Arshibt21's Reading List
42 stories
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] by anittashere
anittashere
  • WpView
    Reads 55,497
  • WpVote
    Votes 5,634
  • WpPart
    Parts 19
تو جفت مقدر شده من بودی، کسی که باید در شادی و بیماری کنارم میبود تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا بکنه اما تصمیم گرفتی یک روز زیر سایه یک سرو بلند این پیوندو بهم بزنی و من نباید مزاحم زندگیت با زنی که عاشقشی باشم، حالا کی بعد از ده سال مزاحم زندگیه اون یکی شده جونگکوک؟ ژانر:امگاورس،رومنس،دراما،انگست،اسمات کاپل:کوکوی،یونمین،هوسوکxگرل
one shots - 2min  by NicolatheLUV
NicolatheLUV
  • WpView
    Reads 487
  • WpVote
    Votes 39
  • WpPart
    Parts 1
وانشات های تومین یا شاید بیشتر... Mpreg Angst romance and more... آی دی تلگرام ما : @Shinee_fics لطفا رمان بلند تومین Mile Deep Hollow رو دنبال کنید و قبل از خوندن لطفا توضیحات رو مطالعه کنید.
ShipWreck [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 42,772
  • WpVote
    Votes 5,875
  • WpPart
    Parts 22
"عاشق شدن مثل غرق شدن کشتی می‌مونه و دلم نمی‌خواد ببینم که امواج دریا تو رو توی خودش غرق می‌کنه." - - تهیونگ محقق باهوشیه که چند ساله داره روی دارویی برای درمان یک بیماری صعب‌العلاج کار می‌کنه؛ بیماری‌ای که گرگینه‌ها ازش در امان هستن. مطالعه‌ی تهیونگ روی ژن گرگ‌ها می‌تونه کلید ساخت داروی جدید باشه. زمانی که با تیمش برای تحقیق به یکی از آخرین جنگل‌های زندگی گرگینه‌ها میره، با استقبال خوبی مواجه نمی‌شه و از شانس بدش به کمک وارث پک یعنی جئون جونگکوک نیاز داره؛ آلفای خون خالصی که دل خوشی از انسان‌ها نداره. Name: ShipWreck Couple: KookV Genre: Omegaverse, Drama, Romance, Smut. Author: Inakkum Translator: Yasi Up: Thursday CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
Enchanter by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 3,417
  • WpVote
    Votes 697
  • WpPart
    Parts 7
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک میباره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه میداره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهرهنگار) تو ادارهی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یکنواختش وقتی زیر و رو میشه که میفهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پروندههای تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل میگیره که از جنس بارونه؛ یهجا میباره تا زندگی ببخشه، یهجا میباره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 88,619
  • WpVote
    Votes 14,985
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
My BaBy(+18) (OffGun)(Completed) by fictionland_farsi
fictionland_farsi
  • WpView
    Reads 4,947
  • WpVote
    Votes 525
  • WpPart
    Parts 25
خلاصه : هشدار این فیکشن امپرگ عه! بارداری مردان داره. آف یه مرد ۲۶ ساله خیلی ثروتمند و خوش اخلاق و فوق العاده که با بکی ازدواج کرده ولی نمیتونن بچه دار بشن. گان ۱۷ ساله پسر لارا عه که توی خونه آف کار میکنه و خیلی اوضاع مالی بدی دارن و فقط با کمک آف زنده موندن. لارا برای جبران لطف اون و همچنین پنهان کردن یه راز خیلیی حساس پسرش، با آف و همسرش یه قرارداد میبنده که زندگی آف رو کلا عوض میکنه. راهی برای بچه دار شدنشون... این فیکشن ترجمه است و نویسنده اصلیش LoveyouAlways1491 all rights reserved تمامی حقوق متعلق به ایشونه و ما فقط ترجمه میکنیم مترجم : سایا کاپل : افگان ورژن دوم میوگالف هست این فیکشن متعلق به چنل فیشکن لند میباشد
