My favorite
66 histórias
My Boy (Full) de Soull_Healer
Soull_Healer
  • WpView
    Leituras 81,361
  • WpVote
    Votos 7,669
  • WpPart
    Capítulos 46
تهیونگ کیم، تازه‌ وارد دبیرستان تاونسند هریس ایالات متحده، فکرش رو نمی‌کرد پسری که توی پیست مسابقه شکستش داده یکی از دانش‌آموزهای اون مدرسه باشه. جونگکوک، پسری که سخت به‌ دست می‌اومد و تهیونگ پسر شر و دردسرسازی بود که به هر قیمتی اون پسر خوشگل که از همجنس‌گراها متنفر بود رو بین بازوهای خودش می‌خواست، حتی اگه دوست‌دختر داشت! ɴᴀᴍᴇ : My Boy _ VKook ɢᴇɴʀᴇ : School life, Competitive, Smut ᴡʀɪᴛᴇʀ :Taehyun @Taekook_Areaa
«𝐍𝐎𝐕𝐄𝐋𝐈𝐒𝐓|ناولیست✔» de Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    Leituras 176,154
  • WpVote
    Votos 18,840
  • WpPart
    Capítulos 39
[ پایان یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞:𝐍𝐨𝐯𝐞𝐥𝐢𝐬𝐭 ✍🏻 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:- 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
miracle in war de Z_EN13780
Z_EN13780
  • WpView
    Leituras 22,598
  • WpVote
    Votos 2,672
  • WpPart
    Capítulos 7
تهیونگ آلفای مغلوبی که در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم متوجه باردار بودنش از سرباز آلفاش، جانگ‌کوک می‌شه. کاپل اصلی: kookv/vkook کاپل فرعی: namjin, sope, kookgi ژانر= عاشقانه، اسمات، امپرگ، انگست، امگاورس، جنگی...
❊𝐏𝐨𝐥𝐢𝐥𝐥𝐚❊ de _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Leituras 257,017
  • WpVote
    Votos 33,748
  • WpPart
    Capítulos 44
࿐[کامل شده] کیم تهیونگ آلفایی که از آلفابودنش متنفر بود؛ و جونگ‌کوک امگایی که از تمامیِ امگاها، ازجمله جنسیت ثانویه‌ی خودش نفرت داشت... . . شاپرک با قلبی غنی‌از غمِ فراوان، همیشه لبخندِ دروغین می‌زد و می‌خندید. شاپرک غصه‌دار و عاشق بود... شاپرک نفهمید و ندونست که با یک پیام‌دادن به شخصی که دورادور دوستش داشت، قلبش می‌شکنه و بال‌هاش ترک برمی‌دارن... «می‌شه فقط من رو دوست داشته باشی؟ قول می‌دم هرگز نفهمی که زندگیِ قبل‌از من چقدر برات سخت می‌گذشت، جونگ‌کوکی...» «فقط دست از سرم بردار، فقط ولم کن احمق!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Polilla ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
My pink boy [ Yoonmin ] de Donya_thv
Donya_thv
  • WpView
    Leituras 179,043
  • WpVote
    Votos 16,174
  • WpPart
    Capítulos 42
✅کامل شده ✅ + اصلا خبر داری بابام هر هفته ، با چند میلیون وون حساب مامانتو پر می‌کنه ! _ خب میگی چیکار کنم ؟ + کمترین کاری که میتونی برای تشکر از بابام انجام بدی اینه که حداقل سوراخ پسرشو پر کنی ، درست نمیگم مین شوگا ؟ +18 🫦 SMUT💦 کاپل اصلی : یونمین
𝓝𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓵𝓲𝓰𝓱𝓽 de 8starmoon7
8starmoon7
  • WpView
    Leituras 24,424
  • WpVote
    Votos 1,600
  • WpPart
    Capítulos 28
°•تمام شده•° سرمو پایین انداختم و زیر لب سعی کردم بگم:ب‌...ب....ببخش‌...شید... نمیتونستم درست حرف بزنم ولی کوک حرفمو فهمید و سرشو تکون داد...نگاهشو به من داد و گفت:خداروشکر که میتونی حرف بزنی... آه آرومی کشید و ادامه داد:اون لحظه که داشتم این کارارو میکردم با خودم فکر میکردم که نکنه دیگه صداتو نشنوم و منو سریع بغل کرد...
wrong love  de taekook__planet
taekook__planet
  • WpView
    Leituras 4,632
  • WpVote
    Votos 487
  • WpPart
    Capítulos 13
_توهم زدی ؟ من حتی نمیدونم عشق چجور نوشته میشه چه برسه زن داشته باشم +تو نمیتونی بخاطر اتفاقی که توی گذشته افتاده آینده رو درگیر کنی جونگکوک.....
Sugar Daddy  de crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Leituras 35,272
  • WpVote
    Votos 5,295
  • WpPart
    Capítulos 64
سلام قشنگام با فیک جدید در خدمتتونم داستان پسر ۱۸ساله ای که به دنبال آرزوش از شهرش به سئول میاد.... این داستان به درخواست خواننده ها با سه ورژن اپ میشه Minv_jikook_yizhan این ورژن:Jikook 📗Name; sugar daddy Couple:#jikook🐥🐰 ganer: fluff/romance/smut ✍️Writer:Leila
The Fourteenth Night de Lustmind
Lustmind
  • WpView
    Leituras 4,882
  • WpVote
    Votos 519
  • WpPart
    Capítulos 12
پسری که سال‌های سال پیش توسط نفرینی سنگین آینده‌ش رو از دست می‌ده و سرنوشت پسری دیگه رو کلید زندگی اون شخص قرار می‌ده... #فارسی Writer: Raha "Lustmind" فایل این فیک قبلا در تلگرام قرار داده شده که به خاطر خام بودن متن‌ها، تغییر دادم و اینجا دوباره آپش کردم. امیدوارم خوشتون بیاد.
ɴʏᴄᴛᴀʟɢɪᴀ ᵥₖₒₒₖ de Rai_LaEl
Rai_LaEl
  • WpView
    Leituras 20,710
  • WpVote
    Votos 2,761
  • WpPart
    Capítulos 17
「⌯ درد شبانگاهی - Nyctalgia 」 ↲کاپل: ویکوک ↲ژانر: سوپرنچرال - خون‌‌آشامی - فانتزی - اسمات - رمنس ↲نویسنده: Ravi ↲وضعیت: شنبه‌ و چهارشنبه 「⌯ زمانی که برای دیدن شوگر بیبی جدیدش به اون عمارت پا گذاشت، نمی‌دونست چیزی که قراره به استقبالش بیاد، یک جفت چشم قرمز و دندون‌های نیشی هستن که پوست گردنش رو از هم می‌شکافن. تهيونگ چطور می‌تونست با شوگر بیبی جدیدش کنار بیاد؛ وقتی تمام چیزی که اون پسر نیاز داشت، مکیدن خونش بود؟! 」 🚫ورژن کوکوی در همین پیج آپ می‌شود‌.