• خـلاصـه:
جئون جونگکوک، پسری با عطر بلوبری که در کنج تنهاییهاش، غم رو در آغوش گرفته بود.
زمان زیادی از دلباخته شدنش میگذشت؛ اما کیلومترها فاصله از کسی که عاشقش بود، قلب دلتنگش رو آزار میداد.
زمزمههای "فراموشش کن" از هر طرف توی سرش اکو میشد؛ اما واقعاً اجازه میداد رویای آبیش رنگ ببازه و دلیل تپشهای قلبش به دست فراموشی سپرده بشه؟!
• بـرشی از داسـتان:
- تو؛ نور دور چشم منی.
ضربان قلب بیمار منی.
اکسیژن فراری از رگهای منی.
تو؛ تمام وجود منی جونگکوک.
✗ اتمام یافته
✗ 𝗡𝗮𝗺𝗲: Hiraeth
✗ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Vkook
✗ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, Angst
✗ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: Silvana
𝑇𝑖𝑠 𝑖𝑠 𝑡ℎ𝑒 𝑙𝑖𝑓𝑒 𝑜𝑓 𝑡𝑒ℎ 𝑓𝑜𝑥...
پیوندی از جنس تار های پوسیده، میونِ خانواده ای که در مرز متلاشی شدن ست.
روباهی کوه صفت و قلب هایی ترمیم شده از امید های فردا و امروز که تپیدن آموختن!
زره های آهنین به تنِ قلب هاتون کنید و بندِ پوتین توانتون رو ببندید؛
این داستان در پسِ جملات گلوله دارد.
○○○○○○○○
_حتما باید بگم که از از دست دادنت میترسم؟
_من که اینجا کنارتم هیونگ.
_جسم توعه که اینجا کنارم نشسته و امیدِ بیجا بهم میده، روحِ تو در اسارت قلب دیگه ای مایل ها باهام فاصله داره....
○○○○○○○○
🖇️𝗣𝘂𝗿𝗲 𝙵𝚒𝚌𝚝𝚒𝚘𝚗
~𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝙼,𝚛 𝙵𝚘𝚡
~𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝙰𝚗𝚐𝚜𝚝, 𝙳𝚛𝚊𝚖𝚛, 𝚂𝚕𝚒𝚌𝚎 𝚘𝚏 𝙻𝚒𝚏𝚎
~𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝚅𝙺𝚘𝚘𝙺/𝙺𝚘𝚘𝙺𝚅, 𝙺𝚘𝚘𝚔𝚖𝚒𝚗
~𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: LUKY
~𝗨𝗽: 𝚆𝚎𝚍𝚗𝚎𝚜𝚍𝚊𝚢
(وضعیت: پایان یافته)
•Name: Van Gogh was his god!
•Couple: Vkook
•Sub couple: Hopemin
•Writer: Amara
•Genre: Romance, Angst, smut
•Channel: @papacita01
~•Teaser:
_چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخندهایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن!
سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفرهی سفیدی و غمهاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد:
_من تفالههای باقی مونده از تنهاییهای یک نقاش دیوانهم... حاصل مرگ بیرحمانهش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مردهها که لبخند نمیزنن!
بلک هول 🪐
سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست.
برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستارهی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه!
قسمتی از متن:
"امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم..
دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه..
وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم..
که نترسم از زود بودن یا دیر شدن..
که نترسم از آدمای اطراف.."
°کاپل: کوکوی
°ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات
°وضعیت: به اتمام رسیده
⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.
جعون جونگکوک پسر ۲۱ ساله ای که به همراه برادر بزرگترش جین توی رستورانشون کار میکنه اما.....
چی میشه که یهو سردسته تمام مافیای کره کیم تهیونگ پا به اون رستوران معروف بزاره!؟
و بنظرتون چی میشه اگه جونگکوک داستان ما برای کیم تهیونگ تخس بازی دربیاره؟! قطعا بازی با دم شیر بدون جواب نخواهد بود...!
کاپل: ویکوک، نامجین.