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 692,848
  • WpVote
    Votes 122,201
  • WpPart
    Parts 84
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
𝐈'𝐌 𝐍𝐎𝐓 𝐒𝐀𝐈𝐍𝐓 ~ DPR IAN by this_is_dpr_bt21
this_is_dpr_bt21
  • WpView
    Reads 5,913
  • WpVote
    Votes 826
  • WpPart
    Parts 33
ایان، بازرس سرد و منطقی‌ایه که زندگیش تو پرونده‌های جنایی خلاصه شده و هیچ‌وقت اجازه نمی‌ده کسی از دیوارهای بلند اطراف زندگیش عبور کنه! اما وقتی یه پرونده پیچیده و عجیب به پستش می‌خوره، همه چیز تغییر می‌کنه. تغییراتی که ناخواسته توی قلب و ذهنش به وجود میان و هرگز نمیخواد که قبولشون کنه! پرونده‌ای که با خودش یه رایحه گیلاسی میاره؛ بوی گرم، مرموز و خطرناک! رایحه ای که متعلق به یکی از مظنون‌های پرونده است! جنی، دختری با گذشته‌ای پر رمز و راز و قلبی که شاید دیگه توانایی تپیدن نداشته باشه ! چی میشه اگه قلب مرده اش، با وجود اینکه آسیب بزرگی دیده برای بازرس، دوباره بتپه؟ و چی میشه اگه جنی ... کلید حل معمای پرونده باشه؟ زمام آپ : جمعه ها. * محتوای این داستان برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نیست. ᴄʜᴀʀᴀᴄᴛᴇʀ'ꜱ : ᴅᴘʀ ɪᴀɴ, ᴊᴇɴɴɪᴇ ᴋɪᴍ, ᴋɪᴍ ᴛᴀᴇʜʏᴜɴɢ, ᴍɪɴ ʏᴏᴏɴɢɪ, ᴊᴇᴏɴ ꜱᴏʏᴇᴏɴ ɢᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ᴍʏꜱᴛᴇʀʏ, ᴄʀɪᴍɪɴᴀʟ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴀɢɴꜱᴛ
🍷" 𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐜𝐚𝐫𝐥𝐞𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐜𝐡" 🍷 by nil_fic11
nil_fic11
  • WpView
    Reads 2,229
  • WpVote
    Votes 219
  • WpPart
    Parts 7
🍷" 𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐜𝐚𝐫𝐥𝐞𝐭 𝐰𝐢𝐭𝐜𝐡" 🍷 "جادوگر سرخ" 🍷 نویسنده: Nil🍷 ژانر: تاریخی، تخیلی، دارک، عاشقانه، رازآلود، جنگی و انگست🍷 کاپل اصلی : "Jinsoo" 🍷 کاپل فرعی: " Liskook" & "Sope" 🍷 🍷خلاصه: _ اگه این قدرت از آسمون بهت هدیه شده پس چرا انقدر خطرناکه؟ + تو فکر میکنی فقط خدا تو آسمونه؟!. . . "جین یک رعیت بیچاره است که از ظلم و ستم پادشاه دائم الخمر سرزمینش، قحطی، گرسنگی ، فقر و مرگ عزیزانش به ستوه آمده. پس به تنها جادوگر سرزمین "آوالون" پناه میبرد و از او قدرتِ جادوی سرخ را طلب میکند اما این جادو با بُعد تاریک انسان ارتباط میگیرد و زمانی که فرد مناسبش نباشد او را پس میزند... هنگامی که با خواندن ورد مخصوص و برخورد صاعقه ی عظیمی به جین، جادوگر پیر جسد بی تحرک او را میبیند گمان میکند او نیز مانند دیگر داوطلبان توسط جادو رد شده و از او قطع امید میکند، اما غافل از اینکه این مرگ شروع زندگیه جین به عنوان( جادوگر سرخ ) است". 🍷Cover by: @Deboraha7
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 159,986
  • WpVote
    Votes 16,049
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _اولین بارته که یه پلیس رو می‌بوسی؟ _اولین‌ باریه که یه مرد رو می‌بوسم، و دشمن خودم رو را علاقه به بدنم می‌چسبونم، جونگکوک. جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌ه