mediiiiiiiiizp's Reading List
20 histoires
When the Stars Align  par Cbwhisper
Cbwhisper
  • WpView
    LECTURES 177,581
  • WpVote
    Votes 26,316
  • WpPart
    Chapitres 53
وقتی ستاره ها هم تراز شوند ♡~ 드말 ●خلاصه : چانیول یک آلفاست و بکهیون یه امگا که به تازگی نقل مکان کردن تا همسایه چان باشن . یه روز بکهیون از کنجکاوی توی خیابونا دنبال پدرش بوده و می خواست اونو پیدا کنه که ناگهان توسط چند نفر مورد آزار و اذیت قرار میگیره ، خوشبختانه چان به موقع میرسه و به اون کمک میکنه ، که در نتیجه همین باعث شد تا اونها به هم نزدیکتر بشن . اما چه اتفاقی بعد از این ماجرا برای اونها میوفته ؟ یک کمیک سافت و کیوت ^^ تعداد قسمتاش تقریبا زیاده و ازین داستانایی میشه که هر هفته به عشقه خوندنش از خواب پاشید😊 کاپل : چانبک ژانر : فلاف ، امگاورس وضعیت مانهوا : درحال آپ
Blossom🌷 par Kietacho
Kietacho
  • WpView
    LECTURES 10,532
  • WpVote
    Votes 2,288
  • WpPart
    Chapitres 27
Name: Blossom Main Couple: Sekai, Chanbaek Side Couple: Chankai Gener: Omegaverse, Smut, Supernatural, Thriller Writer: Natalia ‌ «شکوفه؛ حسی مانند تولّد دوباره!»
LoeyBoss par atefeh_2004
atefeh_2004
  • WpView
    LECTURES 1,478
  • WpVote
    Votes 253
  • WpPart
    Chapitres 6
بیون جونگهو پسرش بکهیون و برای شراکت با پارک ها جلو میندازه و اون و مجبور به یک ازدواج اجباری میکنه. البته شاید.. اجباری... 💍❤️ + لعنتی خیلی هات و جذابه!.. باخودش فکر کرد. +سلام چان ینگاه کلی بهش انداخت و محل نداد پیش خودش گفت : × من باید با این جوجه ی بی دست و پا ازدواج کنم! 💍❤️ اسم: رئیس لویی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: ازدواج اجباری، اسمات ، کمی انگست، کمدی آپ: جمعه ها نویسنده: atefeh_2004
✨Anhnarin✨ par B_Moo0on
B_Moo0on
  • WpView
    LECTURES 14,588
  • WpVote
    Votes 2,919
  • WpPart
    Chapitres 9
کاپل اصلی: چانبک، کایسو . ژانر:امگاورس، اسمات، فلاف، رمنس، تخیلی(فانتزی) وضعیت: ✨تمام شده✨ خلاصه: بیون بکهیون رئیس شرکت mine و رهبر قوی ترین و بزرگترین پک یعنی آنهِنارین هستش، طبق سنت های قدیمی تمامی گرگ ها تا زمانی که به سن 26 سالگی برسن باید جفتشون رو انتخاب کنن وگرنه از پک اخراج می شن. چی می شه اگه یه روز بیون بکهیون موقع مصاحبه برای استخدام آبدارچی شرکت چشمش به پارک چانیول بیوفته!!! . . . 🌗 توصیه:هیچ چیز اونطوری که فکر می کنین نیست🌗
chanbaek/vkook oneshots par Amaris_1400
Amaris_1400
  • WpView
    LECTURES 16,619
  • WpVote
    Votes 1,451
  • WpPart
    Chapitres 19
میتونی انواع وانشات و چندشاتی های چانبک و ویکوک رو اینجا پیدا کنی با ژانر ها مختلف مطمئنم خوشت میاد... کاپل :چانبک و ویکوک هر دو ورژن موجوده ژانر:امپرگ،اسمات،ومپایر،گرگینه ای،رمنس،پری،انگست،تریسام،مدرسه ای،هایبرد،ارباب.....
