Whuhanw23's Reading List
9 stories
Coffee & Cream [Vkook|Hunhan] by Milkshake9407
Milkshake9407
  • WpView
    Reads 14,605
  • WpVote
    Votes 2,837
  • WpPart
    Parts 27
{کامل شده} همیشه برام سوال بود چطور میتونی انقدر سرما رو تو چشمات حبس کنی اونم وقتی یه نفر فقط به خاطر اینکه هر روز ببینتت حاضر بود ایستاده با جاروش چرت بزنه اما با گذشت زمان همه چیز معنی دیگه‌ای پیدا کرد... ~~~~~ شاید اون کسی که گذاشت رفت من بودم،اما اون تو بودی که تنهاییتو ترجیح دادی..! #vkook ~~~~~ بیا برای ساختن کلماتی که باید برای احساساتمون بسازیم به هم زمان بدیم چطوره‌..؟ #hunhan ~~~~~ نام: قهوه و خامه ‌🍦☕ ژانر: رمنس|کمدی|روزمره 🐾 نویسنده: میلکشیک^^ 🍼 ~~~~~ Best Ranks: #9 in روزمره #2 in Humor #10 in SliceOfLife
GLAMOR by Donya_aqua
Donya_aqua
  • WpView
    Reads 41,967
  • WpVote
    Votes 6,704
  • WpPart
    Parts 36
نام: طلسم زوج: هونهان، سولی ژانر: رمنس، درام، تخیلی تعداد قسمت: ۳۵ وضعیت: تکمیل شده✅ ᯽᯽᯽ خلاصه: پدر سهون تصمیم به ازدواج مجدد میگیره و همسر جدیدش دو پسر هم سن و سال سهون داره . سهون خوشحال از این تصمیم پدرش فکر میکنه آرزوی خانواده‌ی خوشبخت و پر جمیعتش به حقیقت میپیونده ولی رفتار هایی که میبینه و گذشته‌ای که کم کم به یاد آورده میشه نتایج دیگه‌ای به همراه داره...
" Wounded Hearts " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 7,409
  • WpVote
    Votes 1,109
  • WpPart
    Parts 11
•¬‌کاپل: هونهان | چانبک | کریسهو | کایسو | شیوچن •¬‌ژانر: عاشقانه | مدرسه‌ای | روزمره •¬‌خلاصه: وقتی لوهان برای عروسی برادر کوچکترش بکهیون به کره برگشت , باید میدونست این کارش نبش قبر گذشته است و نباید میومد. اما حالا که به خاطر بکهیون همه چی رو به جون خریده بود باید با گذشته ی دردناک روبرو میشد و لوهان چه میدونست با برگشتنش دردهای سهون رو تازه میکنه سهونی که دل قفل شده اش به خاطر لوهان به تپش افتاده بود اما ازین عشق و تپش درد میکشید.سهون قرار نبود به عشق اولش خیانت کنه و عاشق بشه قرار نبود اما لوهان تمام قول و قرارهاش رو بهم زده بود. ═ ∘♡༉∘ ═ #Gamer
Pirate Prince * Hunhan Ver. by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 64,630
  • WpVote
    Votes 10,093
  • WpPart
    Parts 54
+18 هشدار پرنس لوهان، وارث سر زمین هان؛ در کشتی در حال مسافرت به بود که کشتی اش توسط اوه سهون، بدنام ترین دزد دریایی شیلا معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت. ورژن هونهان همین داستان خودم که تو پروفایل اصلیم نسخه لری و لویی استریتش رو گذاشتم! نمیخواستم اونطرف زیادی شلوغ بشه ... مطمئن بشید که اون پروفایل رو هم فالو کنید!
