🎲 مقدمه 🎲
باورم نمیشه که دارم خطاب به تو نامه مینویسم ...
هنوزم آوردن اسمت برام دردناکه
نمیتونم این فکرو که اگه تو و برادرت وارد زندگیمون نمیشدین تو این فرصت کوتاه چه سرنوشت شیرینی در انتظارمون بودو از ذهنم دور کنم
در نهایت هیچ چیز مثل رویاهام نشد
حالا ماجرا به پایانش نزدیک شده ، میخوام حداقل آخر غصه رو خودم بنویسم ...
✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴✴
♣ این داستان ادامه ماجرای فصل اول را روایت میکند ♣
♠♠♠ قسم به عشق و گناه (فصل دوم) ♠♠♠
🖋نویسنده : 🌌 Shining Star 🌌
🎭 ژانر : تراژدی💣 اسمات💣 انگست💣 رمانتیک
👥 کاپل ها : سکای💣 هونهان💣 چانبک
اسم:چشمان درخشان تو
کاپل:سکای، کریسیول
ژانر:رمنس، انگست، ددی کینک، اسمات
نویسنده:هیلدا
چنل: AmorFiction
خلاصه:
اوه سهون 32ساله رئیس یه شرکت بزرگ هر روز که به شرکت میاد با یه پسر17ساله کیوت که اصرار داره بهش علاقمنده مواجه میشه که ازش میخواد باهم یه رابطه عاشقانه رو تجربه کنن.
تفاوت سنی زیادشون میتونه مانعی باشه برای رد کردن اون پسر کوچولو یا بالأخره کیم جونگین با پافشاری میتونه آجوشی مورد علاقشو راضی به شروع یه رابطهی عجیب بکنه؟!
کیم جونگین بهترین دوستش بود.
کسی که سهون بی نهایت دوستش داشت و همیشه ازش حمایت میکرد.
اما همه چی از صبحی بهم ریخت که سهون از خواب بیدار شد و با جسم بیهوش بهترین د وستش وسط پذیرایی خونش روبرو شد.
شواهد از یه تجاوز وحشتناک خبر میداد...!
چطور باید میپذیرفت که خودش این بلا رو سر دوستش آورده؟
نام داستان: دوستـی با مزایــا
کاپل: سکای (دارای ورژن چانبک و کوکمین)
ژانر: فلاف، رمنس، اسمات، انگست
نویسنده: Darcy
چنل تلگرام: @AmorFiction
هشدار: مولتیشات حاوی اسمات سنگین و امگاورسه، ممکنه محتوا باب میل همه نباشه پس لطفا با میل و اختیار خودتون شروع به خوندن کنید.
" هرچقدر میخوای تلاش کن لونا، اما اون امگا مال منه و مال من هم میمونه. دیر یا زود مارکش میکنم و نه تو و نه حتی الههی ماه نمیتونه ازم بگیرتش. "
کاپل: سکای.
ژانر: فانتزی، امگاورس، فول اسمات.
روز آپ: کامل شده.
⭐️ #1 Sekai
"پایان یافته"
لویی پارک، مامور سازمان بین دولتی FATF برای هدفی که تمام عمرش رو پاش گذاشته بود به عنوان مربی موسیقی وارد خونهی بیبی، هکر و هوش لوتو کلاب میشه. کلابی که در ظاهر هیچچیز غیرقانونیای جز قمار و مواد فروشیهای خرده ریزه درونش دیده نمیشد، اما فقط تعداد محدودی میدونستند پولشوییهای میلیونیای که اوه سهون برنامهش رو میچید تا چه حد حسابهای اعضای لوتو رو پر از پول میکنه!
همیشه گناهکارها قربانی میدن! این تقاصیه که پس میدن، چی میشه اگه قربانی سهون معشوقهی بازی خوردهش باشه و قربانی بکهیون دختر پنج سالهش؟
"ون گوگ قبل از مرگش فقط تونست یکی از نقاشی هاش رو بفروشه، اما بعد از مرگش یکی از تاثیر گذار ترین هنرمند های تاریخ شد... جونگین ون گوگ من بود، درست وقتی که دیگه هیچ جوره نداشتمش فهمیدم چه شاهکاری بوده!"
Hypophrenia:
[noun]
نام دیگری برای ناتوانی ذهنی. این اصطلاح همچنین می تواند به فردی اشاره کند که احساس غمگینی یا افسردگی می کند بدون دلیل شناخته شده ای برای این غم و اندوه.
══ Chanbaek X Sekai ══
══ dram angst criminal Smut══
══@Parkfamily_fictions ══
📚 عنوان: #اغواگر 🔥
#Completed
👬 کاپلها: سکای، چانبک، شیچول
🔍 ژانر: رُمنس، فلاف، ددی کینک، اسمات
✒ نویسنده: تـــدی 🐻
خلاصه داستان ✍
فـقر به هـر قشری از جامعه فشارهای خودش رو میاره.
