نور من
اولین باری که گرمای خورشید چشمات قلبمو گرم کرد رو هرگز فراموش نمیکنم...
تمام اون لحظه رو با جزئیات به خاطر دارم.. تنها لحظهی عمرم که میخواستم تا ابدیت طول بکشه
کلی راز توی چشمات هست
مثل یک کتاب مرموز که دوست دارم با صدای تو برام خونده بشه
کتاب مورد علاقهام...
تو شدی بزرگترین شهامت زندگی من. عشق سادهای که قلبم به تو داشت، پیچیده ترین اتفاقی بود که مغزم باهاش رو به رو شده بود. چه پارادوکس بیرحمی...
پستی بلندی؟
داستان عشقهای بینظیری که تا الان نوشته شده همه تصدیق میکنن که عشق سخت و پر دردسر...
ولی سختی کشیدن برای تو میارزید. اینطور نیست؟!
زمان ثابت میکنه همه چیز رو.
گذشته، عشق مارو پیچیده تر کرد. گذشتهای که طناب شده بود دور گردنت.
رها شدنت ازش راحت تر میشد اگه آخرین راه، اولین راهی نبود که انتخاب کرده بودی...
انتقام..
کهربای چشمات به قرمزی میزد وقتی بهش فکر میکردی...
ژانر:عاشقانه،طنز
هدف از یه مدرسه ادب و تربیت چه کوفتی میتونه باشه؟! چیزی که من توقع داشتم نبود! اینو باید بگم!
اساساً یه فیک BDSM.
شامل لری/نیام/زیام/زاستین/.
تمامی حقوق متعلق به boybands77@ هستش. این کار با دریافت « اجازه » داره ترجمه میشه!!
all rights reserved to @boybands77
داستان ما شروع شده
نمیدونیم قراره چی پیش بیاد
نمیدونیم تهش چی میشه
شاید تو شخصیت دوست داشتنی برای نویسنده ی داستان من نباشیو زود پاکت کنه، یا برعکس...
من فقط از یه چیز مطمئنم
این رابطه، نه به خواست من شروع شد نه به خواست تو...
اما قراره به خواست منو تو تموم نشدنی باشه...
Zarry💛💚
Lilo💙❤