EXO
11 historias
ColdBreath🍂 [Completed] por MoonAeri9797
MoonAeri9797
  • WpView
    LECTURAS 29,701
  • WpVote
    Votos 7,376
  • WpPart
    Partes 14
نفسِ سرد 🍁 ژانر: رمنس | انگست | فانتزی | ترسناک(مهیج) کاپل: چانبک♡ نویسنده: 🐾ماه‌بانو🐾 🍂🍂🍂 ◇خلاصه‌ای از داستان◇ شش ماهِ جهنمی از ناپدید شدن بکهیون گذشته و چانیولی که یه زمان به بدترین شکل ممکن عشقِ اون پسر با لبخند درخشان و زیباش رو پس زده بود، حالا برای پیدا کردنش کل کشور رو زیر و رو کرده بود. اما بکهیون جوری غیبش زده که انگار از اول هم وجود نداشته...
Ant Ant por golabaton
golabaton
  • WpView
    LECTURAS 21,983
  • WpVote
    Votos 5,061
  • WpPart
    Partes 20
🐜 داستان کوتاهی از دلدادگی دو هایبرد مورچه...یه شیرینی کوچولو که خوب میشه با چای عصرونه‌تون میل کنید... 🍭کاپل: چانبک 🥯وضعیت: کامل شده
Myosotis por bluishstory
bluishstory
  • WpView
    LECTURAS 31,126
  • WpVote
    Votos 7,672
  • WpPart
    Partes 5
بکهیون یک پسر درونگراست که روزگارش رو با کتاب ها و فکرکردن به چانیول میگذرونه، اون واقعا هیچ دوستی تو مدرسه نداره و نقطه مقابلش چانیول، اون یه پسر برونگرای پرسروصداست که یه اکیپ دوستی کوچیک داره اما دلیل نمیشه با بقیه رابطه دوستانه نداشته باشه این یه داستان چند شاتیه موضوع کلیشه ای داره :) اما من نوشتمش چون فکرکردن بهش حس خوبی بهم میده و فکرمیکنم الان بیشتر از هر زمان دیگه ای بهو یکم حس خوب نیاز داریم... couple: chanbaek genre: زندگی روزمره، درام، مدرسه ای
ᥫ᭡Tag You're It por itscruelladevil
itscruelladevil
  • WpView
    LECTURAS 119,039
  • WpVote
    Votos 23,493
  • WpPart
    Partes 40
[تمام شده] بکهیون مدیر یه مهدکودکه که همیشه از پشت پنجره‌ی اتاقش به بیرون زل میزنه تا بتونه پارک چانیولی که اومده دنبال پسرش و دید بزنه و مدام این سوال توی سرشه که چجوری میتونه یه روز جزو اون خانواده‌ی دو نفره باشه؟ آیا قراره براش آسون باشه؟ نویسنده ❥៚ کروعلا کاپل ❥៚چانبک ژانر ❥៚رومنس، روزمره، فلاف، درام، اسمات
••✴️Stigma✴️•• por SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    LECTURAS 1,586,963
  • WpVote
    Votos 229,402
  • WpPart
    Partes 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
😈°Karma Is a Bitch°😈  por SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    LECTURAS 504,186
  • WpVote
    Votos 86,904
  • WpPart
    Partes 87
بکهیون نوجوون نمیدونست که هر عملی یه عکس العملی داره... شاید اگه میدونست وقتی چانیول 15 ساله با اون چشم های معصوم بهش ابراز علاقه میکرد بهش اسون میگرفت... شاید هیچوقت قلبش رو نمیشکست و به خاطر چاق و زشت بودنش مسخره اش نمیکرد...ولی بکهیون خبر نداشت و کارما داشت همه چی رو تماشا میکرد...و کارما فقط وقتی عوضیه که تو یه عوضی باشی! ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ -"دوستت دارم.." +"دوستم داری؟" +"چقدر دوستم داری چانیولا" -"خ..خیلی...بیشتر از همه چی..." +"واقعا؟" +"پس هر کاری که بگم میکنی؟" +"پس امشب اون بابای لجنت رو تو خواب برام بکش و بعد هم خودت رو از نزدیک ترین پنجره ی قصرتون پرت کن پایین...بعدش قول میدم منم دوستت داشته باشم..." ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ - چطوری این موقع شب از خونه اومدی بیرون؟ + خدمتکارها و نگهبان هارو پیچوندم. - تو واقعا احمقی! + میدونم. - نباید باشی! + من با احمق بودنم مشکلی ندارم .. اگه باعث میشه اینطوری بخندی... ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ ♻️کاپل ها:فصل اول : چانبک فصل دوم : چانبک هونهان. کایسو ♻️ژانر :رمنس.کمدی.زندگی روزمره ♻️محدودیت سنی: 18+ NC
