1d2825's Reading List
10 kuwento
His Hazza (mpreg)(persian translation) ni _yamna_
_yamna_
  • WpView
    Reads 126,400
  • WpVote
    Mga Boto 18,213
  • WpPart
    Mga Parte 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
Hogwarts Mystery [L.s] [Z.M] ni iamnrk
iamnrk
  • WpView
    Reads 47,518
  • WpVote
    Mga Boto 11,021
  • WpPart
    Mga Parte 38
درسته اینجا دنیای جادویی هاگوارتزه ولی من مطمئنم خبری از جادو نبود وقتی به اون چشم ها خیره شدم... هشدار: اگر پاترهد نیستید به هیچ وجه این بوک رو باز نکنید⁦ ⁦( ͡° ͜ʖ ͡°) 💙💚 ⁦❤️⁩💛 🌈
sweets (l.s persian translation) [Completed] ni ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Reads 47,658
  • WpVote
    Mga Boto 6,987
  • WpPart
    Mga Parte 13
میتونم یکمی از اون بوسه های ترش ات داشته باشم ؟
big girls don't cry ni parsa_shojaei
parsa_shojaei
  • WpView
    Reads 2,807
  • WpVote
    Mga Boto 112
  • WpPart
    Mga Parte 6
-تو داري از من ميپرسي تو تمام اين دنيا عاشق كيم؟ كلمه اولمو دوباره بخون♡ --- وقتي فكر ميكني داري روياتو زندگي ميكني خيلي خوشبخت به نظر ميرسي ... اما اگه تو روياي اشتباه باشي چي؟ ميتوني دوباره روياتو بسازي؟
Escape The Stars ni Azulperrier
Azulperrier
  • WpView
    Reads 15,671
  • WpVote
    Mga Boto 407
  • WpPart
    Mga Parte 9
فرار ستارگان - کیهان. "سرت رو از پنجره بیرون ببر و با من به آسمان بالای سرت نگاه کن؛ همه‌ی اون ستاره هایی که حالا از وجودشون حیرت زده میشی دیگه وجود ندارن، چون تو داری به گذشته نگاه میکنی." شروع: ١٣٩٩/٤ پایان: - ( امیدوارم یه روز بتونم این جای خالی رو پر کنم ) متأسفم بابت دیر آپدیت کردن.
The 10 Women [ZaynMalik] ni MissBieberN
MissBieberN
  • WpView
    Reads 30,242
  • WpVote
    Mga Boto 3,841
  • WpPart
    Mga Parte 1
نگاش که میکردی دوراتا بود! یه دختر ۱۵ساله که رفتار و حرف زدنش تحت تاثیر بلوغش بود 🙃 اما بعد از هر صبح گیر افتادن توی آسانسور با زین مالیک، مرد همسایه که از قضا متاهل و زیادی جذاب بود باعث شد بعدش دیگه هیچ چیز سرجاش نباشه.... چیز بزرگی درقلب زین جابجا شده بود... انگار دوراتا هوش از سرش پرونده 🦋 طوری که هیچوقت چنین چیزی رو تجربه نکرده و این آغازه سبز شدن حوادث عجیب و غریب در حوالی عشق ممنوعه بود♥️🚫 اتفاقاتی که راجبش حتی نمیتونی حدسی بزنی 👩‍❤️‍💋‍👨 -واقعا نمیدونم من و تو چیزی هستیم که اسم نداره.. +چیزای جدید همشون قشنگن. -تا جایی که اون قدیمی ها بخوان انتقام بگیرن یا اون چیزه جدید هم یه روزی قدیمی بشه. +حداقل با حسرت امتحان نکردنش نمیمیریم. -فکر نکنم تو ۱۶ سالگی بخوام بمیرم. رویا یا حقیقت! چی اینارو از هم متمایز میکنه؟ چی مرز بین این دوتارو تایین میکنه؟ یادآوری روزای قشنگی که گذروندی سخت تره؟ یا خیال بافی چیزی که هرگز قرار نیست اتفاق بیوفته! [Completed][some Sexual contact 🔞]
my sick heart after you ni larrymayne9194
larrymayne9194
  • WpView
    Reads 32,412
  • WpVote
    Mga Boto 3,974
  • WpPart
    Mga Parte 25
چطور ممكنه يه قلبي كه ديگه نميزنه، بازم برات بتپه؟
friends with benefits (L.S) ni erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    Reads 245,714
  • WpVote
    Mga Boto 29,349
  • WpPart
    Mga Parte 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...