HunHan Fiction
8 stories
Blue like your tattoo | HH ver by Hani_XG
Hani_XG
  • WpView
    Reads 5,158
  • WpVote
    Votes 1,291
  • WpPart
    Parts 61
"فکر کنم اشتباه شده، من برای آقای لی وقت گرفته بودم!" سهون لبخندی زد: "آه بله، آقای لی امروز نتونستند بیان، از من خواستند که کارتون رو امروز راه بندازم. من پیش ایشون آموزش دیدم، هیچ نگران نباشید. من در حد یک استاد حرفهای کار میکنم" سهون بعد تموم شدن حرفش با لبخند چشمکی زد. ولی لوهان چطور میتونست در برابر این پسر جوون که یک چشمکش باعث میشد گونههاش رنگ بگیرند، پایین تنهش رو تماما لخت کنه و یه تتوی پروانه بزرگ برای باسنش بگیره؟ 🔶️🔸️فیک بازگردانی شده از کاپل مامان بابای گاتسون که نویسندش خودمم :) 🔸️🔶️ روزهای آپ: جمعه✅
LOST by OMYTHOS
OMYTHOS
  • WpView
    Reads 3,961
  • WpVote
    Votes 704
  • WpPart
    Parts 42
🕸گمشده🕸 🕸️خلاصه؛ -:"لوتوس دیگه چیه؟" -"نیلوفر آبی! گل نیلوفر آبی یه معنی عمیق داره. این گل در عین زیبا بودنش بین گِل و لجن و آب های تیره رشد می‌کنه. بعضی‌ها می‌گن که خدا مثل نیلوفر آبیه. برای همین فکر می کنم قاتل خودش رو مثل خدا می‌دونه و می‌خواد برای زندگی بقیه تصمیم بگیره." سالها قبل بعد از اشتباهی که رخ داد، همه یکبار مقصر شناخته شدند. آیا پلیس جوان و تازه کار، پارک چانیول، می‌تواند این سوءتفاهم را برطرف کند؟ 🎻فیکشن: lost 🎻کاپل ها: چانبک، هونهان 🎻ژانر: رمنس، جنایی، درام، معمایی 🎻نویسنده: omythos
Umbrella ☔ by Hope9407
Hope9407
  • WpView
    Reads 317
  • WpVote
    Votes 151
  • WpPart
    Parts 5
◾کاپل: هونهان ~ چانبک ~ کایسو ◾ژانر: روزمره - درام - رمنس ◾نویسنده: 𝐻𝑜𝑝𝑒 ▪️کمک کردن خوبه، اینکه نذاری اطرافیانت خیس بشن و چتر بالای سرشون بگیری مهربونیت رو می‌رسونه. اما چتر شدن برای کسی که از چتر متنفره چطور...؟ خورشیدی که می‌سوزونتت حتی وقتی زیر بارون خیس میشه و فریاد میزنه: "خورشید نیازی به چتر نداره." تا کجا میتونی کسی که حس انسان‌دوستانه‌ت رو احمقانه می‌بینه و رفتارت حالش رو بهم می‌زنه درک کنی و متقابلا ازش متتفر نشی؟
" Agreement " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 30,813
  • WpVote
    Votes 6,023
  • WpPart
    Parts 28
¬‌ قرارداد _ کامل شده ¬‌کاپل: هونهان •¬‌ژانر: درام | انگست | زندگی روزمره •¬‌خلاصه لوهان : اون بی نقصه ... یه شاهزاده کامل ... کسی که می تونه با یه نگاهش قلبت رو به لرزش در بیاره ... قلب منم لرزوند با لبخندش ... لبخندی که مثل وزش باد خنک زمستون می مونه... باعث شد سقوط کنم و عاشقش بشم جوری که حتی تصوری ازش توی دنیای من نبود. من توی دنیای خودم بودم، تنها و راضی. اون کسی بود که مرزها رو شکست. آهسته آهسته وزید و قبل از اینکه بفهمم وارد قلبم شد. من عاشقش شدم. حس خوبی بود که لبخند هاش رو داشته باشه توجه اش رو داشته باشم ولی یه چیزهایی هست که دست خودت نیست. همونطور که عاشق شدنم دست خودم نبود رسیدن به این عشق هم دست خودم نبود. من می خواستمش برای داشتنش تلاش کردم اما هربار انگار سخت و سخت تر میشد. من با قلبم چه میکردم؟ قلبی که با هر تپش اون رو ازم می خواست؟ چاره ای نداشتم هیچ راهی به این عشق ندارم جز این قرارداد ... قراردادی که در ظاهر ساده است. فقط یک امضا بود قراردادی که می تونه شروع و پایان عشق من باشه. این قرارداد می تونه آخرین امید من باشه؟ می تونه کاری کنه به دستش بیارم؟ سهون : چشم باز کردم و یکباره دیدمش. حتی از دیدنش شوکه شدم. می دونستم همیشه بوده ولی چرا هیچ وقت ندیدمش؟ همیشه بود و هرگز دیده نشد... شاید فقط من ندیدمش. م
Touch my Heart by Donya_aqua
Donya_aqua
  • WpView
    Reads 11,902
  • WpVote
    Votes 2,802
  • WpPart
    Parts 18
لوهان با عاشق شدن به سهون بزرگترین اشتباه زندگیشو انجام داده بود. تونسته بود لبخند رو به لبهای سهون بیاره ولی لبخند خودشو از دست داده بود... ᯽᯽᯽ زوج: هونهان، کایسو ژانر: عاشقانه، مدرسه‌ای، انگست وضعیت: تکمیل شده✅ لینک زبان اصلی https://my.w.tt/WzEL68G2PL اجازه نامه کسب شده✔
I Love you in my dreams by Donya_aqua
Donya_aqua
  • WpView
    Reads 16,473
  • WpVote
    Votes 1,900
  • WpPart
    Parts 16
لوهان تو جذابترین و باحال ترین گروه مدرسس،و سهون تازه واردی که از روز اول همه توجه هارو جلب کرده ومشکل به وجود آورده. تلاش لوهان برای به چنگ آوردن سهون میتونه موفقیت آمیز باشه؟ تو این راه باید چه چیزایی رو از دست بده؟؟ ᯽᯽᯽ زوج: هونهان ژانر: مدرسه‌ای، عاشقانه وضعیت: تکمیل شده✅ *اصل فیک به زبان استانبولی بوده و اجازه نامه کسب شده✔
GLAMOR by Donya_aqua
Donya_aqua
  • WpView
    Reads 41,869
  • WpVote
    Votes 6,704
  • WpPart
    Parts 36
نام: طلسم زوج: هونهان، سولی ژانر: رمنس، درام، تخیلی تعداد قسمت: ۳۵ وضعیت: تکمیل شده✅ ᯽᯽᯽ خلاصه: پدر سهون تصمیم به ازدواج مجدد میگیره و همسر جدیدش دو پسر هم سن و سال سهون داره . سهون خوشحال از این تصمیم پدرش فکر میکنه آرزوی خانواده‌ی خوشبخت و پر جمیعتش به حقیقت میپیونده ولی رفتار هایی که میبینه و گذشته‌ای که کم کم به یاد آورده میشه نتایج دیگه‌ای به همراه داره...