شاید همه چیز از اونجایی شروع شد که چشمم و بستم و اون معامله رو قبول کردم بدونه اینکه بدونم با قبولش قرار چه بلایی سر تو بیارم ، من تنها قصدم نجاته تو و برگردوندن آرامش بهت بود ولی محکوم شدم به زخم زدن به قلبت درست جایی که از جسمت مهم تر بود ، اونم زمانی که من تازه احساساتم به تو رو پیدا کردم ، درست اون لحظه محکوم شدیم به جداییی اما این واقعا پایانش بود......؟!
نویسنده : @Lord_Qi_La
کاپل : وانگشیان
ژانر : جادویی ، درام ، عاشقانه
A FanFic of MDZS/GDC
WARNING: PLEASE BE AWARE THAT SOME CHAPTERS MAY CONTAINS SEXUAL INTERCOURSE.
"After the intense fight with the Wens, Wei Wuxian was wounded severely and his body gave up due to fatigue. Since that day he's been in a coma for 13 years and had regained consciousness a month ago."
Side Story #1: The fall of the Black Lotus
Side Story #2: Straightening his path