maedeghadimi1385's Reading List
132 قصة
My Guide | TaeJin بقلم imCalic_o
imCalic_o
  • WpView
    مقروء 78,851
  • WpVote
    صوت 11,144
  • WpPart
    فصول 40
سوکجین و برادرش جیمین، برای پخش نشدن ماجرای تصادف گروه معروف بنگتن اجبارا برای معالجه وارد خوابگاه شون میشن. - +"دنیای من تاریک بود. انقدر پر پیچ و خم که حتی نمیدونستم باید برای نجات خودم از باتلاقی که هر لحظه بیشتر داخلش کشیده می‌شدم، به کجا قدم بزارم. تا وقتی که تو اومدی، دستم رو گرفتی و شدی راهنمای من.." ... کاپل اصلی: تهجین کاپل فرعی: کوکمین ژانر: رمنس، انگست، پزشکی 1 #Taejin 1 #Jin "پایان یافته" - در حال ادیت شدن -
+22 أكثر
twilight | kookmin بقلم jiikookmin13
jiikookmin13
  • WpView
    مقروء 4,896
  • WpVote
    صوت 911
  • WpPart
    فصول 6
(این فیک از روی فیلم توایلایت نوشته شده) جیمین فقط قرار بود تو شهر جدیدی که شروع به زندگی کرده بود مثل هم سن و سالای خودش درس بخونه و خوش بگذرونه... ولی سرنوشت هم اینو برای جیمین میخواست...؟ ⋆˚.•✩‧₊⋆⋆˚.•✩‧₊⋆⋆˚.•✩‧₊⋆⋆˚.•✩‧₊⋆ ژانر:خوناشامی | رمنس | اسمات | انگست | ترسناک روز های آپ:نامشخص کاپل:کوکمین کاپل فرعی:نامجین IG | kookmin_fanart_ir
𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖 بقلم im_roro_
im_roro_
  • WpView
    مقروء 42,196
  • WpVote
    صوت 7,098
  • WpPart
    فصول 39
𝐃é𝐣à𝐯𝐮 ژانر : فانتزی(خون‌آشامی) / تخیلی/عاشقانه "من...یه هیولام؟" "تو یه فرشته ای" بدون تردید جواب داد و به ارومی سرش و به سمت پسرک برگردوند. جیمین همچنان به سقف بالا سرش خیره بود. "ولی میتونم تبدیل به یه هیولا بشم" "نه تا وقتی که منو کنارت داری" بالاخره نگاهش و از سقف فرسوده که از سوراخ های کوچیکش پرتو های ضعیف نور به داخل درز کرده بود گرفت و به چشم های خسته جونگکوک خیره شد. "از دستم عصبانی؟" "انقدر زیاد که میتونم همه جا رو به آتیش بکشم..." به ارومی دستش و بلند کرد و با انگشت اشاره اش تره ای از مشکی های براق جونگکوک و به عقب فرستاد. "پس چرا انقدر ارومی؟" "چون واسه عصبانی شدن باید اول بخشیده بشم..." "بخشیدم...حالا ازم عصبانی شو!"
+11 أكثر
Bangtan Book بقلم vanilla-z
vanilla-z
  • WpView
    مقروء 37,683
  • WpVote
    صوت 5,013
  • WpPart
    فصول 35
بنگتن بوک یه کتاب برای آرمیون سرخوشِ و قراره کلی باهم بخندیم و البته عَر بزنیم. :) دیگه همه چیز داریم والپیپر- توییت های فان- لحظه های غمیگین و شاد همه چیزززززز.
+16 أكثر
My Baby Alpha بقلم purplleclubb
purplleclubb
  • WpView
    مقروء 6,927
  • WpVote
    صوت 746
  • WpPart
    فصول 5
نه نه اون نباید زیره قولش بزنه... نباید عاشق بشه، اونا یه قراری گذاشتن و اون وظیفشه بهش عمل کنه. ولی چطوری؟ وقتی الفاش برای داشتن اون اومگا داره دیوونش میکنه. کاپل: کوکمین ژانر: اومگاورس، اسمات، انگست زمان اپ: نامعلوم ❗️اسمات❗️
I got stuck in a FANFICTION بقلم Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    مقروء 26,341
  • WpVote
    صوت 4,444
  • WpPart
    فصول 7
←[کامل شده]→ چه اتفاقی رخ می‌ده اگر یک روز پارک جیمین، یهو بیفته توی یکی از فن فیکشن های واتپد؟ و از همه بدتر... چی می‌شه اگر توی اون فیکشن تخیلی، شوهر و بچه داشته باشه؟ •برشی از فیک• با دیدن صورت اون شخص توی نزدیکی خودش بهت‌زده لب زد: + تو...ت‍..تو... و تنها فکر توی سرش این بود که: دستشویم ریخت... °°°°°°°° + شما اینجا چجوری می‌زائید؟ _ ما؟ ما که نمی‌زاییم ولی خب...با جراحی دیگه. جیمین یکه‌خورده گفت: + جراحــــی؟ °°°°°°° + واو... عجب چیزی زائیدم! ((#1 in comedy))
•°~BTS ONESHOTS~°• بقلم KAGAMI_ARMY7
KAGAMI_ARMY7
  • WpView
    مقروء 385,321
  • WpVote
    صوت 13,491
  • WpPart
    فصول 43
°•+وانشات از بی تی اس با هر کاپل و هر ژانری که درخواست بدین+•° برام درخواست ها تون رو کامنت کنید 💫🌙 🪐وضعیت آپ= نامعلوم🪐
+20 أكثر
Our master[vminkook] �بقلم Izhray
Izhray
  • WpView
    مقروء 247,414
  • WpVote
    صوت 18,760
  • WpPart
    فصول 32
🔞استاد ما🔞 🔞فکر میکنید که چی میشه اگه تهیونگ استاد دانشگاهی که جونگ کوک و جیمین داخلش درس میخونن توی تاریکی جاده ای که فقط صدای زوزه‌ی گرگ میومد جیمین و جونگ کوک رو در حالی که انگار از دست کسی فرار میکنن ببینه و نجاتشون بده و......🔞 کاپل های اصلی:تهمینکوک🔞تهیونگ_جیمین_جونگ کوک ... این فیک یه فیک طولانیه💫😊 و لازمه بگم تو اولای فیک بیشتر رو ویمین زومم و بعد ویکوک و بعد ویمینکوک.(گفتم بیشتر چون کل این ویمینکوکه) ... و امیدوارم خوشتون بیاد😂
since you got away... بقلم bache_fil
bache_fil
  • WpView
    مقروء 26,684
  • WpVote
    صوت 3,449
  • WpPart
    فصول 14
از وقتی دور شدی... 👻 💙 💙 💙 کاپل اصلی : یونته کاپلای فرعی: کوکمین و نامجین 🐯🐱 🐥🐰 🦙🐨 خلاصه: خب تقریبا ریل لایف فیکه، در مورد زندگی روزانه بنگ تن به تازگی با دوری یونگی عزیزمون بخاطر جراحی دستش تهیونگ چیز های جدیدی رو حس میکنه... کوکمین شیطونمون همچون حقیقت باهمن و با شیطنت گاهی مومنت دست آرمیون میدن! و البته نامجین دوست داشتنی که مثل پدر و مادر بنگتنن. 💫 💜 💙 ژانر این فیک:عاشقانه، ریل لایف، اسمات ، خشن و...
+21 أكثر