زیام های پاره کننده
8 historias
To Love a Sadist {ziam} por Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    LECTURAS 248,180
  • WpVote
    Votos 20,688
  • WpPart
    Partes 34
من بردش بودم و بازیچه اش حیوون خونگیش بیبیش اسباب بازیش و همسرش .... من فک میکنم شما تصور میکنید که من از اول عمرم توی BDSM بودم . و من نبودم . زین ، ارباب من ، و یا ددیم ، یه سادیسمی بود . اون دوست داره به بقیه آسیب برسونه ؛ توی بدترین حالت های جنسی . این چیزی بود که اتفاق می افتاد ؛ اون همیشه بهم صدمه میزد . ولی بعضی اوقات ، من عاشق حسی می شدم که اون بهم میداد ..... :) Top ranck : #2 in fanfiction [Persian translation 2017] ⚠ [ Warning ]⚠
 a life under the sea[Z.M] por 10Andromada
10Andromada
  • WpView
    LECTURAS 5,007
  • WpVote
    Votos 1,111
  • WpPart
    Partes 12
{Completed} و داد زد: باور کنین من زنده نیستم ! #1 in sadstory
Icarus falls Lyrics [p.t] por Miramalik_z
Miramalik_z
  • WpView
    LECTURAS 23,311
  • WpVote
    Votos 1,436
  • WpPart
    Partes 31
متن و ترجمه ی تمام اهنگ های البوم جدید زین Icarus falls تمامیه ترجمه ها توسط شخص شخیص بندس.. نباشه ام منبع میزنم
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) por notevensara_
notevensara_
  • WpView
    LECTURAS 328,907
  • WpVote
    Votos 55,741
  • WpPart
    Partes 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
ilysm [ZIAM] por zAhraXe
zAhraXe
  • WpView
    LECTURAS 74,811
  • WpVote
    Votos 13,816
  • WpPart
    Partes 68
[translation] "خیلی دوست دارم عزیزم" "میدونم و منم دوست دارم.وتورو به حضرت عباس ، برو بخاب ." ■■■■■ فنفیکی از چت های زیام و یکمم بقیه‌ی کاپل ها 4 in Fanfictions
Travel To Love (Ziam) por Setareeh181
Setareeh181
  • WpView
    LECTURAS 109,146
  • WpVote
    Votos 13,937
  • WpPart
    Partes 82
چهار ساله همه ازش متنفرن... پدر... مادر... برادر... حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن... فقط و فقط به جرم بی گناهی... بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره... تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشنا تره... یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره... خودش هم نمیدونه... ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره ای برای داستان زندگی اون...
Need · [ Ziam ] · por ziampalik_ir
ziampalik_ir
  • WpView
    LECTURAS 4,690
  • WpVote
    Votos 570
  • WpPart
    Partes 5
تو دقیقا انقدر مهمی تو زندگیم که کشیدن ماشه اسحله روی به روی پیشونیم مهمه !
EMPTY NOTE por AsraAghaii
AsraAghaii
  • WpView
    LECTURAS 31,518
  • WpVote
    Votos 6,177
  • WpPart
    Partes 10
غریبه‌ام با هویتی که از آن منه و نیست. راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم. چیزی برای فکر کردن ندارم. حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.