پسری که دنبال یک ارباب برای خودشه و خوب چی میشه وقتی میفهمه یکی از کارمند های کارخونه پدرش یه ارباب ......
ژانر : گی / BDSM/ ارباب /برده / اسمات
وضعیت : تمام شده
همه چيز از يه تصادف شروع شد !
هري پسريه ك توي منجلاب بدبختي دست و پا ميزنه ك روزي از روز ها شانس در خونشو به صدا در مياره...!
اصلا شانس چيه؟
يه جفت چشم ابي؟
هشدار:
بي دي اس ام
زيام / لي تاپ( دام)
لو تاپ( دام)
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.