ژانر: رمنس، انگست، درام، اسمات، اکشن،
+ میدونی چیه ؟ شیر و شکلات از عناصر مهم زندگی، برای بشریت میتونن محسوب بشن..حداقل برای من و تو که اینطوره..مگه نه؟
-بله،پروفسور کوکی
#vkook
~~~~~
+ چقد منو دوس داری سهون؟
سهون کوچولو دستاشو از هم باز کرد و سعی کرد بزرگترین چیزی که میتونه رو نشون بده
- من اینقدتا دوست دارم..لوهانی
#hunhan
~~~~~~
+ بگو چا...
-چا
+نی
-نی
+یول
-یول
+آفرین بکی..حالا بگو چانیول
-یولیییی
#chanbaek
~~~~~~~~
-داری چه غلطی میکنی؟
+خودمو راحت میکنم
#secret
~~~~~~~~
☕Café Series :
Book One "Milk & Chocolate"
✔🍼🆚🍫 Season 1 :
Milks 🆚 Chocolates {completed}
✔🍼💜🍫 Season 2 :
Coffees Love Chocolates {completed}
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
📝نام : شیر و شکلات
📝ژانر:فلاف|روزمره|کمدی
📝کاپل اصلی:ویکوک
📝نویسنده: Milkshake 🍼
📝 Start : 2019/12/5
📒End: 2020/3/20
|||||||||||||||||||||||
Best Ranks:
#1 in کیپاپ
#1 in Comedy
#1 in Family
#1 in School
#1 in Luhan
#1 in Sehun
#1 in Redvelvet
#2 in Irene
#2 in bts
#2 in Drama
#2 in Cute
#2 in Kpop
#2 in Hunhan
#3 in Fiction
#3 in Romance
#4 in Vkook
تهیونگ صداهای عجیبی میشنوه. صدایی که با ناله ازش میخواد که نجاتش بده. اما جالب اینجاست که هیچکس به جز تهیونگ، اون صداهارو نمیشنوه...
هفت پسری که هر کدوم به دلیلی توی دنیای عجیبی گیر افتادن. دنیایی که برای خارج شدن ازش، باید نتیجهی بازی رو عوض کنن.
*برای رسیدن به اصل داستان، کمی صبور باشین*
کاپل : ویکوک - سکرت
ژانر : فانتزی | رومنس | کمدی | اسمات
- با حضور افتخاری(😂) خونآشام ها، نیروهای جادویی، شیاطین، خدایان و فرشته ها.
جانگکوک داستان بیماره...البته نه یه بیماری جسمی!یه بیماری روحی روانی به اسم social anxiety disorder یا اضطراب اجتماعی!
اون تو ارتباط برقرار کردن و روابط اجتماعی صفره و از قضاوت شدن و مورد آزار قرار گرفتن میترسه...
ولی شاید یه فرشته محافظ تو زندگیش بتونه اوضاع رو بهتر کنه...؟!
کاپل:کوکوی،ویکوک
زمان آپ:نامنظم
پارتای اول هم نسبتا کوتاهن...
"ازم چی میخوای؟"
"نفسای گرمتو،لبای شیرینتو،نوکانگشتای همیشه سردتو...من همه چیتو میخوام کوکی"
یونگی،برادر بزرگتر تهیونگ، دست به قتلی غیرعمد میزنه و حالا تنها کسی که شاهد اون ماجرا بوده شخصی ناشناس و بچه یونگی، جیمین هست.
و شاید یه روزی، یه جایی پسرکی به کمک کیم تهیونگ بیاد که هیچوقت اونو نمیدید.
•نام⸙ ͎.: #HeMeltedMyHeart
•ژانر⸙ ͎.: جنایی/فلاف/اسمات/عاشقانه
•کاپل⸙ ͎.: ویکوک/چانبک
•نویسنده⸙ ͎.: #رها
•روزهای آپ⸙ ͎.: شنبه ها
•رده سنی⸙ ͎.: +۱۸