rayan1998tab
- Прочтений 44,280
- Голосов 4,588
- Частей 23
داستان زيام و زويي و لرري و تري سام داره
لطفا زير ١٧ سال نخونه ممنون
لیام- اون خیلی مسته.... فک نکنم بتونه به ما سرویس بده
زین از کنار پنجره به پسر نگاهی انداخت و با لبخند شیطانی جواب پارتنرشو داد.
زین- اون خوشگ له.. و گی گفته ما منتظر میشیم تا اون به ما سرویس بده؟
لیام شروع کرد به بوسیدن صورت پسر اول از چشماش شروع کرد و متوجه شد پسر اروم چشماشو باز کرد چشمای ابی درشتش با دیدن مرد درشت تر شد با متوجه شدن دستای و دهن بستش شروع کرد به تقلا کرد.
لیام- اوه دیر راه برگشتی نیست.