Stay With Me by SAMAHUN7
SAMAHUN7
  • WpView
    Reads 89,641
  • WpVote
    Votes 13,292
  • WpPart
    Parts 30
🍭فیکشن : با من بمون 🍭 کاپل : هونهان 🍭 ژانر : ددی کینک ، اسمات ، رمنس ، فلاف +18 🔆 خلاصه : سهون یه ددی مهربون اما سرده که بعد از یه سری مسائل تلخ و شیرین تصمیم میگیره لوهان و به سر پرستی قبول کنه و بعد از زندگی کردن باهاش متوجه ی این میشه اون پسر ورژن کوچیک شده ی خودشه ^-^ بیاین داستانمون و با این خانواده ی کیوت و دوست داشتنی شروع کنیم 🤘
Healer I [Completed]  by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 97,601
  • WpVote
    Votes 14,271
  • WpPart
    Parts 71
عنوان: Healer نویسنده: xee ژانر: تخیلی، ام پرگ تعداد قسمت: 69 زوج ها: کایهون، کایسو، چانبک، شیوهان، کریسهو تاریخ شروع: Jun 28, 2015 تاریخ پایان: Oct 15, 2016 توضیحات: چیکار میکردین اگه میفهمیدین مردین و تنها راه فرار از تبعید به جهنم برای شما امضای پیمانی هست که الزامتون میکنه مدت محکومیتتون رو هیلر یکی از شکارچی های روح بشین؟ آیا هیلر بودن بهتر از گذروندن محکومیتتونه؟ معرفی شخصیت ها: اوه سهون: هیلر، 18 ساله، مرگ در اثر تصادف رانندگی، دلیل امضای قرارداد گناهان نابخشودنی، محکوم به 30 سال تبعید به دنیای زیرین، در صورت امضای پیمان نامه 30 سال خدمت به شکارچی تعیین شده از سمت آرکیدیا. کای: شکارچی، 500 ساله، دلیل مرگ نامعلوم،دلیل امضای قرار داد نامعلوم، 500 سال پیش با امضای قرارداد به 800 سال خدمت برای آرکیدیا محکوم شد. سایر شخصیت ها: سوهو: همسفر، مدت خدمت 112 سال مدت باقی مانده خدمت 110 سال لوهان: مراقب، مدت خدمت نامعلوم... شیومین: بالاترین مقام و وارث آرکیدیا فوروارد: کای اینبار دیگه واقعا عصبانی شده بود، سهون پاشو خیلی از گلیمش درازتر کرده بود دستش رو بالا برد و محکم توی صورت سهون پایین آورد از شدت از ضربه سهون عقب عقب رفت و خورد به میز پشت سرش، لیوان آب روی میز همراه سهون به زمین خورد و 1000 تیکه شد. سفیدی چشمای کای شروع کرد به ت
FORGOTTEN  by mhisaleez
mhisaleez
  • WpView
    Reads 41,879
  • WpVote
    Votes 8,643
  • WpPart
    Parts 44
"Completed" (دو پارت آخر اضافه شده) پرونده‌ی داستان عاشقانه‌ای که در سال 1950 در انگلیس ساخته شد، با متهم شدن اوه سهون به قتل کیم سوهو بسته شد. اما اون‌ها در هشتاد سال بعد دوباره متولد شدن. در حالی که سهون اینبار عضو یک سازمان جاسوسی بود و بخاطر نفوذ به خونه‌ی یکی از قربانی‌هاش مجبور به ازدواج با پسر ارشد خانواده‌ی کیم، سوهو شد و نمی‌دونست سوهو همون معشوقه‌ی به قتل رسیده‌ی هشتاد سال پیششه. coυple: нυɴнo ɢeɴre: roмαɴce, тнrιller
Costudy Conundrum by 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    Reads 29,966
  • WpVote
    Votes 7,236
  • WpPart
    Parts 27
وو ییفان، بازیگر و مدل سرشناس، و کیم جونمیون، پزشک پر مشغله، از همون لحظه اولی که تو دوران دبیرستان با هم آشنا شدن از همدیگه متنفر بودن. اما حالا بعد از مرگ صمیمی ترین دوستاشون باید برای نگهداری از بچه هاشون کنار هم باشن. ییفان اصلا از این قضیه راضی نیست و جونمیون هم فاصله ای با به قتل رسوندن ییفان نداره و مسلما نگهداری از سه تا بچه اصلا کار آسونی نیست!
" Agreement " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 31,217
  • WpVote
    Votes 6,046
  • WpPart
    Parts 28
¬‌ قرارداد _ کامل شده ¬‌کاپل: هونهان •¬‌ژانر: درام | انگست | زندگی روزمره •¬‌خلاصه لوهان : اون بی نقصه ... یه شاهزاده کامل ... کسی که می تونه با یه نگاهش قلبت رو به لرزش در بیاره ... قلب منم لرزوند با لبخندش ... لبخندی که مثل وزش باد خنک زمستون می مونه... باعث شد سقوط کنم و عاشقش بشم جوری که حتی تصوری ازش توی دنیای من نبود. من توی دنیای خودم بودم، تنها و راضی. اون کسی بود که مرزها رو شکست. آهسته آهسته وزید و قبل از اینکه بفهمم وارد قلبم شد. من عاشقش شدم. حس خوبی بود که لبخند هاش رو داشته باشه توجه اش رو داشته باشم ولی یه چیزهایی هست که دست خودت نیست. همونطور که عاشق شدنم دست خودم نبود رسیدن به این عشق هم دست خودم نبود. من می خواستمش برای داشتنش تلاش کردم اما هربار انگار سخت و سخت تر میشد. من با قلبم چه میکردم؟ قلبی که با هر تپش اون رو ازم می خواست؟ چاره ای نداشتم هیچ راهی به این عشق ندارم جز این قرارداد ... قراردادی که در ظاهر ساده است. فقط یک امضا بود قراردادی که می تونه شروع و پایان عشق من باشه. این قرارداد می تونه آخرین امید من باشه؟ می تونه کاری کنه به دستش بیارم؟ سهون : چشم باز کردم و یکباره دیدمش. حتی از دیدنش شوکه شدم. می دونستم همیشه بوده ولی چرا هیچ وقت ندیدمش؟ همیشه بود و هرگز دیده نشد... شاید فقط من ندیدمش. م