ممکنه بعضیا کم بیارن و و بعضیا هم باهاش بجنگن، اما عدهای هم دست به تن فروشی میزنن...!
پارک چانیول و کیم جونگین هم اتاقیهایی بودن که برای گذر زندگیشون به این روش رو آوردن..
تاپ و باتمی که از بدنهاشون برای لـذت دادن به مشتریها.. بهترین استفاده رو میکردن.
تا این که یک روز جونگین به تور مرد پولداری میخوره که باعث میشه باهاش قراردادی بـبنده.. و چانیول با پسری رو به رو میشه که وسـط کار همـه چیز رو رها میکنه..
این اتفاق مسیر زندگی هر دو رو تغییر میده.
جونگین چطور قراره با اوه سهون که یک مرد وسواسیِ غیرقابل تحمل بود.. زیر یک سقف زندگی کنه؟
وقتی چانیول دوباره بکهیون رو پیدا کنه، آیا میتونه اینبار به تلافی قبل، اون پسر رو مال خودش کنه؟
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
فن فیکشن silhouette | سایه ی نیمرخ
کاپل: سکای،چانبک،سولی
ژانر: تخیلی،رمنس،انگست
نویسنده: LA7
"به پشتِ سر نگاه میکنم
و تمامِ پل هایی را میبینم که تو شکستی
شاید هم آگاهانه اجازه داده باشم ،
مسیرم را که هیچ
کلِ جهانم را دگرگون کنی...
عجیب تر اینکه کنارِ تو ،پل ها هنوز هم قابل استفاده اند...
شاید...
هیچ اشتباه غیر قابل جبرانی در تمام هستی وجود نداشته باشد!"
"کوچکترین دلبستگی،رفتن را غیر ممکن میکند...
زندگی با نیرویی از جنسِ ترس ها و اگرها،
به پیراهنت چنگ میزند...
من اما
آزاد بودم..."
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
فن فیکشن Before U Go | قبل از اینکه بری...
کاپل: سکای، چانبک (فرعی) ایونهه (فرعی)
ژانر: رئال،رمنس،درام
نویسنده: LA7
"همیش ه فکر میکردم چیزی بینِ اون لبخند ها کمه...
اونقدر خوب نقش بازی میکردی که فقط منی که تمام و کمال حواسم به تو بود متوجه شدم...
خیال می کردم بازیگر خوبی هستی...
نه سهونا...
تو فوق العاده ای"
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
"پایان یافته"
نُه سال گذشت و همچنان همون احمق های باهوش موندیم...
همون دو نفری که فریب دادن همدیگه رو، توی یکی از شب های نسبتا سرد اول سال شروع کردند.
من به دوست داشته شدن تظاهر کردم و جونگین، به دوست داشتن..
pretend
[verb]:
رفتار کردن به گونهای که انگار چیزی درست است در حالی که در واقع می دانید که اینطور نیست.
ᶜᵒᵘᵖˡᵉ ˢᵉᵏᵃⁱ
ᴳᵉⁿʳᵉ ʳᵒᵐᵃⁿᶜᵉ ᵃⁿᵍˢᵗ
این چندشاتی، اولین داستان منه. ضعفهاش رو پای کم تجربگی من بذارید نه بیاحترامی به خودتون به عنوان مخاطب.♡
💠̶C̶̶ᴏ̶̶ᴜ̶̶ᴘ̶̶ʟ̶̶ᴇ̶̶s̶ : sᴇᴋᴀɪ🔹ʜᴜɴʜᴀɴ🔹ᴋʀɪsʜᴀɴ
💠̶G̶̶ᴇ̶̶ɴ̶̶ʀ̶̶ᴇ̶̶ ̶: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ🔸ᴅʀᴀᴍ🔸ᴀɴɢsᴛ
📜یک سال تمام بوسیدمش تا راضی شد باهام بخوابه. من گی نبودم اما عاشق اون شده بودم. 1سال بهم فرصت داد تا پشیمون بشم اما حس من به اون خیلی عمیق تر از این بود که بخوام برای چندثانیه درد، بیخیالش بشم.
اون مجسمه ی سنگی و بی روح، برای من مثل یه فرشته ی نگهبان بود. برام میخندید، من رو میخندوند و گاهی باهام شوخی میکرد. هرچند خیلی کم.
کنترلم میکرد، برام تصمیم میگرفت، باعث دردم میشد، مردونگیم زیر سوال میرفت اما من، همچنان دیوانه وار عاشقش بودم.
با تموم این ها من چطور میتونستم مدام باخودم تکرار نکنم که: اون...چرا ترکش کرد...؟؟
و در آخر بعد از 14ماه هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده باشم.