Guarding His Heart por 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    LECTURAS 7,428
  • WpVote
    Votos 1,829
  • WpPart
    Partes 12
وقتی ولیعهد به طور مشکوکی ناپدید میشه، همه درباریان به راحتی ازش میگذرن و فراموشش میکنن، همه به جز یه نفر...جونگین، محافظ شخصی ولیعهد...اون حاضره هرکاری برای پیدا کردن کیونگسو و برگردوندنش به خونه انجام بده
Sweet Sin por mephlix
mephlix
  • WpView
    LECTURAS 1,692
  • WpVote
    Votos 111
  • WpPart
    Partes 1
Couple: Chanbaek Gener:‌ DaddyKink. Smut. Romance. Writer: Frozen, _بوی خوبی میدی ... بی اراده ناله‌ی آروم و ضعیفی از بین لبای بکهیون بیرون اومد و انگشت هاش بین موهای دوست پسرش گم شد ..لب سرخ بالاییش از لب پایینش فاصله داشت تا سعی کنه اکسیژن به ریه‌هاش بکشه ..میتونست پوزخند همیشگی چانیول و به خوبی روی لبای کوفتی و خوش طمعش حس کنه و ازش متنفر بود. کفه دسته چانیول به حالت ماساژو آروم روی پهلوهای بک حرکت کرد و پایین تیشرتش تا لپای نرم باسنش بالا اومد و فاک ..چانیول میخواستش. بکهیونم همین خواسته رو داشت و چه بد که به خوبی تک تکه نگاه و همینطور واکنشای دستیار کوچولوش دستش بود .. _تو همینی بکهیون، یه هرزه ی نیازمند به لمس هامو منم که چارهای ندارم، دارم ؟بدن کوچولوت برای همین بین دستای منه. همینجا و همینقدر بی دفاع !
🕸️🥀🦇Hybrid🦇🥀🕸️ por jeneraljang
jeneraljang
  • WpView
    LECTURAS 56,148
  • WpVote
    Votos 14,040
  • WpPart
    Partes 95
🥀🕸️خلاصه: پارک چانیول آخرین بازمانده قبیله آتش یک دورگه نیمه انسان و نیمه خون آشام هست که در سن 170 سالگی متوجه توطئه کثیف و بزرگی که عموش در حق خاندانش کرده میشه و در حالی که دفترچه ای از اسرار بزرگی رو توی دستش میفشرد و زخمی و در حال مرگ بود از قلمرو خون آشام ها فرار میکنه و در دنیای آدم ها به طور اتفاقی با بکهیون برخورد میکنه و ازش میخواد اون رو نجات بده.. بکهیون با وجود این که چانیول یک غریبه عجیب و مشکوک بود اون رو نجات میده اما چان بلا فاصله بعد از بهوش اومدن بدون هیچ توضیحی بک رو ترک میکنه اما سرنوشت چیز دیگه ای برای اون ها تدارک دیده!... ✨ 🕷️نام: دورگه _فصل اول 🕷️ژانر :فانتزی (گرگینه. خون آشام. جن). ترسناک.عاشقانه. معمایی.اکشن.هیجانی 🕷️کاپل ها و نقش ها :چانبک. هونهان. کایسو +چن. سوهو. کریس 🕷️رده سنی : NC+18 ✒️نویسنده : #jeneraljang⚔️♠️
love me right por Kadijagi1288
Kadijagi1288
  • WpView
    LECTURAS 12,239
  • WpVote
    Votos 2,597
  • WpPart
    Partes 33
کاپل اصلی: کایسو ژانر: ورزشی، مدرسه ای، رمنس، درام، اسمات نویسنده: jongnugget مترجم: Kosar وضعیت: کامل شده خلاصه: کیم جونگین کاپیتان تیم فوتبال دانشگاه اس‌ام. بازیکن خط حمله. اون یه روتین داشت _خوردن، خوابیدن، آموزش دادن، و بعد بردن. اما نمیدونست که همه چی میتونست بخاطر فقط یه نفر تغییر کنه؟ الان، حتی بهترین روتین‌ها هم یه جاهایی خسته کننده میشن.