Myosotis par bluishstory
bluishstory
  • WpView
    LECTURES 30,873
  • WpVote
    Votes 7,647
  • WpPart
    Chapitres 5
بکهیون یک پسر درونگراست که روزگارش رو با کتاب ها و فکرکردن به چانیول میگذرونه، اون واقعا هیچ دوستی تو مدرسه نداره و نقطه مقابلش چانیول، اون یه پسر برونگرای پرسروصداست که یه اکیپ دوستی کوچیک داره اما دلیل نمیشه با بقیه رابطه دوستانه نداشته باشه این یه داستان چند شاتیه موضوع کلیشه ای داره :) اما من نوشتمش چون فکرکردن بهش حس خوبی بهم میده و فکرمیکنم الان بیشتر از هر زمان دیگه ای بهو یکم حس خوب نیاز داریم... couple: chanbaek genre: زندگی روزمره، درام، مدرسه ای
SLOW WALK par bluishstory
bluishstory
  • WpView
    LECTURES 158,198
  • WpVote
    Votes 37,789
  • WpPart
    Chapitres 42
- من نمیتونستم ازش مواظبت کنم - میخواستم برای یه بارم شده لبخندشون بخاطر من باشه اونا اینجوری وارد یه زندگی مشترک شدن، بدون عشق قرار نیست اتفاق خاصی بیفته، اونا همراه شدن تا ببینن راه به کدوم سمت میبردشون، به هرحال مگه همه زوجای دنیا عاشق همدیگه ان؟ couple: chanbaek genre: رومنس، زندگی روزمره
Under the Roses par HICH_HIIICH
HICH_HIIICH
  • WpView
    LECTURES 2,908
  • WpVote
    Votes 446
  • WpPart
    Chapitres 5
" صدای پایش را می‌شنوم که هست... به همان سان که من هستم" فرناندو پسوا 🥀زیر گل های رز🥀 کاپل: بکیول 🟥 این فیکشن شامل صحنه هایی باز از خشونت و روابط جنسیست 🔞 🟧 پرش های زمانی و مرور خاطرات با تغیر حالت فونت، از متن زمینه متمایز شده.
CatFish par CLuz_614
CLuz_614
  • WpView
    LECTURES 20,517
  • WpVote
    Votes 5,347
  • WpPart
    Chapitres 17
🐟 " گربه ماهی " 🐠 🎥 کاپل: چانبک، سکای 🎥 ژانر‌: ددی‌کینک، رمنس، درام، فلاف، اسمات (+18) 📺 در حال انتشار ~ معرفی داستان: وقتی آقای‌ پارک بخاطر بکهیون شق میکرد و مجبور میشد قبل از خواب خودارضایی کنه تا به بیبی ضعیفش آسیب نزنه‌‌؛ فکرشم نمیکرد روزی برسه که اون پسر کوچولو نه تنها ارشدش رو ددی صدا بزنه بلکه جلوی پاش هم زانو بزنه و ازش برای ساک زدن دیکش اجازه بخواد. ~ برش هایی از داستان: * "باید بکنیش..! این هرزه ها توی تخت همه چیزو لو میدن." جونگین دستهاش رو مشت کرد: "شما تا الان به ازای تمام مقاله‌های پر سود این مجله با زنا خوابیدین رئیس؟!" سهون پشت میزش برگشت و روی صندلی نشست:"هرکدومشون که ارزش یه شب رو داشت.. چرا که نه؟" با یادآوری حقیقت چشمهاشو چرخوند: " اها، یادم نبود تو‌ گی هستی! اگر نمیتونی هرزه‌ها رو بکنی، پس خودت میتونی هرزه بقیه بشی چون بدن خوبی داری!" * * "آقای پارک، حالتون خوبه؟... میخواین براتـون آب بیارم؟" چانیول چند بار پلک زد تا چهرش رو بهتر ببینه. نمیتونست باور کنه اون عروسک شیرین، اینطور نگران بهش خیره شده. با صدای خش دار و گرفته ش لب زد: "این چیزا بهترم نمیکنه... میتونی لباتو بهم بدی؟" *