couple : ~~jaeyong~~
genre : kingship , romance , scoffing
○ Persian translate ○
translator : @mikai99
10k reader ...
taeyong want to see the world with jaehyun !
it was his last chance.
#nct #jaeyong
یه داستان چند تا روایت می تونه داشته باشه ؟
یه داستان شیرین چقدر می تونه واسه شخص دیگه ای تلخ باشه ؟
بعضی وقت ها بدون این که متوجه باشیم تغیر زیادی ایجاد می کنیم .
اما ...
اما این تغییر چقدر می تونه مفید باشه
یا چقدر می تونه آسیب بزنه
قسمتی از داستان 🌹
چشم های کشیده ی پسر از تعجب بزرگ شد و ابرو هاش بالا رفت. جنو با کنجکاوی نگاهش کرد. و با چهره ی منتظرش برای بار چندم خنده رو به جون رونجوین انداخت. گوشی رو طرف پسر بزرگتر چرخوند و بعد...
_شت ... من فردا باید برم بیمارستان.
پسر ضربه ی کوتاهی به پیشونیش زد و رونجوین با خنده سر تکون داد.
جنو رو به رونجوین کرد و با آرامشی که از لحنش چکه می کرد شروع به حرف زدن کرد.
_ دو تا انتخاب داری یا میتونی پیش من در کمال آرامش بخوابی، یا پیش دویونگ میخوابی و لگد هاش و تو خواب تحمل میکنی. فکر نکنم اصلا نیازی به فکر کردن باشه.
رنجوین سر تکون داد و همراه جنو به طرف اتاق پسر بزرگتر راه افتاد . دفعه ی آخر که کنار جه مین با عادت مشترک دویونگ خوابیده بود نصفه شب لگد سنگینی رو از قسمت شکم نوش جان کرده بود و نکته ی جالب این بود که حداقل هفته ای یکبار این تجربه رو تکرار می کرد و شکایت خاصی هم جز غر زدن ها ی جزعی سر جه مین اون هم وقتی خواب بود نداشت پس ترجیح میداد فعلا جا ی امنی بخوابه و حالا ک
❥︎NCT"
Couple :Jaeyong . Yuwin . Johnten. Luwoo
Genre :.....;)
" تو شهری که هرگز اسمشو نشنیدی
دانشگاهی وجود داره که در اونجا پسر جدی
به اسم جهیون که به امید بیرون اومدن از این شهر کوفتی درس میخونه
سپس دانشجوی انتقالی فرا میرسه که .......
_ تمام شده ..
فصل دوم فرشته نگهبان ~
فرشته ی لی تیونگ ، فرشته ای نیست که فقط یه توهم گذرا یا یک نقاشی به جا مونده از دوران سخت کودکیش باشه . اون فرشته ، جونگ جهیونی بوده که تمام طول زندگیش بدون این که حتی خبر داشته باشه از پسر جوون محافظت میکرده . یا حداقل توی ذهن لی تیونگِ بیست و دو ساله اینطور می گذشته .
جونگ جهیون حالا مجبوره با وجود تمام زخم هایی که سوزش جانگدازی رو براش به همراه داشته ، از اطرافیانش مراقبت کنه و دوست پسرش هم یکی از اون هاست
لی تیونگ ، اون هم الهه ی امید فرشته بود . الهه ای که توی برهه ای از زمان تهی از هر امیدی میشه . اون واقعیت هایی رو متوجه می شه که زندگیش رو با دگرگونی عظیمی مواجه می کنه .
~ زندگی هیچ وقت روی خوشش رو بدون شکنجه های جان فرسا به کسی نشون نمیده . شکنجه هایی که تحملشون برای فرشته ها و الهه ها هم سخته . اما هر کدوم از اونها اگه سر طناب رو پیدا کنن آروم آروم به مقصدشون میرسن . سر طنابی که توسط آدم های اطرافشون برای کمک به سمتشو گرفته شده ...
اگه هیچ وقت ملاقاتت نکرده بودم یعنی الان داشتم چیکار میکردم؟
بدون اینکه بدونم این حس چه معنی ای داره..
کجا اواره و سرگردون بودم؟؟؟
به لبخندت ایمان دارم چون قبل از اینکه متوجه بشم خودم رو کنارت پیدا کردم....
چه اتفاقی قراره برای جانگ کوک بیچاره بیفته که از خونه رانده شده و دنبال کار میگرده وقتی با یه چهره از تاریکی و نا امیدی رو به رو بشه؟
کاپل اصلی:ویکوک
کاپل فرعی:یونمین
[ کامل شده]
+ اسمت چیه؟
_ لوسیفر
+ مثل شیطان؟
پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد...
_ دقیقا
مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد...
+ اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم
_ چه مخفف احمقانه ای!
+ احمقانه یعنی چی؟
پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید
_ از مامانت بپرس
مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد
+ ولی من خانواده ای ندارم
پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت!
ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : یونمین / نامجین
حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :)
(دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)