_گفتی نامرئی؟
_اره...نامرئی
_مطمئنی فقط خواب نبوده؟
_نه.....اونا رو میبینم....توی بیداری ولی خب....برای شما نامرئین!
وقتی جونگ کوک، یک پسر 21 ساله اهل بوسان برای کالج به سئول میره و اتفاقات عجیبی براش رخ میده.
_واقعا نامید کنندست که کسی حرفات رو باور نکنه.....مگه نه جونگ کوک؟
__________________________
"سایه شیطان: خدای تو کجاست؟!"
𖢣Couple ' Vkook
𖢣Genre'دارک، ماورالطبیعی، درام
خلاصه:
در پس ثانیه به ثانیه ای که عقربه های ساعت طی میکنند، سِرّی در گوشه تاریکی ها مشغول به حیات است!
قسم خوردگانی که میگویند فرزند آدم، برای نجاتشان خواهد آمد و به همگان پشت میکند...
و این بار...
داستان از دوزخیانی سر میگیرد که عشق ممنوعه را در مکانی به اسم سایه ی شیطان بر می انگیزند.
تاریخ و زمان، با روند معکوس خود، شروع به نمایان کردن حقیقت خواهند کرد!
و این بار جنگ، جنگ میان ایمان و خدایان است...⚔️⛓
در ظاهر کیم تهیونگ، پزشک رتبه یک کره
در باطن؟ معمایی که زندگی جونگکوک، رزیدنت پزشکی رو از این رو به اون رو کرد، باتلاقی بود که هیچ راهی برای خلاص شدن نداشت!
عشقی که از زندگی غمگین و سوت و کورش؛ داستان پرماجرا و عجیبی ساخت.
- هیچوقت هیچکس در لحظه قدر چیزهایی که داره رو نمیدونه تنها تلنگر نبودش، کمبودش رو نمایان میکنه.
◂ کاپلها: تهکوک(ورس) / باقی کاپل ها مخفی.
◃ ژانر: انگست، پزشکی، فانتزی، اسمات
◂ چنل تلگرام : "موقتا بسته شده"
زمان آپ: نامنظم
Highest rank
#1 in fantasy
#1 in Mystery
یا جونگ کوک نباید به یه پلیس دل میبست یا تهیونگ نباید به یه پسر بچه انقد عشق میورزید..
حالا پنج سال گذشته بود و اون دو دوباره باهم روبرو شدن، چه چیزی در انتظارشون بود؟
• 𝗡𝗲𝗠𝗲 || 𝙃𝙖𝙏𝙚 𝙔𝙤𝙐
• 𝗚𝗲𝗡𝗿𝗘 || 𝙍𝙤𝙈𝙖𝙣𝘾𝙚✫𝙎𝙢𝙪𝙏 ✫
• 𝗖𝗼𝗨𝗽𝗹𝗘 || 𝙑𝙆𝙊𝙤𝙠
• 𝗪𝗿 || Nia
آپ: پنجشنبه
┊Summary:
همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیارهشون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود!
┊Teaser:
_ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد.
با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد:
_ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه!
دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت:
_ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
The Inception Of Nikita 🪐💙
genre: Secret
Couple: Vkook
Sub Couple: Hopemin
Writter: Sylvie 🌱
up: Saturday
Telegram: @papacita_01
"من به افسانه ها باور دارم هیونگ ...
ببوسم بهت برمیگردم"
داستان پسری با تروماهای زیاد که تو پرورشگاه بزرگ شده و بعد 18 سالگیش برای اولین بار بیرون از محوطه قدم میگذاره ... تو این مسیر آدم هایی رو ملاقات میکنه که در عین صمیمی بودن راز های زیادی رو ازش پنهان میکنند
ژانر : معمایی / عاشقانه
وضعیت اپ : کامل شده
___ لیلیوم از کلیشه پیروی نمیکنه*
کیم تهیونگ پسر مدیرعامل شرکت کیم و مدل مشهور در کره با پسر خجالتی،مهربون،و مسئولیت پذیری به نام جئون جونگکوک نامزد میکنه.
*اون از زندگیمم مهم تره تهیونگ...نمیخوام کسی به برادرم آسیب بزنه...*
جئون جون گی
**نگران نباش هیونگ...بهم اعتماد کن...هیچ کس نمیتونه به بانیه من صدمه بزنه...**
تهیونگ
Name:Wrong number/شماره اشتباه
Couple:Vkook
Writer: @intojeonjk
Translator:Terry
Start:1400/8/10
*ترجمه شده*
𝙅𝙪𝙣𝙜𝙠𝙤𝙤𝙠 :
توی لعنتی کی هستی که کار بقیرو بهم میریزی؟
𝙏𝙖𝙚𝙝𝙮𝙪𝙣𝙜 :
و تو کی هستی که کسی رو که نمیشناسی لعنت میکنی؟
"اون دو مرد شروع به چت کردن باهم ، کردن. بدون اینکه بدونن هردوشون توی یه بیمارستانن.."
×هشدار×
-این بوک اخراش اسمات داره اگه روی این چیزا خیلی حساسید نخونید!