_عاشقم نشو
_اگه شدم
_نباید بشی
_اگه شدم
_فراموشم کن
_اگه نتونستم
_باید بتونی
_اگه نتونستم!
_باید باهاش زندگیکنی
_اگه نتونستم
_میتونی
_وقتی بهت نگاه میکنم توی چشمای قهوهایت یه دنیای دیگه وجود داره که من دارم توش زندگی میکنم. پس ازم نخواه که عاشقت نشم. چون من تو چشمای تو دارم زندگی میکنم ...
****
سال ۴۰۰۰ میلادی
شاید فکر کنید علم پیشرفت کرده
شاید فک کنید همه دیگه دارن توماه زندگی میکنن
شاید فکر کنین انسان ها از بین رفتن
یا شاید حتی دایناسورها برگشتن
اگه بخوام سال ۴۰۰۰ رو تعریف کنم بهترین تعریف براش اینه
قرنتینه
[COMPLETED]
niazkilam: من لیاقت تورو ندارم
fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری
fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستارههای آسمون رو داری
Ziam Mayne Fan-Fiction
#1
◇ COMPLETED
تو هیچوقت به التماسهام گوش نمیدادی، وقتی میگفتم :
عاشقم نشو لویی، لطفا.
◇
خلاصه کتاب :
هری و لویی در یک بازهی زمانی گم شده همدیگه رو میبینن و تلاش میکنن روزهای گذشته رو به یاد بیارن، هر روز میگذره و اونا پازل بهم ریختهی خاطرات و باهم بازسازی میکنن، و زمانی که به اخرین تاریخ فراموش شده میرسند، تیکه پازلی به اسم عشق پیدا میکنن، عشقی که بارش رو چندین سال به دوش کشیدن، اما دیگه هیچ ثانیهای برای لبخند زدن، بوسیدن و به اغوش کشیدن باقی نمونده، لویی میتونه وقتی چشمهاشو باز کرد زمان درست رو پیدا کنه؟
◇
هشدار
محتوای غم انگیز، اشاره به تجاوز، خشونت، اختلال روانی.
اسمات نداره.
◇
Start : 10 March 2021
Finished : 29 July 2021