vmin
9 stories
REBORN by NARSIUS97
NARSIUS97
  • WpView
    Reads 99,157
  • WpVote
    Votes 10,877
  • WpPart
    Parts 23
جیمین و تهیونگ دوتا دوست و هم اتاقی... اتفاقات و مشکلاتی که باهاشون دست و پنجه نرم میکنن... و ایا فقط دوست هستن؟ Couple: Vmin,Hopv,Namjin ژانر: روانشناسی، عاشقانه، روزمره، مرموز، طنز، اسمات
Wicked for your voice || Vmin √ by saharlee
saharlee
  • WpView
    Reads 62,249
  • WpVote
    Votes 8,115
  • WpPart
    Parts 30
عشق تو برای من یه سوال بود. یهو یه روز از یه جا پیدات شد و من رو عشق خودت صدا کردی. راه میرفتی و جار میزدی که من عشق توام با اینکه قبلا اصلا همدیگر رو ندیده بودیم. و تو نمیتونستی صدای اعتراض من رو بشنوی. نه اینکه مشکلی نداشته باشم، نه! حقیقت این بود که من نمیتونستم حرف بزنم. شرارت رو توی چشمات میدیدم. تو اون چشمای مشکیت همیشه یه برق شیطنت بود و من خیلی زود فهمیدم که این شرارتی بود که ناخواسته همه رو درگیرش کردی. « شرارتی برای صدای تو » Best rank #1 bangtan #1 namjin #1 yoonkook #1 fiction #1 vhope
Remedy by mahdie_td
mahdie_td
  • WpView
    Reads 34,410
  • WpVote
    Votes 5,389
  • WpPart
    Parts 39
يه وقتايي براي اين كه بتوني ادامه بدي بايد يه سري از خاطراتتو دفن كني،هرچند دوست داشتني،هر چند شيرين...🥀 Vmin/minV Kookv Jimin x girl
Before Our Spring - [Completed] by theteara
theteara
  • WpView
    Reads 79,656
  • WpVote
    Votes 15,154
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ به جیمین قول می‌ده. شب‌ها می‌گذرن، روز‌ها از راه می‌رسن. باد می‌وزه، قول‌ها شکسته‌ می‌شن و فصل‌ها عوض می‌شن؛ تابستون، پاییز، زمستون، زمستون، زمستون. و برف همیشه موندگاره. تهیونگِ من، تو می‌تونی قولی بدی که شکسته نشه، آفتابی که خاموش نشه، شبی که از راه نرسه؟ می‌تونی برف‌ها رو آب کنی؟ می‌تونی بهار رو صدا کنی؟ برای من، برای ما؟ |ویمین - یونمین - یونسئوک| |فلاف - انگست| BTS VMIN FANFICTION copyright © 2019 teara , Yeg 9.12.19 Trigger warning! Major character death.
Deprecidal Love | MinV  by bangtan_fantan
bangtan_fantan
  • WpView
    Reads 40,018
  • WpVote
    Votes 6,242
  • WpPart
    Parts 27
همه کیم تهیونگ رو میشناختن... پسری که با همه دوست بود ولی کسی زیاد بهش نزدیک نمی شد... پسری که همیشه بدنش پر از کبودی بود... پسری که همیشه استین لباس هاش حتی انگشت هاشم می پوشوند... و مهم تر از همه پسری که از همه بیشتر می خندید... این داستان اونه... داستان اون و پارک جیمینی که همه ی مرز ها رو زیر پا میزاره و به اون نزدیک میشه. و بالاخره باور می کنه که... افرادی که لبخندشون پر رنگ تره... ناراحتی ها و غم هاشونم سنگین تره... ‼️‼️‼️‼️‼️‼️ ⚠️ ⚠️⚠️⚠️⚠️warning: این فیم به دلیل داشتن موارد زیر برای همه مناسب نیست: خود آزاری (self-harm) تجاوز (rape) خودکشی(suicide) افسردگی (depression) خون (blood) اگه با این چیزا مشکل دارید و اذیتتون میکنه لطفا از خوندن این فیک اجتناب کنید.⚠️⚠️⚠️⚠️ ‼️‼️‼️‼️‼️‼️ Main Couple: Vmin (top jimin) Genres: Angst - Romance By: Rehy Otaku👽
Narcissus by mahdie_td
mahdie_td
  • WpView
    Reads 21,390
  • WpVote
    Votes 3,714
  • WpPart
    Parts 17
در افسانه ي يوناني،نرگس پسري زيباس كه از حيرت زيبايي خودش خشك ميشه و به گل تبديل ميشه!🥀 "توجه: من ايده ي اوليشو از يه فيك ديگه گرفتم ...!" 'پايان يافته +ناركيسوس تلفظ تركي كلمه ي انگليسي Narcissus به معني گل نرگس هست!
more than a bestfriend +18 [completed] by sugaswife5
sugaswife5
  • WpView
    Reads 100,898
  • WpVote
    Votes 11,481
  • WpPart
    Parts 23
از وقتی که ما بچه بودیم تو بهترین دوست من بودی. تو منو میشناسی ، و منم تو رو میشناسم. تو همه چیز رو راجب من میدونی اما خب، من همه چیز رو راجب تو نمیدونم . وقتی راجب عشقت به یه نفر دیگه بهم گفتی ، قلب من کاملا شکست . نمیتونم واسه خوشحالیت خوشحال نباشم ، ولی نمیتونم جلوی گریه های از رو حسودی ام رو بگیرم . امیدوارم یه روز برسه که راجب احساساتم بهت بگم ، چیزی که تاحالا شانس گفتنش رو نداشتم . قلب من کاملا شکست و دیگه نمیخوام عاشقت باشم . یا بهتر بگم . الان ازت متنفرم . ________________________ #1 bangtan #1 gay #1 boyxboy #2 vmin
Start Of The Nightmare Of Love  by Ida_521
Ida_521
  • WpView
    Reads 47,380
  • WpVote
    Votes 5,916
  • WpPart
    Parts 28
+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟ _زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن + جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه تغییر کنه!! اسمات 🔞 روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
Violet by ace_vinchi
ace_vinchi
  • WpView
    Reads 32,884
  • WpVote
    Votes 5,210
  • WpPart
    Parts 65
فکر می‌کنین زندگی‌هامون چه قدر به هم مرتبطه؟ یعنی تصمیم کسی که حتی اونو نمی‌شناسید و شاید کیلومترها دورتر از شما زندگی می‌کنه چه تاثیری می‌تونه روی زندگی شما داشته باشه؟ ممکنه زندگیتون با این فرد ناشناس طوری گره خورده باشه که هر تصمیم هر کدومتون شما رو توی مسیر جدیدی از زندگی بندازه؟ یا حتی منجر به مرگ بشه؟ کاور از: @Emethod ♡ آهنگ‌ها رو از کانال تلگراممون دانلود کنید: @ Violet_playlist فصل دوم: https://www.wattpad.com/myworks/278591452-sapphire