Jenlisa
4 cerita
𝑩𝒓𝒆𝒂𝒌𝒊𝒏𝒈 𝑷𝒐𝒊𝒏𝒕✔ oleh LesyeuxdeMilly
LesyeuxdeMilly
  • WpView
    Membaca 36,070
  • WpVote
    Vote 4,023
  • WpPart
    Bab 27
جنی: " من خیلی خستم از اینکه طرفدار ها جنلیسا شیپ میکنن کی اونها متوجه میشن که هیچوقت این اتفاق نمیفته! حتی فکر کردن بهش ناراحتم میکنه!" مادر لیسا:"عزیزم، این پدرته..." وای جی:" اگه بری، برای همیشه میری، کارت, دوست ها و همگروهی هاتو از دست میدی، تو اینو میخوای؟" با همهٔ کارهای اشتباهی که انجام میده و با احساساتی که سعی در سرکوب کردنشون داره، بازم لیسا تو نقطهٔ شکستش قرار داره! ✎:All Rights Goes To The Original Author!
𝑻𝒉𝒆 𝑹𝒆𝒏𝒆𝒈𝒂𝒅𝒆 oleh LesyeuxdeMilly
LesyeuxdeMilly
  • WpView
    Membaca 25,845
  • WpVote
    Vote 3,730
  • WpPart
    Bab 47
وقتی یک فرشته از بهشت بیرون رانده میشه خائن و از دین برگشته صداش میکنن. سه قوانین وجود داره که خائن باید رعایتشون کنه: 1-اسمش همیشه باید ناشناس بمونه. 2-هویت و ظاهر واقعیش همیشه باید پنهون باشه. 3-نباید در زندگی انسان ها دخالت کنه. چی میشه اگه خائن، فرشته ای که بال هاش شکسته، با انسانی ملاقات کنه که قلب و روحش خرد شده؟ آیا بخاطرش قوانین رو زیر پا میزاره؟! All Rights Goes To The Original Author: @iamhoshi13
You stole my heart {Translated} oleh lalajenlal
lalajenlal
  • WpView
    Membaca 72,337
  • WpVote
    Vote 9,294
  • WpPart
    Bab 63
|Completed| جنی دختر میلیاردی که به معنای واقعی کلمه هر چیزی که می خواست رو داشت ، زیبا ، باهوش و تقریبا کامل! اما او یک آدم ناسپاس بود. از طرف دیگه لیسا کلاهبرداری بود که هر کاری برای بدست آوردن پول انجام میداد چون بدهی زیادی داشت! چه اتفاقی می افته اگه این دو نفر همدیگه رو ببینن؟؟ JENLISA
Endless seduction {Translated} oleh lalajenlal
lalajenlal
  • WpView
    Membaca 76,567
  • WpVote
    Vote 8,911
  • WpPart
    Bab 51
{-Completed-} "عزیزم؟" صداش زدم، اما جوابی نگرفتم. چشم بند رو برداشتم و دقیقا همون لحظه پرده‌ها باز شد. تنها یک چراغ روشن و روشن، مستقیم در جایی که من نشسته بودم منفجر شد. حدود ده ثانیه لعنتی نتونستم چیزی ببینم، وقتی چشمام تنظیم شد، دیدم که دسته ای از مردم دارن به من نگاه میکنن. من در استیج روی صندلی مقابلشون نشسته بودم، خدا میدونه چه تعداد از این افراد، نمایی از سینم که در معرض دید بود رو از زیر پیراهنم میدیدن.... #Jenlisa