insomnianyx's Reading List
35 historias
Themesses por Artazaj2005
Artazaj2005
  • WpView
    LECTURAS 1,783
  • WpVote
    Votos 464
  • WpPart
    Partes 11
زین انقدر برات از خونه مینویسم تا برگردی.
EMPTY NOTE por AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    LECTURAS 31,519
  • WpVote
    Votos 6,177
  • WpPart
    Partes 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
Baby Boy [Ziam] por Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    LECTURAS 203,701
  • WpVote
    Votos 28,083
  • WpPart
    Partes 54
" تو خیلی زیبایی، بیبی بوی. " | Ziam Mayne Fan-Fiction 2020 | Zayn Top | Completed
Z END por niohiomio
niohiomio
  • WpView
    LECTURAS 34,054
  • WpVote
    Votos 8,106
  • WpPart
    Partes 35
اونا میگن "عاشق شدن کار آسونیه. قسمت سخت ماجرا نگه داشتن عشقیه که پیدا کردی." توی دنیایی که داره به آخر میرسه و به جای آدما زامبیا داخل خیابوناش راه میرن، این جمله معنای کاملا متفاوتی پیدا میکنه. A Ziam Story [Highest ranking: #1 - Horror] [Completed]
THE OCEAN MYSTERY  /ziam/ por Alice_cn
Alice_cn
  • WpView
    LECTURAS 59,571
  • WpVote
    Votos 12,476
  • WpPart
    Partes 52
[Completed] "پیکسی؛ پری چهره ای که در زیر نور ماه می رقصد " . . +بهت گفته بودم دیگه دنبالم نگرد؛ دنیای تو برای من زهره _و من به حرفت گوش نکردم زِد چون تو برای من خود مرهمی
Nyctophile por _selenilium
_selenilium
  • WpView
    LECTURAS 16,720
  • WpVote
    Votos 4,168
  • WpPart
    Partes 26
*اصلا چرا کشتیش؟ _من کی رو کشتم؟ *لیام پین؛ تو زین مالیک و تمام اعضای خانوادت رو کشتی!! _من این کارو کردم؟ چه...خفن! •liam top •dark ⚠️این داستان شامل محتوای دلخراش است
'}{'WiNgeRsun'}{°{~ por Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURAS 101,810
  • WpVote
    Votos 24,510
  • WpPart
    Partes 51
{Ziam & Larry Paranormal Novel} و خداوند برخی فرشتگان را از زیبایی به زشتی می کشد... بالهایشان را سیاه می کند و صورتهایشان را قبیح... گناهشان چه می تواند باشد؟ بغیر از گول خوردن توسط شیطان؟ زمانی که شیطان توانست اولین فرشته را از راه حقیقی منحرف کند, فرشته از بهشت تبعید شد و دیگر میان فرشته ها جایی نداشت, انسان ها آنها را, به خاطر چهره و ویژگی هایشان, وینگرسان می خواندند! کسی چه می داند؟ افسانه ها می گویند وینگر ها,در بالای ابرها زندگی می کنند,جایی که از دید انسان ها پنهان باشند,شب ها بیدار می شوند و به دنبال طعمه میگردند! مواظب باش تا طعمه ی بعدی, تو نباشی...! :این ففیک دارای,صحنه های خشن,دنیای ماورا,اسمات,قتل و مرگ,و شاید برای برخی ترسناک,می باشد!! ----{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}<°{~ #1_fanfiction #1_killer #1_gaylove #1_horror #1_Ziam #1_Liampayne #2_Zaynmalik
CANDLLA [Z.M] [Completed] por anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    LECTURAS 2,785
  • WpVote
    Votos 786
  • WpPart
    Partes 9
برات یه ستاره می‌چینم. اگر کفایت نکرد،کنارش یه غنچه رز فالو رنگ قرار میدم. بهترین لباسم رو می‌پوشم و زیبا ترین لبخندم رو بهت نشون میدم. تا زمانی که ارمان رنو دوباره متولد شه، برات می‌نویسم و به امید جواب، شب ها ستاره ها رو دنبال میکنم. کندلا؟چرا خاموشی؟یه شمع باید با نور هر چند کوچکش اطرافش رو روشن کنه... اوه کندلا...نکنه آب شدی؟!
splinter [complete] por nveriia
nveriia
  • WpView
    LECTURAS 39,066
  • WpVote
    Votos 7,347
  • WpPart
    Partes 34
+but you hated me -i hate my self for hated you MAFIA