیچاره خواهش کرد و تنها چیزی که نصیبش شد چشمای کلافه و کمی عصبی الفاش بودن. هوسوک:یونگی کلافه کتابشو بست و به یونگی نگاه کرد. یونگی:ببخشید همین که خواست برگرده بره هوسوک صداش کرد و عینکشو دراورد. هوسوک:صبر کن از جاش بلند شد و توی فاصله یه قدمی امگاش ایستاد و سرشو خم کرد تا گوشش نزدیک دهن یونگی باشه. :اگه میخواید چشامونو بگیریم پسر با شیطنت پرسید و باعث رنگ گرفتن گونه های یونگی شد،هوسوک بی توجه بهش جوری که فقط یونگی بشنوه گفت. هوسوک:چی شده بیبی؟ سر استین لباس هوسوک رو بین انگشتاش گرفت و با دکمش ور رفت. یونگی:حالم بده لطفا ددی هوسوک:نمیشه حالام برگرد کلاست Punishment Couple: Sope..Nammin..Taejin..Jungook Genra: Omegaverse..Smut..Romance..Amperg Age limit: Unimportant 16
HeartBeat Hospital | Vkook de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 775,014
  • WpVote
    Votos 77,887
  • WpPart
    Capítulos 48
"Completed" خلاصه: جئون جونگکوک رزیدنت جراح مغز و اعصاب،با وجود شلوغی بخش اورژانس بین اون همه مریض و همراهایی که به هیاهوی سالن دامن میزدن،مجذوب مرد نااشنایی میشه که با سردرگمی به دیوار سرد و بی روح بیمارستان تکیه داده و تو دنیای افکار خودش رها شده... چی میشه اگه جونگکوک با لجبازیاش این مرد رو اعصبانی کنه بدون اینکه بفهمه در آینده قراره دستیارش بشه و زندگیش به همین نگاه سرد گره بخوره ،دستیار جوان ترین جراح مغز اعصاب"کیم تهیونگ" + دکتر کیم،میشه خودت رو به ندونستن بزنی تا من بتونم تورو دوست داشته باشم؟! Heartbeat Hospital Wr: @LiLinuxe Main couple: Vkook Genre: Medical(پزشکی).Smut.Angst.Loving
omega world  de DaylnWayne
DaylnWayne
  • WpView
    Leituras 11,507
  • WpVote
    Votos 950
  • WpPart
    Capítulos 7
ویکوک امگاورس/اسمات/امپرگ یه مینی فیک جذاب و متمایز
In "Kim" Mansion ⏳️ de Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Leituras 659,549
  • WpVote
    Votos 55,819
  • WpPart
    Capítulos 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